تبليغاتX
یا خَیرَ حَبیبٍ وَ مَحبوب

پنجشنبه سی ام آذر 1385

در سوگ خورشيد ولايت

شهادت مظلومانه حضرت جواد الائمه عليه السلام را به محضر مقدس

امام زمان صلوات الله عليه وهمه محبان آنحضرت تسليت عرض ميكنيم

به جهت تعجيل در فرج مولايمان صلواتي به محضرامام جواد هديه كنيد

اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم واهلك اعدائهم

امام جواد

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 7:26 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385

ملكه كردن اعمال عبادي

براي ملكه شدن يك عمل بايد اون عمل را از زماني كه سالميد (بيماري شديدي

 مثل سر درد ، تب .بيحالي و ضعف و... نداشته باشيد)ونشاط و حوصله

داريد شروع كنيد و ابتدا از حداقل ها شروع كرد و به مرور به عمل اضافه كرد.

واز يكي دوتا عمل مثلاً شروع كنيد و وقتي ديد به راحتي ميتونيد انجام بديد .

اعمال ديگر را اضافه كنيد .در ابتدا هرگز دنبال اعمالي كه شما را خسته ميكند و

 طاقت فرسا هستند نرويد كه باعث ناراحتي اعصاب و انزجار از عبادت و

بيماري خواهد شد. بزرگي از اولياي خدا نقل ميكرد .كه شخصي در

مسجد جمكران در يك جلسه 14هزار صلوات ختم كرده بود و پس از ختم

به اختلال حواس دچار شده بود وحالش به قدري بد شده بود كه اورژانس براش

 خبر كردند. نكته ديگر اينكه اعمال و ختومي را كه ميشود در چند جلسه انجام

 داد را در يك جلسه انجام نديد كه بهتون فشار بياد. بر فرض مثال اگه ميخواهيد

 نماز شب بخونيد آن را بصورت خلاصه بخونيد(بدون مستحبات)

وابتدا مداومت كنيدفقط 2 ركعت نافله شب بخونيد وكم كم به اا ركعت برسونيد 

البته اون را هم در دو يا چند بخش بخونيد. مثلاً

8ركعت از نماز را قبل از خواب بخونيد وبقيه را قبل از نماز صبح و نمي خواد

از شب اول شروع كنيد 300 مرتبه العفو بگيد و 40 تا مومن را دعا كنيد.

اگه ميخوايد روزي يك جزء قران بخونيد يك جا نخونيد در چند بخش بخونيد تا

 وسطش هم يك استراحتي داشته باشه.ودر آخر بياد داشته باشيد اين حديث را كه

حضرت علي عليه السلام فرمود:

عمل كم وپيوسته بهتر از زياد رنج آور وخسته كننده است

(حكمت 444 نهج البلاغه).

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 6:13 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و چهارم آذر 1385

آن چهره نشانم ده كز عشق تو مجنونم * ترسم كه كشد كارم هر لحظه به رسوايي

بنده را سر بر آستان بودن بهتر از پا بر آسمان بودن

نفسي در رضاي حضرت حق بهتر از عمر جاودان بودن

گه چو زنجير سر بر حلقه در   گه چو در سر بر آستان بودن

بهتر از پادشاهي دو جهان  بر در دوست پاسبان بودن

بندگي در جناب حضرت عشق بهتر از شاه انس و جان بودن

عين انسان شدن به ديده حق   يعني از چشم خود نهان بودن

مسند از كوه قاف گستردن   بال سيمرغ سايبان بودن

چون جرس بسته از پي محمل   در ره عشق يك زبان بودن

يك دل و يك دهان ويك ناله   همه تن جنبش و فغان بودن

گمرهان را دراين شب تاريك  روشني سوي كاروان بودن

در سياحت به ساحت ملكوت  با دل و روح هم عنان بودن

از زمان و زمانيان بيرون  بنده صاحب زمان بودن

 **********

 روي نيازِ من به تو سوز و گداز من ز تو

 اي كه ز داغ حسرتت سينه پـرآه مي كنم  

 

 

      الغوث و الامان يا صاحب الزمان   

 

 

 

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 6:32 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و چهارم آذر 1385

درمان ضعف حافظه

بنا به قولي كه به بزرگواري داده بودم در مورد تقويت حافظه اين مطلب را نوشتم:

 

دستوري از كتاب منهاج العارفين به نقل از بحار الانوار ج62 ص272 :

سعد هندي ،فلفل سفيد،سناي مّكي،كندر سفيد(خوراكي)و زعفران را به مقدار مساوي بكوبند و با عسل مخلوط كرده تا هفت روز،روزانه  يك مثقال بخورند .در تقويت حافظه بسيار موثر است ،هر كه اين عمل را 14 روز  انجام دهد ،بيم آن ميرود كه از شدت حافظه  ساحر(خوانده) شود .

 

ازوصيّ پيامبراعظم صلي الله عليه واله حضرت امير امير المؤمنين علي عليه السلام نقل شده: بر شما باد به كندر زيرا حرارت را از قلب دور ميكند مانند انگشتي كه عرق را از پيشاني ،پشت را محكم ،عقل  را زياد،ذهن را جلاميدهد چشم را روشن ميكند و فراموشي را بر طرف ميسازد .(مكارم الاخلاق )در روايتي ديگر امام به  قران خواندن ،خوردن عسل و كندر سفارش كردند.خوردن اين اينها با عث دفع بلغم هم ميشوددر كتاب دكتر براي همه امده كه مقدار ده گرم كندر را نرم سائيده با آب و عسل صبح ناشتا ميل كند.چند روزادامه بديدرا نميدونم.

 

بنا بر بعضي از روايات و تحقيقات اين خوركي ها تقويت كننده حافظه هستند:

كدو ،عدس، نخود ،لوبيا ، موز،فلفل ،كرفس پسته،فندق،بادام،كنجد.

 

در روايات آمده كه قران خواندن و به خصوص خواندن آيه الكرسي موثر است.از يكي از اولياء خدا براي تقويت حافظه دستور خواستم ،فرمود بعد از هر نماز آيةالكرسي بخوان پرسيدم كه يك آيه است ياسه تا؟ فرمود يك آيه {البته روايات هم به يك آيه بودن آن تصريح دارند پس آيه الكرسي تا و هوالعلي العظيم است}.

 

جناب آيت الله بهجت حفظه الله كه خداوند طول عمر با صحت  به ايشان دهد  بر خواند دعاي سبحان مَن لا يَعتدي اهلَ مَمَلكته... كه در تعقيبات مشترك مفاتيح الجنان آمده تاكيد دارند كه بعد از هر نماز خوانده شود .

 

سعي كنيد هميشه با وضو باشيد كه موثر است  و اين را هم بدانيد كه هرگناهي

كه انجام ميدهي باعث ضعف حافظه خواهد شد. شايد در آينده باز هم در اين باره بنويسم.فعلا ًتا همين جا كافيه. حتماً ما راهم دعا كنيد. 

 

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 6:18 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385

درمان سرطان وامراض صعب العلاج

اين مطلب را هم به درخواست تعدادي از بزرگواران و خصوصاً آقا محمد از

 بوشهر نوشتم:مرحوم كشميري براي درمان امراض صعب العلاج  اين دستور

را فرموده بودند:سوره نجم را بخوانند و ثواب آن را به امام سجاد صلوات الله

 عليه هديه كنند و مداومت كنند {البته با توجه به معناي آيات سوره بخوانند}.

همچنين براي شفاي شخصي كه سرطان داشت فرموده بودندكه نماز

 جناب جعفر طيار كه در مفاتيح آمده را بخواند

{البته دقيقاًبه همون شكل كه در مفاتيح نوشته شده و سعي

 كند كه در جاي خلوتي بخواند كه حضورقلب داشته باشد}. 

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 6:11 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385

دراويش واهل تصوف نخوانند چون...

يك درويش  پاكستاني كه از دراويش ديگر برگشته بود  به شيخ رجبعلي خياط رحمةالله عليه ميگفت

كه من به همۀ خانقاه رفته ام ،درويشها غير از حقه بازي و كلك جيز ديگري ندارند .

من الان تنها هستم، به نظر شما من در پاكستان با چه كسي رفيق شوم .

شيخ رجبعلي سرش را پايين انداخت و فرمود:

فلان خيابان،فلان كوچه،فلان خانه،با اين ويژگيها )با اين كه جناب

 شيخ هيچگاه به پاكستان نرفته بود

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 6:8 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیستم آذر 1385

معني يا سريع الرضا:

جناب شيخ رجبعلي خياط ميفرمود:در يكي از شبهاي جلسه،رفقا شخصي را آوردند كه

وقتي من نگاه كردم {به باطن او}وحشت كردم و ديدم سه نوع حيوان درنده است كه

 مربوط به سه رذيله اخلاقي او بود .پس از پايان جلسه وقتي به آن شخص نگاه كردم

ديدم به شكل انسان درآمده است . تا آن موقع مفهوم ((يا سريع الرضا)) را متوجه نشده

 بودم كه اگر خدا بخواهد در يك جلسه ازهمۀ بديهاي ما صرف نظر ميكند.

 

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 6:23 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه شانزدهم آذر 1385

مقام حضرات معصومين صلوات الله عليم

شيخ رجبعلي خياط ميفرمود:

زماني كه بيمار بودم و قرص هاي طبّي را براي مداوا استفده ميكردم،

ديدم كه قرص ها ميگويند يابن الحسن !اجازه ميدهيد براي شيخ رجبعلي تاثير بگذاريم

 پس از آن فهميدم داروها هم با اجازۀامام زمان عليه السلام بيماري را ازبين ميبرند و شفا ميدهند.

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 21:8 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه سیزدهم آذر 1385

ادامه نامه عرفاني مرحوم حامد رضوان الله تعالي عليه

واخبار و روایت هم دال بر این مطلب است که باید عمل را خالص

کرد  که پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله به اباذر میفرماید:

(یا اباذر،لیکن لک فی کل شی نية صالحة حتی النوم والاکل ای نیةخالصة)

{ای ابوذر در هر کاری نیت صالح(رضای خدا) داشته باش حتی در

خوابیدن و خوردن  یعنی نیت  خاص برای خدا داشته باش.

وسائل الشيعه ج1ص48} وبرای اینکه ما راه را از چاه بشناسیم وبه

 اشتباه نیفتیم،لذا ائمه طاهرین عليهم السلام نشانه های راه

را برای ما توضیح داداند. یکی همین که پیغمبر اکرم

میفرمایند:(قال النبي  صلي الله عليه و آله ان لکل  حق حقیقه وما بلغ

 عبد حقیقة الاخلاص حتی لا یُحبّ ان یحمد علی شی من عمل الله)

{معنی حدیث:برای هر حقی حقیقت وجوهره ای هست

وهیچ بنده ای به حقیقت اخلاص نمی رسد مگر اینکه دوست

نداشته باشد تا برکاری که برای خدا کرده ستوده شود.مستدرك ج1 ص100}

از حضرت عیسی علیه السلام سوال کردند:

ما اخلاص؟ قال الذی یعمل و لا یحب ان یمدحه

{اخلاص چیست؟ گفت: کسی کاری میکند

 ودوست ندارد که ستوده شود}

پس اگر کسی عملی کرد و مردم فهمیدند وتعریف اورا کردند،

خوشش آمد ،همین دال بر این است که این عمل خالص نبوده.

 باید اصلاً ریشه مدح مردم را از دلش بیرون برود و این کاریست بس

 مشکل. اما اگر خدا بنده ای را پیدا کرد که واقعا در بند او بود

 نه بند خودش ،این کار را در حق او خواهد کرد و اگرکسی خدا را

 شناخت،دیگرمردم در نزد او چیزی نیستند تا مدح و ذمّشان در اواثری

گذارد که این خود،یکی از نشانه های مومن است که امیرالمؤمنین

 صلوات الله علیه میفرماید لایخرق الثـناءسمعه کان لم یسمعه

{مدح و ستایش در گوش او نفوذ نمیکند گویا او نشنیده است}

 بحار ج 64ص366و دیگر:

کل عمل لا یرد بها وجه الله فعلیها قبح الریاء ولها سوء الجزاء

{هر کاری که خداوند از آن اراده نشده است زشتی ریا

برآن نشسته است وبرای آن زشتی  کیفر است}

 قریب به این مضمون:

لا تجلسوا الا عند من یجرکم من الخمس الی خمس،

 یجرکم من الریاءالی الاخلاص، من الرغبة الی الزهد

{حدیث از بحار ج1(ننشینید مگر پیش کسی که شما را از 5چیز به 5چیز

 بکشاند ازریا به اخلاص وازگرایش به دنیا به زهد)}. اگر شما پیدا کردی

سلام حقیر را هم برسانید. هر راهی که انسان میخواهد برود معلوم است

توشه لازم دارد. همچنین راه خدا پرستی توشه لازم دارد که امام میفرماید:

علمت ان افضل زاد الراحل الیک عزم اراده یختارک بها

{مصباح المتهجد ص 162 دانستم که والاترین توشه برای کسی که به

 سوی تو کوچ میکند تصمیم جدی است که با آن تو را برگزیند.}

اگر بنده ای واقعا خدارا اختیار کرد وبرگزید،خدا هم او را اختیار

خواهد کرد و برمی گزیندش واین بنده را دیگر به حال خودش

نخواهد گذاشت که(الله ولی الذین امنوا یخرجهم من الظلمات الی النور)

{بقره / 257 خدا ولی کسانی است که ایمان آورده اند وآنان

را از تاریکیها به سوی نور میکشاند}

از کدام ظلمت؟ از ظلمتها و تاریکیهای نفس که اخلاق وصفات رذیله

نفس،ظلمتهایی است که خداوند از اوبیرون خواهدآورد.همه اینها در

گرو این است  که انسان بخواهد خودش را برای خدا آراسته و

 منزه کند. مثلا اغلب علماء نظرشان براین است که حسد از دل

بیرون رفتنی نیست، باید إعمال حسد نکند و حال اینکه این چنین نیست

 قیاس به نفس کرده اند؛چون عمری است زحمت کشیده و حال اینکه

می بیند حسد در او هست ،لذا می گوید:

باید إعمال حسد نکرد وحال آنکه فرموده اند:

(الحسد یاکل الایمان کما یاکل النار الحطب الیابس)

{حسد ایمان را میخورد همان طور که آتش هیزم خشک را}

این إعمال نکردن حسد را از کجا آورده اند نمی دانم.

و حال اینکه روایت هست:

(ستةلا تکون فی المؤمن الحسد و اللجاجة) الی آخر

{6چیز در مؤمن نیست،حسد،لجاجت ،تا آخر.خصال ج1ص358}

(قد فلح من زکیها )

{محققاً کسی که خود راپیراست وتزکیه کرد رستگار شد(سوره شمس)}

راجع به کیست؟

 (قد افلح المؤمنون)

{سوره مؤمنون:به تحقیق مؤمنان  رستگار شدند}

مؤمن کیست؟

(والذین اشد حبّا لله)(والعصر ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا)

{سوره بقره :کسانی که ایمان آورده اند خدا را شدیدتر دوست دارند}

{ سوره والعصر:قسم به عصر بدرستی که انسان

در زیان است مگر کسانی که ایمان آوردند} باید رجوع کرد به

نشانه هایی که برای مؤمن گفته اند، بیخود نفرموده اند؛برای

 اینکه ما خود را واجد آن شرائط ببینیم واگر نداریم درطلبش برآييم.

  (قد خسرت صفقة عبد لم تجعل له من حبک نصیبا و

 قد خاب من رضی دونک بدلا{دعای عرفه امام حسین:در زيان است

 بنده اي كه نصيبي از عشق تو نيافت و به آرزويش

 نرسيد،كسي كه به بدلي غير ازتو راضي شد})

گاه بَدَلِ خدا،زن است،گاه فرزند،گاه ریاست وگاه بهشت.

همه اینها بَدَل خداست و غیر خدا را به جای خدا گزیدن.

(یوم ندعو کل اُناس بامامهم){سوره اسراء}

امام که این طور در دعا عرض میکند:

(یا نعیمی وجنتی و یا دنیای وآخرتی،لک محیای ومماتی)

{مناجات مریدین از امام سجاد علیه السلام،مفاتیح )

اگر انسان کارهایش شباهت به امام نداشت ،در قیامت

نمی تواند دنبال امام برود.فرمودند:

(لیس منّا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم)

{امام کاظم صلی الله علیه}

یعنی اگر انسان حساب نفس را کشید ،ازآنهاست واین

اختصاص به سلمان ندارد کما اینکه فرموده اند:

(السلمان منا اهل البیت)

و این بس دردی است بزرگ؛اگر کسی اهل درد باشد

که بگویند این از ما نیست وافتخاری است بس بزرگ که

 بگویند این از ماست. غرض:

بنده آن باشد که بند خویش نیست

جز رضای خواجه اش در پیش نیست

واین درس را به ما آموخته اند منتهی ما دعا که میخوانیم

 برای ثوابش میخوانیم ،نه برای فهمیدن و واجد شدنش.

(الهی اغننی بتدبیرک عن تدبیری و باختیارک عن اختیاری

اللهم مُن علی بالتوکل علیک والتفویض الیک والرضا

 بقدرک وتسلیم لامرک حتی لا احب تعجیل ما اخرت

ولا تاخیر ما عجلت یا رب العالمین)

{بحار-ج87_ص82،خداوندا با تدبیرت مرا از تدبیر

 خود بی نیاز کن و با انتخاب کردنت مرا از انتخاب کردن

بی نیازکن. خداوندا بر من منت گذار به توکل بر تو و

 واگذاری کارها به تو و راضی بودن از تقدیرت و تسلیم

شدن به امرت را نصیبم فرما به گونه ای که آنچه را

تو مؤخر خواسته ای من با شتاب نخواهم و آنچه را تو

با شتاب خواسته ای من با تاخیر نخواهم ای رب العالمین}

عبد درمقابل مولا حقِ خواست ندارد که مستقلاً برای خود

 چیزی بخواهد.و اگر موالیان ما خواسته اند، برای خود

نبوده،مسلّم مسلم برای رضای خدا بوده،شاهدش

 (لک تخضّعی و سوالی).و ما غافل از این امریم،

خود پرستی میکنیم به خیال اینکه خدا پرستیم.

گرت ازدوست چشمت به احسان اوست

 تو در بند خویشی نه در بند دوست

(الدعا مخ العبادة){دعا مغزعبادت است}

کدام دعا؟ دعائی که برای خود است ؟نه این چنین نیست،

مسلّما شاهدی هم بر گفته خود داری ،بله ،دعای ابوحمزه:

انک لا تحتجب عن خلقک الا ان تحجبهم الاعمال

دونک او الا مال دونک{دعای ابو حمزه}

بی تردید تو از خَلقت در پرده نیستی اعمال خلق و

 آرزوهایشان حجاب آنان با تو شده است.لذاست

که این دعاها اثری ندارد ونه در خود قربی مشاهده میکنیم.

اثرها دارد این آه شبانه

اگرعاشق، نباشد درمیانه

و ما خود، در میان هستیم وآنچه می خواهیم برای خود است.

 گر زخویشتن رستی با حبیب پیوستی

ورنه تا ابد می سوز کاروبار تو خام است

بازهم  پایه همه کمالات زهد است،

مدتها در پی این بودم که

این آیه یعنی چه؟( فمن یرد یهدیه یشرح صدره للاسلام)

{انعام آیه 125} تا اینکه برخورد کردم ازحضرت امیرالمؤمنین

صلی الله علیه سوال میکنند یعنی چه ؟حضرت میفرمایند:یعنی

(التجافی عن دار الغرور والانابة الی الدار الخلود{خدايا دوري كردن از خانۀ

غرور و فريب دنيا و بازگشت به خانه جاويد آخرت را روزيم كن )

{مفاتيح اعمال شب 27 رمضان}تا حال تجافی از دنیا در انسان پیدا

 نشود به هدایت وایمان رسیدن شاید محال باشد.همه این سخن را

قبول دارند؛(الدنیاجیفة و طلابها کلاب){دنیا مردار است و

 طالبان آن سگهایند بحار،ج87ص289}مع ذالک کسی به خود

نمیگیرد و نمی گوید؛نکند که من هم از کلاب باشم !حضرت عیسی

علیه السلام میفرماید:(ویلکم!علماءالسوء! الاجر تاخذون والعمل

تضیعون یوشک رب العمل ان یطلب عمله و یوشک ان یخرجوا

من ضیق الدنیا الی الظلمةالقبر،کیف یکون من اهل العلم من

 مصیره  الی آخرته وهو مقبل علی د نیاه و ما یضره

احب الیه مما ینفعه){اصول کافی،ج2ص319}وای بر شما اي

 دانشمندان بد،پاداش را میگیرید و کار را تباه میکنید،نزدیک است که

صاحب کار ،کارش را بخواهد و نزدیک است که از تنگنای دنیا

 به ظلمت قبر برسید . چگونه از اهل دانش است کسیکه

سرنوشت او به سوی آخرت است ولی او رو به دنیا دارد

وآنچه  بر او زیان میرساند،پیش او محبوب تر است از آنچه

به او سود میرساند}همیشه منطوق و مفهوم آیه و روایت را

در نظر داشته باشید.این منطوقش و مفهومش این که اگر کسی

اهل علم باشد زاهد و بی اعتنا به دنیاست ودیگر اینکه اصلاًداشتن

(حُبِّ)دنیا به این انسان ضرر میرساند.

 (و ما یضره احب الیه مما  ینفعه) خداوند متعال به حضرت موسی

 میفرماید:

(یا موسی!اذا رایت الغني مقبل ،فقل ذنب عجلت عقوبة

 واذا رایت فقر مقبلا فقل مرحبا بشعار الصالحین)

{ای موسی وقتی دیدی ثروت به تو رو کرده  پس بگواین گناهیست

که کیفرش جلو افتاده وزمانی که دیدی فقر رو به تو کرده است

بگو آفرین برشعار صالحان. بحارج13ص336}

جای دیگر میفرماید:

مع کثرةالمال کثرةالذنوب،لا یجمع المال الا الحریص

والحریص شقی مذموم{با زیاد شدن مال گناهان زیاد میشوند.

مال نمی اندوزد مگر حریص و حریص بدبخت نکوهیده است}

تا انسان زاهد دردنیا نشود هر چه بکوشد فایده ندارد.(لا ینفع

العمل مع الرغبةفی الدنیا،من اکل ما یشتهی و لبس ما یشتهی

لم ینظر الله الیه حتی یترک او ینزغ)

{ عمل انسان با رغبيت و رويكرد به دنيا سودي نميبخشد.كسي كه بر

 اساس هوي و هوس بخورد و بپوشد خداوند با ديدۀرحمت به او

اينكه رها كند آنگونه خوردن را و بيرون كند آن لباس را}  نمي نگرد تا

روایتی است قریب به این مضمون،نجاشی از پیغمبر

 اکرم سوال کرد:(یا رسول الله کیف طریق الی معرفةالحق؟قال

معرفةالنفس.قال کیف الطریق علی  رضی الحق؟قال سخط النفس،

قال کیف الطریق علی قرب الحق؟قال التباعد عن النفس{اي رسول خدا

راه معرفت خدا چگونه است؟شناخت نفس.راه خوشنود كردن خدا

چيست؟ فرمود به خشم درآوردن نفس. پرسيد:راه

نزديك شدن به خداوند چيست؟ فرمود دور شدن از نفس... })

به همین مضمون تا اینکه میرسد به اینجا که عرض میکند:

کیف الطریق علی ذلک؟قال الااستعانة بالله علی النفس

{پرسيد راه رسيدن به اينها چيست پيامبر فرمود

 ياري جستن از خدا}{بحار ،ج70ص72}

گدائی درمیخانه طرفه اکسیریست

گر این عمل بکنی خاک،زرتوانی کرد

 باز فراموش نشود به شرط اینکه بخواهد خودش

را برای خدا اصلاح کند .روایتی نظرم آمد الاخوان ثلاثه اخ کالغذا و

 هو العاقل،اخ کالداءو هوالاحمق،اخ کاالداء و هو اللبیب

{بحارج75ص238  برادران سه گونه اند ،برادرعاقل که همنشینی

 با او مثل غذاست، برادراحمق که همنشینی با او مثل درد ناگوار است و

 نشستن با صاحب لب و مغزمثل دارو تلخ است}چرا؟ شاید سرّش

 این باشد که صاحب لبّ ومغز انسان را به

عیبهایش بینا میکند و این برانسان ناگوار است.

    (ان العقلاء ترکوا فضول الدنیا ){اصول کافی،ج1ص17براستی که

عقلا اضافه های دنیا را ترک کردند}

   این نشانه عاقل که حضرت صادق علیه السلام میفرماید:                          

 

 

روایتی راجع به اولی الالباب نظرم آمد،مفصل است:

(ان اولی الالباب الذین عملوا بالفکره حتی ورثوا منه حب الله...)مفصل است تا اینجا که میرسد میفرماید:

{و ورثو العلم ...دراینجا باز قسمتی ازمتن عربي حدیث را نوشته که بعلت طولانی شدن نويسنده وبلاگ انها را نمينويسه}

درست نظرم نیست تا اینجا که میفرماید:

{در اينجا هم  ادامه متن عربی حدیث را بنده ننوشتم ولی ترجمه این قسمتها که ننوشتم از (إن اولی الاباب)به بعد  در زیراست }

{ترجمه: صاحبا ن خرد کسانی هستند که  با اندیشه عمل کرده اند تا اینکه محبت خدا را از آن به ارث بردندو دا نش را به ارث بردند به غیر از شیوه ای که دانشمندان ارث میبرند و حکمت را به ارث میبرند به روشی غیر ازروش  حکما وصدق را به ارث ميبرند به غیر از روشی که صدیقین به ارث میبرند.بی تردید علما دانش را با طلب به ارث برده اند و حکماحکمت را با سکوت و صدیقین ،صدق را با خشوع وطول عبادت به ارث برده اند تا آنجا که میگوید:اکثر آنان سقوط میکنند برای اینکه حق خداوند را رعایت نکرده اند آنگونه که باید رعایت کنند وبه آنچه امر شد ه اند عمل نکرده اند نمازها،روزه ها و روایات آنها تو را شگفت زده نکند بی تردید آنان مثل گور خرانی رمیده اند که از برابر شیرفرار

کرده اند .این حدیث از بحار ج67 ص 25است}

اصل ومغز بندگی حب است و اخلاص.

(ان اللبيب لا ياتاثث في الدار النقله و لنا دار امن قد نقلنا خير متاعنا  اليها  و انا عن قليل اليها صائرون)

{ از بحارالانوار،ج67ص231 :خردمندِ در دین،درجایی که محل انتقال وعبور است برا ی خودش مال واثاثی جمع نميکند،بلکه برای ما خانه ایست  که بهترین اثاث را آنجا منتقل کرده ایم و ما به زودی به آنجا نقل مکان میکنیم) اینها نشانه صاحب لبّ ومغز است که باید  جستجو کرد وپیدا کرد،چون احتیاج انسان به دوا  بیش از غذاست. ممکن است مریضی بدون غذا چند روزی بماند لیکن  بدون دوا ممکن است ساعتی زنده نماند.

اشاره به روایت قبلی باز روایتی به نظرم آمد:

(لا یزال کلمةلا اله الا الله ترد غضب{بقیه حدیث را بازهم نمی نویسم چون ترجمه آن را میگذارم}){ترجمه: کلمه لا اله الا الله همیشه غضب خدا را بر میگرداند  مادامی که گویندگان آن اگر دین خود را سالم یافتند نسبت به ازدست دادن دنیاشان بی باک باشند،اما اگر نسبت به از دست دادن دین خود بی باکند و دنیا یشان سالم مانده،اگر این کلمه را بگویند در جواب گفته میشود،دروغ گفتید و راستگو نیستید.از بحار،ج 90ص197} باز از همین روایت معلوم میشود تا انسان زاهد در دنیا نباشد قول او را تصدیق نمی کنند،مثلا عمری به خدا عرض میکنیم(اهدنا الصراط المستقیم) صراط مستقیم جز راهی است که ائمه طاهرین رفتند؟اگر این عرض مارا خداوند متعال اجابت میکرد:(اشباه الناس){قسمتی از حدیث}شیعیان ما هستند،ما ناس هستیم و شیعیان ما (اشباه الناس وسایر الناس نَسْناس).خبر مفصل است. اکتفا به همین جمله کردم.

چه در آنها بود که در ما نیست؟اینها زاهد در دنیا بودند.هدفی جز رضای خدا نداشتند. توکلشان به خدا بود علی ایُ حالٍ،شيعه نمونه اي از امام است.كما اينكه فرمودند:(شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا)انچه در اصل خمیره هست در زیاد مانده خمیره هم  همان هست. منتهی آنها دریا هستند وشیعیان قطره.خلاصه باید زمینه دل را آماده کرد وقابل نمود برای حبّ خدا .اگر حب خدا دردل بود،انسان همیشه یا اغلب اوقات به یاد اوست واگر نبود مشمول این فرمایش حضرت میشود:

(الهی من لم یشغله الولوع بذکرک و لم یزوه السفر بقربک کانت حیاته علیه میته علیه حسرة){بحار،ج68،ص7-الهی آنکه شوق به ذکرو یاد تو ندارد ودر مسير قرب تو قرار نگرفت زندگیش مرگ و مرگش مايۀحسرت است} حاصل آنکه اگر انسان شغل شاغلی به ذکر خدا نداشته باشد این نادانی،او را از قرب خدا دور میکند. زندگیش مردگی و مردنش مایه حسرت.غیر از خدا برآنچه بخواهی شکست توست،حتی انسان به خودش هم نباید علاقه داشته باشد،ان شاءالله مکه که مشرف شدیدخواهید دیداگر حاجی در آینه نگاه کند تقصیر کرده شاید سرش این باشد که نگاه در آینه منشأش

خودبینی است وآنچه بر محرم حرام است بر اهل دل  هم حرام است، خلاصه این چند روزه اعمال حج دستور العمل

یک عمراست و انسان واقعی آن است که همیشه مُحرم باشد وبه دورمعبود طواف کند.

حج زیارت کردن خانه بود

حج رب البیت مردانه بود

روایت دیگری عرض کنم و به عرایضم خاتمه بدهم،آنچه گفته شد از خدا و رسول بود،حال از شیطان بگویم:از قول شیطان است:(خمسةاشیاء لیس لي فيهن حيله و ساير الناس في قبضتي

{حدیث را در اینجا نويسنده وبلاگ خلاصه کرده.منبع بحارالانوار}){ترجمه:5چیز است که من در

آنها هیچ چاره ای(براي آنها) ندارم،اما بقیه مردم درچنگ زدن من گرفتارند:1- آن که با نیت صادق به خدا متوسل شود و بر او تکیه کند در تمام کارهایش.

2-آنکه روز وشب بسیار تسبیح خدا کند3-آنکه در زمان مصیبت صبر کند

4-آنکه آنچه برای خودش میپسندد رای برادرش نیز بپسندد5-آنکه به روزیش قانع است وخدا را درمورد رزقش متهم(به بی عدالتی یا...)نمیکند. }.

(بم علم المومن؟قال بالتسلیم و الرضا. بحارج69ص336)

{از امام صادق عليه السلام سوال شد به چه چیز مومن شناخته میشود؟فرمود با تسلیم  ورضا} اگر انسان راضی به قضای خدا وتسلیم مقدرات او بود او مومن  وجزو(قليلٌ من عبادی الشکور) والا جزو اکثر خواهد بود،(اکثرهم مشرکون،اکثرهم فاسقون، اکثر هم لا یعقلون)

 

و او گفت وخوش گفت :

خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر

خویش را در پای معشوق افکنی

زیاد خسته تان کردم عفو بفرمائید و در عرایضم اگر اشتباهی به نظر مبارک

رسید لطفا توسط نامه تذکر بدهید که:خیر اخوانکم من اهدی الیکم عیوبکم{مجموعه ورام}زیاده عرضی نیست.

 

عبد الکریم

والعذرعند کرام الناس مقبول.

{ومعذرت خواهی کردن در نزد بزرگواران مقبول است}

 

 

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 6:52 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم آذر 1385

تبريك ولادت حضرت علي بن موسي الرضا

ولادت با سعادت شمس الشموس امام الرئوف حضرت علي بن موسي الرضا

 

را به همۀ دوستداران آن حضرت تبريك و تهنيت ميگوييم

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 18:35 |  لینک ثابت   •