تبليغاتX
یا خَیرَ حَبیبٍ وَ مَحبوب

شنبه هجدهم شهریور 1385

مستانه كاش در حرم و دير بگذري تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم تو را

mahdi

 

 

میلاد مسعود ومبارک مولایم حضرت مهدی

 روحی فداه

صلوات الله علیه وعلی  آبائه و امه

را به همه شما تبریک وتهنیت میگویم

 

همه هست آرزويم كه ببينم از تو رويي

چه شود كه من هم برسم به آرزويي

به كسي جمال خود را ننموده اي و بينم

همه جا به هر زباني، بود از تو گفتگويي!

غم و رنج و درد و محنت همه مستعدِّ قتلم

تو بِبُر سر از تن من بِبَر از ميانه گويي!

به ره تو بس كه نالم ،ز غم تو بس كه مويَم

شده ام  زناله نايي شده ام ز مويه مويي

همه خوشدل اينكه مطرب بزند به تار ،چنگي

من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي

چه شود كه راه يابد سوي آب، تشنه كامي؟

 چه شود كه كام جويد ز لب تو كام جويي؟

شود اينكه از ترحم دمي اي سحاب رحمت !

من خشك لب هم آخر ز تو تَر كنم گلويي؟

بشكست آگر دل من ،به فداي چشم مستت !

سر خُمِّ مي سلامت شكند آگر سبويي

همه موسم تفرّج،به چمن روند و صحرا

تو قدم به چشم من نِه ،بنشين كنار جويي

نه به باغ ره دهندم،كه گلي به كام بويم

نه دِماغ اينكه از گل شنوم به كام بويي

ز چه شيخ پاك دامن ،سوي مسجدم بخواند ؟!

رخ شيخ  وسجده گاهي ،سَرِِ ما و خاك كويي

بنـمود تـيـره روزم، سـتم سـياه چـشـمي!

بـنـموده  مـوسـپـيـدم ،صـنم سـپـيد رويي!

نظري به سوي (رضوانيِ)دردمند مسكين

كه بجز درت ،اميدش نبود به هيچ سويي

فصيح الزمان شيرازي

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 7:46 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم شهریور 1385

ختم و عمل مجرب

مرحوم فشاركي در عنوان الكلام ازسيد اسماعيل بحريني نقل كرده است كه از اسرا مخزونه ما است كه هركه در شب نيمه شعبان مقداري نخود بردارد و به هريم يكبار سوره توحيد و سه بار صلوات بفرستدو آن را پخته هر نفري 7دانه بخورد درآنسال از جميع امراض و اوجاع و وبا و طاعون و مرگ ناگهاني محفوض بماند . همچنين  فرموده در اين شب سه بار سوره يس را بخواند

يكي به نيت طول عمر يكي براي تندرستي و يكي براي ثروت

منبع : منتخب مفاتيح ادعيه جلاليه

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 18:30 |  لینک ثابت   • 

جمعه هفدهم شهریور 1385

غم مخور ايام هجران رو به پايان ميرود اين خماري از سر ما مي گساران ميرود

mahdi 

يادگار انبيا و اوليا،

 بقيه الله في الارضين،خليفۀخدا و وصي پيامبر عظيم الشان اسلام،

و وارث امير المؤمنين و ائمه معصومين (عليهم السلام )،

امام شيعيان ،مكمّل دوستان و متّوسلان،مربّي كملين شيعه،

واسطةبين خدا و مخلوقات (صعوداًو نزولاً)

 غياث المستغيثين ،قطب عالم امكان

،قائم آل محمد ،حجةبن الحسن العسكري

 صلوات الله عليه و علي آبائه و ابنائه و اصحابه و اعوانه

 

اي حريمت كعبه توحيد را ركن يمان

آستانت مستجار است و درت دار الامان

پيش كرسي جلالت  عرش كمتر پايه اي

بيت معمور جمالت قبله هفت آسمان

چرخ اعظم همچو گوئي در خم چوگان تست

خرگهت را كهكشان آسمان يك ريسمان

شاهبازان فضاي قدس را عنقاي قاف

يكه تازان محيط معرفت را قهرمان

شاهد زيباي بزم جمع جمع و شمع جمع

دُّره بيضاي و حدت ناظم عقد جمان

هيكل جود و فتوت را تويي انسان عين

خانه وحي و نبوت را چراغ دودمان

چيست با فرمان  تو كلك قضا لوح قدر

هر دو در ديوان تو خدمتگذار و ترجمان

 فيض سبحاني و آن لاهوت رباني قرين

امر كاف و نون آن عزم همايون تؤامان

مادر گيتي طفيل طفل مطبخ خانه ات

خوان احسان تو را آباء علوي ميهمان

در گلستان حقايق شاخه طوبي تويي

در چمن زار معارف قد سرو تو چمان

اي به طلعت  صورتي بيرون ز مِرات خيال

وي به رفعت سِرّ معنايي كه نايد در گمان

قاب قوسين دو ابروي تو ،اي رفرف سوار

عالمي را ميزند  برهم به آن تير و كمان

شاه اقليم ولايت  مالك كون و مكان

خسرو ملك هدايت صاحب عصر و زمان

اي كفيل دين و آيين، حافظ شرع مبين

كَس ندارد جز تو ميثاق الهي را ضمان

حجت حق بر جهان و بهجت كون و مكان

گلشن دين از تو خرم ؛روح ايمان شادمان

مَردم چشم دو گيتي روشن از ديدار توست

همتي اي روشنايي بخش چشم مردمان

بار بستند از اين دنياي دون جانهاي پاك

يك جهان، براي يك جهاني جان بمان

اي خداوند حرم اي محرم اسرار غيب

تا به كي باشد حرم در دست اين نامحرمان؟

باز شد بيت الصمد بيت الصنم يا للاسف

كاسر اصنام كو بازوي حيدر نشان

خانه هاي قدس حق را پاي پيلان محو كرد

خانه هاي نجد را ايزد كند بي خانمان

خانه هايي كه بود برتر ز سبع شداد

خانه هايي را كه بودي  رشك جنات ثمان

خسروا صبر و تحمل پيشه كردن تا به كي؟

تيشه بي انديشه زن بر ريشه اين ظالمان

از(مفتقر)

علامه محمد حسين غروي اصفهاني اعلي

الله مقامه الشريف كه رحمت خدا بر او باد

درّه:مرواريد گرانبها

جمان:مرواريد لؤلؤ

مرات:آينه

كاسر اصنام :بت شكن

 

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 7:43 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385

چارۀ ما ساز كي بي ياوريم گر تو براني به كه روي آوريم

امام مهدي

السلام علي المهدي روحي فداه و عج الله تعالي فرجه الشريف

  مردن من مهجور ازغم تو مشكل نيست 

 مشكل انكه بي رويت جان دهم به ارزاني

 آي وازغم جهان يك جهان خلاصي ده

 يـا خلاصي دلهـا يا نـما همه فـاني

***

 درد فـراق يـار را مـن بـه بيـان و گـفـتگو

 شرح نميتوان دهم نكته به نكته مو به مو

 جـامۀ صـبر بـر درم چـنـد در انـتظـار او

 قطعه به قطعه نخ به نخ تار به تار و پو به پو

 ميـطـلبم نـشانه از هـر كـه رهـم نمي دهـد

 گفته به گفته دم به دم دسته به دسته سو به سو

 تا كـه كـنم سـراغ از او ميگذرم به هـر طرف

 خانه به خانه جا به جا كوچه به كوچه كوبه كو

 اشك به دامن آورم روز وشـبان به يـاد شـه

 دجله به دجله يم به يم نهر به نهر و جو به جو

 درد جـنـون عـشـق او مي كـِشدم به بحر و بـر

 شهر به شهر و ده به ده درّه به درّه كو به كو

 خـيز و بـريـز ساقيا ساغرغم ز خون دل 

 جام به جام و دَن به دَن خُم خُم هم سبو سبو

 تا كـه كـنم نـثـار شه جـان عزيز خويش را

 زآتش هجر پي به پي وزغم و رنج تو به تو

 كـشتۀ عشق شاه را تـا كه برنـد عاشـقان

 دست به دست وپا به پا سينه به سينه روبه رو

 

مرحوم علامۀ عارف آيت الله مير جهاني

 

 

 

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 9:41 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385

ادامه نامه عرفاني

قسمتي ديگراز

قسمتي ديگراز نامه شيخ عبدالكريم حامد به آيت الله شوشتري

را اضافه كردم به پست مربوطه مراجعه كنيد

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 17:19 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم شهریور 1385

نامه عرفاني شاگرد مرحوم رجبعلي خياط(مرحوم حامد)به جناب آيه الله شوشتري دامت بركاته

حضور محترم جناب آقای عبدالقائم شوشتری زید توفیقاته.30/11/52

پس از تقدیم عرض سلام واردات،انشاءالله وجود شریف به سلامت بوده،

چندی قبل نامه ای از جنابعالی رسید، آنچه مرا بر آن داشت

 که جواب آن را بدهم ،تواضع جنابعالی بود،این را هم از او بدانید.

الهی ان ظهرت المحاسن منی فبفضلک ولک المنة علی

{دعای امام حسین در روز عرفه} وکمتر درزندگی اشخاص را

دیده ام که در مقابل حرف حق تواضع داشته باشند.

*****

بسم الله الرحمن الرحیم

(الم ذالک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین)آنچه در بدو امر

منتقل می شویم،تقوا،یعنی اجتناب از معصیت و اتیان{انجام دادن}

واجبات، همین طور است؛ اما نکته در این خوابیده است که اغلب

غافل ازآن هستند ،اگر شخصی متقی است،لابد هدایت شده که تقوا دارد

،اگر تقوا دارد لابد هدايت شده و این به قول علماء تحصیل حاصل است

  منتهی هدایت و تقوا البته مراتبی دارد،(القرآن یفسر بعضه بعظا

{نهج البلاغه خطبه133}) بعد از آنکه شیطان گفت

 (قال فبعزتک لاغوینهم اجمعین الاعبادک منهم المخلصین

{سوره ص}) مطلب تمام است.اگر کسی ازترس جهنم

یا به طمع بهشت عبادت کند واجتناب ازمعصیت نمود مسلّم این

خالص نیست واگرهم خالص نبود،مسلم شیطان او را گمراه کرده و

 او از راه حق و حقیقت به در برده. پس چطورمیشود جمع بین این

دونمود وحال آنکه زیاد دیده شده اشخاصی که واقعا به تمام قوا

میکوشند،واجبات را به جا میآورند ومنهیات را ترک میکنند،بگوییم

اینها گمراه هستند؟ بله چه گمراهی بالاترازاینکه بنده باید هدفی

جز رضای خدا نداشته باشد ودردلش جزخدا کسی راه نداشته باشد

وحال اینکه می بینیم این گونه اشخاص برای ارضاءنفس

 خود این زحمات را میکشند ودر دل جز حُب حور وغلمان و

 خوشگذرانی در بهشت هدف دیگری ندارند. پس این خداپرستی

 نشد و جز خود پرستی چیز دیگری نیست.

اگر خبرعنوان بصری{حدیث معروفی است نزد اهل تزکیه وسیر و

سلوک}به نظر جنابعالی رسیده باشد که مفصل است تا اینجا که

 حضرتش{امام صادق صلوات الله عليه} میفرماید:

 (فاطلب اولاً فی نفسک حقیقةالعبودیة

{در آغاز حقيقت بندگي را در خود جستجو كن}) وآن سه چیز است:

اول آنکه شخص خود را مالک چیزی نبیند(عند ذالک هان علیه الانفاق)

{در آن هنگام انفاق بر اوآسان میشود}

دیگر اینکه کارهایش را تفویض به خدا کند،

(عند ذالک هان علیه المصائب الدنيا)

{درآن هنگام مصیبت ها بر او آسان  میگردد}

سوم آنچه خداوند متعال امر ونهی فرموده به جای آورد

(عند ذالک هان علیه الابلیس)

{در ان هنگام ابلیس بر اوآسان میشود}

بعد می فرمایند: (فهذا اول درجةالتقی)

{این اولین درجه تقواست}اگر تقوی این است که امام میفرماید،

به قول معروف علی می ماند و حوضش.به قول بنده علی

 می ماند وحوضش وشیعیانش. خداوند متعال هم که فرموده:

اِنَّما یَتَقَبَّلَ اللهُ مِن المُتقین{آیه27/ مائده:خداوندفقط از

اهل تقوا می پذیرد} لذاست که امام می فرماید :

 

الناس کلهم  بهائم ثلاث مرات الا قلیل من المومنین

{مردم همه حیوانند اين را 3 مرتبه فرمود مگر کمی از مومنین}

و این تقوی حاصل نشود جز به محبت خدای متعال،شاهد:

(واجعل لی الی محبتک سبیلا سهله اکمل لی بها خیر الدنیا و

الاخره{و راهي هموار بسوي عشقت برايم باز كن وبه سبب

آن خير دنيا و آخرتم را كامل كن _دعاي مكارم الاخلاق })

 (منشاء کل  خیرات حب الله و منشا کل فساد محبة غیر الله)

{منشاءتمام خوبيها دوست داشتن خدا ومنشاءتمام بديها 

دوست داشتن غيرخداست}

ومحبت وعلاقه ای که ما به خودمان داریم،اینهم جزءمحبت غیرخداست

و مارا به فساد می کشاند منتها فساد هم درجاتی دارد ،کمتر فسادش

 این است که اگر عمل برای خود بود و منشأ{آن} حبّ ذات بود،این

عمل فاسد است و چه به بسا اینکه انسان را هم به عجب بیاندازد که:

(ولا تفسد عبادتی بالعجب){عبادت مرا با فساد تباه مکن، بحار-ج 69}

واخبار و روایت هم دال بر این مطلب است که باید عمل را خالص

کرد  که پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله به اباذر میفرماید:

(یا اباذر،لیکن لک فی کل شی نية صالحة حتی النوم والاکل ای نیةخالصة)

{ای ابوذر در هر کاری نیت صالح(رضای خدا) داشته باش حتی در

خوابیدن و خوردن  یعنی نیت خالص برای خدا داشته باش.

وسائل الشيعه ج1ص48} وبرای اینکه ما راه را از چاه

 بشناسیم وبه اشتباه نیفتیم، ائمه طاهرین عليهم السلام نشانه های راه

را برای ما توضیح داداند. یکی همین که پیغمبراکرم میفرمایند:

 (قال النبي  صلي الله عليه و آله ان لکل  حق حقیقه وما بلغ

 عبد حقیقة الاخلاص حتی لا یُحبّ ان یحمد علی شی من عمل الله)

{معنی این حدیث:برای هر حقی حقیقت وجوهره ای هست

وهیچ بنده ای به حقیقت اخلاص نمی رسد مگر اینکه دوست نداشته

باشد تا برکاری که برای خدا کرده ستوده شود.مستدرك ج1 ص100}

از حضرت عیسی علیه السلام سوال کردند:

ما لاخلاص؟ قال الذی یعمل و لا یحب ان یمدحه

{اخلاص چیست؟ گفت:کسی کاری میکند ودوست ندارد که ستوده شود}

 پس اگر کسی عملی کرد و مردم فهمیدند وتعریف اورا کردند،

خوشش آمد ،همین دال بر این است که این عمل خالص نبوده.

 باید اصلاً ریشه مدح مردم را از دلش بیرون برود و این کاریست بس

 مشکل. اما اگر خدا بنده ای را پیدا کرد که واقعا در بند او بود

 نه بند خودش ،این کار را در حق او خواهد کرد و اگرکسی خدا را

 شناخت،دیگرمردم در نزد او چیزی نیستند تا مدح و ذمّشان در اواثری

گذارد که این خود،یکی از نشانه های مومن است که امیرالمؤمنین

 صلوات الله علیه میفرماید لایخرق الثـناءسمعه کان لم یسمعه

{مدح و ستایش در گوش او نفوذ نمیکند گویا او نشنیده است

 بحار ج 64ص366}و دیگر:

کل عمل لا یرد بها وجه الله فعلیها قبح الریاء ولها سوء الجزاء

{هر کاری که خداوند از آن اراده نشده است زشتی ریا

برآن نشسته است وبرای آن زشتی  کیفر است}

 

بقيه را بعداًهمينجا ميذارم....

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 7:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه یازدهم شهریور 1385

پاسخ به بعضي ازسوالات و انتقادات درمورد امر به معروف و نهی ازمنکر و دیگر مسائل

                                           با سلام به همه عزيزان

و تشكرفراوان از همه بزرگواراني كه ما را با نظراتشون بهر مند كردند و ميكنند .

آقا نادر ما ماموربه تبعیت از قران ومعصومین علیهم السلام هستیم نه احساسات خودمان در ضمن ما هر نوع موزیک را نگفتیم ُگفتیم اونی که ادم را به رقص در میاره در ضمن به رساله توضیح المسائل حتما مراجعه کنید تا مطمئن بشید

آقا مسلم نوشته بودند ريش تراشيدن حرام نيست  ومن براي مطالب عرفاني ميام

به اين وبلاگ. عرض ميكنم كه قدم برچشم ما مي گذاريد .

اما تراشيدن ريش به فتوای اکثر مراجع  حرام است رساله توضيح المسائل يا سايت مرجع

 تقليد تان را ملاحظه بفرماييدالبته اگه خودتان مجتهد نيستيد!!!.

در ضمن وقتي ميگيم فلان كار عبادي را انجام بديد منظورمان با شرايط ان است

 مثلا اگه ميگيم نماز شب بخوانيد قطعاًمقصودمان اين نيست كه پشت به قبله يا

با بدن نجس و در حال جنابت نماز بخونيد در مورد امر به معروف و نهي ازمنكر

 هم همينطور.البته اين مطلب امر به معروف را  باعجله نوشته بودم و

 خوب مطلب را روشن نكرده بودم ولي الان تغييرش دادم كه برداشت اشتباهي نشه

آقا مجتبي حقير راعارف ناميده بودند.اما بنده خودم را فقط يك مسلمان ميدونم و

 شرم ميكنم بگم محب محمد وآل صلوات الله عليهم هستم چرا كه بويي از

 اين بزرگواران نبرده ام و شباهتي به آنها ندارم با اين همه گناه.

در مورد اين شرط احتمال تاثير  امر به معروف و...هم  بايد بگم

 مگه علم غيب داريد كه ميگيد تا ثير نداره.

اگه شما سابقه از فردي داري كه قبلاً بهش امر به معروف كردي يا نهي از

منكر و اون قبول نكرده بار دوم ديگه نبايد تذكر بدي چون تاثير نميكنه.اما

 نه اينكه هر كه را ديديم يه گناهي ميكنه بگيم احتمال تاثير نهي از منكر نيست.

 در ضمن تعدادي ازهمين نوع آدم ها را اگه افراد مختلف همون يك مرتبه را

تذكر بدهند به مرور تاثيرگذار خواهد بود.ومقاومت اونها را سست ميكنه.

 بزرگواري از ما شماره تلفن جناب بروجردي را خواسته بودند.بنده ايشون

 را نميشناسم  و شماره اي هم ندارم.

 

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 7:57 |  لینک ثابت   • 

جمعه دهم شهریور 1385

اگر دانستمی کويت ، به سر می آمدم سويت خوشا آنکس که آگه بود ز راه و رسم منزلها

صلي الله عليك يا ابا صالح المهدي

 

من كه دل از غير تو بگسسته ام **بر كرم و لطف تودل بسته ام

از خودي خويش نجاتم بده ** ظـلـمـتـيـم آب حـياتـم بـده

من به تمـناي وصال توام **طـالــب ديـدار جـمال تــوام

شعله جانسوز به آهم بده**در كـنـف خـويـش پـنـاهم بده

اي رخ تو خوبترازماه و مهر**جلوه گراز مهر رخت نُه سپهر

رمزعصا معجز عيسي تويي**هم دم جانبخش مسيحا تويي

از تـو بود آتـش نمرود خام**بـهـر خـليـل آمـده بـرداً ســلام

دردل بشكسته دلان جاي تست**كحل بصرخاك كف پاي توست

اي به فـداي تـو سـر وجـان من **قـبـله مـن كعـبه ايمان من

رنج دوصد خار بلا ديده ام**در ره عشق تو چه ها ديده ام

من چه كنم گر كه نخواني مرا**يا ز در خويش براني مرا

ذره منم مهر دل آرا تويي** قـطره نـاچـيزم و دريا تويي

آمده ام روي مگردان ز من**چشم من و لطف تو يابن الحسن

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 7:42 |  لینک ثابت   •