یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386
نشانه هاي استاد واقعي سير و سلوك و عرفان نشانه هاي استاد واقعي سير و سلوك و عرفان
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود:با يكديگر مذاكره و ملاقات و گفتگو كنيد زيرا حديث صيقل دلها ست و همانا دلها مانند شمشير زنگار ميگيرد و صيقل آنها حديث است
معصوم عليه السلام فرمود:لقمان به پسرش گفت :پسرم همنشينت را از روي بصيرت انتخاب كن .اگر ديدي گروهي خداي عزو جل را ياد ميكنند با ايشان بنشين كه اگر تو عالم باشي علمت سود مي بخشد و اگر جاهل باشي ترا ياد ميدهند و شايد خدا بر سر آنها سايه رحمت اندازد و ترا هم فراگيرد . و هرگاه ديدي گروهي به ياد خدا نيستند با آنها منشين زيرا اگر تو عالم باشي علمت سود ندهد و اگر جاهل باشي نادان ترت كنند و شايد خدا برسر آنان عذابي بفرستد و ترا هم فرا گيرد.
ادب در محضر استاد:
امير المومنين علي عليه السلام ميفرمايد:
از جمله حقوق عالم اين است كه از او زياد نپرسي و جامه اش را نگيري و چون بر او وارد شدي و گروهي نزد او بودند به همه سلام كن و او را نزد آنها به تحيت مخصوص گردان و مقابلش بنشين و پشت سرش منشين وچشمك نزن وبا دست اشاره مكن و زياد حرف نزن كه فلاني و فلاني بر خلاف نظر تو چنين گفته اند و از زيادي مجالستش ملول مشو زيرا مثل عالم مثل درخت خرما ست بايد درانتظار آن باشي تا چيزي بر تو فرو ريزد و پاداش عالم از روزه دار شب زنده داريكه در راه خدا جهاد كند بيشتر است
نشانه هاي استاد واقعي سير و سلوك:
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود حواريين به عيسي عليه السلام گفتند: با كه بنشينيم فرمود :با كسيكه ديدن او شما را به ياد خدا اندازد و سخنش دانشتان را زياد كند و اعمالش شما را به آخرت تشويق كند
اين سه نشانه را اگر در كسي ديديد بدانيد او لياقت استادي دارد و اگر نداشت و ادعاي عرفان و سيرو سلوك كرد بدانيد حقه بازوريا كاري بيشتر نيست اوليا خدا هم بر اين حديث تاكيد دارند كه نشانه استاد واقعي در اين حديث است
در ضمن تمام اين احاديث را در جلد يك اصول كافي ميتونيد ببينيد
جمعه بیست و چهارم فروردین 1386
طلب مکاشفه و کرامات
جناب آقاي سيد هاشم حداد اعلي الله مقامه الشريف(از شاگردان مرحوم سيد علي قاضي وازبزرگان اولياء الله واستاد مرحوم كشميري و علامه تهرانی بودند ،رحمت خدا بر همۀ آنان باد ) به شاگردان خود توصيه مي نمود:
دنبال كشف و كرامات نرويد ،اين طلب ها ،سالك را از خدا دور ميكند گر چه مطلوبش حاصل شود.كرامت و كشفي كه خدا پيش آورد ممدوح است نه آن را كه بنده دنبال كند.
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386
ختم مجرب ختم مجرب
ختم بسيار مجرب براي هر حاجت
صاحب كتاب جواهر مكنون گفته :مجرّبِ مجرّبِ مجرّب است كه هيچ شك و ريبي در آن نيست هر كه هزار بار بگويد اين دعا را و در وسط آن حرف نزند.
«حَسبي اللهُ و نِعمَ الوَكيل ولا حَول ولاقوةالا بااللهِ العَليِّ العَظيم لا اِله الا اَنت
سُبحانك اِنّي كُنتُ مِنَ الظّالمين اللهم صل علي محمد وال محمد»
البته با كمي تغيير مطلب را نقل كردم و دربعضي كتب اين ختم را بدون صلواتي كه درآخرش امده نقل كرده اند ولي صحيح اين ختم همان است كه در بالا نوشته شده
مخفي نماند همانطور كه قبلاًنوشتم:
اين گونه ختمها را بعضي گفته اند كه اگر مصلحت نباشد كه به حاجت نرسيد اصلاً موفق به انجام اونها نخواهيد شد. یا اشکالی در شرایط ختم بوجود میآیدهيچ مخلوقي نميتونه با دعا به خدا مسلط بشه و هرچي كه دلش خواست را با دعا بگيره ، حتي پيامبران و ائمه صلوات الله عليهم بعضي مواقع دعاشون رد ميشد.
به هرجهت برایهر دعا باید تلاش و کوشش مناسب آن را انجام داد که در حدیث امده دعا بدون عمل مثل تیر اندازی با کمان بدون زه است . یعنی مطلقا تاثیری نخواهد داشت پس تلاش و کوشش را فراموش نکنید!!!
یکشنبه نوزدهم فروردین 1386
جواب به خوانندگان وبلاگ
بسم الرب المهدي روحي فداه و عج الله تعالي فرجه الشريف
با سلام به همه خوانندگان وبلاگ ،در زير جواب بعضي از سوالات و درخواستهاي شما درج شده
تارا خانم منبع اخرين مطلب بخت گشائي را داخلش نوشتم كه مفاتيح و صحيفه سجاديه است ،منظورتون ديگه از منبع چيه نفهميدم
جناب در اشتياق نور ،منظورم آيت الله عبد القائم شوشتري هستند كه خداوند طول عمر با عزت به ايشان دهد و ايشان فعلا ساكن اصفهان هستند.
جناب(س) حرز ابودجانه در احاديث از پيامبرصلي الله عليه و اله نقل شده كه به ابودجانه براي دفع اجنه كه در خانه او را اذيت ميكردنند دستور دادندو با شرايط خاص و در زمان خاص بايد نوشته شود تا اثر دهد وچون كمي طولاني بود در وب ننوشيم
دوستي از اهل تهران درخواست معرفي استاد كرده بودندعرص شود كه بهتر اين است كه از راه توسلات و دعا به استاد برسيد چون معلوم نيست اون اساتيدي كه معرفي ميكنم شما را قبول كنه.به انچه ميدانيد عمل كنيد تا به استاد برسيد ،ميدونيد ترك گناه ونماز اول وقت اساس قرب به خداست خوب انجام بديد ميدونيد دائم الوضو بودن را اوليا توصيه ميكنند خوب به همين ها عمل كنيد و از توسل به امام زمان بهره بگيريد مثلا يه ختم قران انجام بديد ثوابش را به ايشان هديه كنيد و استاد طلب كنيد.خدا وعدۀ هدايت داده
دوستي تقاضاي ختم و ذكر براي سلوك كرده بودند و ميخواستنند مرحله به مرحله ختم بگذارم ،اين كار ِاستاد است ماهم استاد نيستيم و اگه هم بوديم نميشد اين كار را كرد چون هر كسي يه سري از بيماريهاي را داره نميشه كه يه نسخه واحد به همه داد
جناب محمد برادر اهل سنت،ما هر چه حديث نقل كرديم از كتب خودتون بوده نه شيعه در ضمن دلائل عقلاني اثبات ولايت اميرالمومنين و اينكه ايشان از جانب خدا تعيين شدند را هم گذاشتيم شما فقط مارا درغگو خوانديد اما يك علت هم در رد دلايل عقلي و نقلي ما نياورديد .برادرم هميشه براي حق متواضع باش تا عاقل ترين مردم باشي حتي اگر به ضررت باشه فردا در تاريكي قبر جواب خدا و پيغمبر را بعد از اين اتمام حجت ها چي ميخواهيد بديد !!!. مبادا به خاطر عمر و ابوبكر كه حضرت زهرا سلام الله عليها را به غضب آوردند و كتك زدند و حق ايشان را غصب كردند و سبب قتل ايشان شدند خود را تا ابد در اتش سوزان جهنم قرار دهيد براي اطلاعات بيشتر به و بلاگ شبهاي پيشاور مراجعه كنيد.
شنبه هجدهم فروردین 1386
اثبات اينكه درصلوات بايد آل محمد هم اضافه شود از كتب اهل سنت
اثبات اينكه درصلوات بايد آل محمد هم اضافه شود از كتب اهل سنت
مقاله زير از جناب آية الله مكارم شيرازى است:
آيه صلوات و درود
در آيه 56 سوره احزاب مىخوانيم: "ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايهاالذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما"؛ «خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مىفرستند، اى كسانى كه ايمان آوردهايد بر او درود بفرستيد و سلام بگوئيد و در برابر فرمانش تسليم باشيد.»
در اين آيه مقام پيامبر اسلام به عاليترين وجه ترسيم شده است، چرا كه هم خداوند متعال و هم تمام فرشتگان مقرب او بر پيامبر درود مىفرستند و هم دستور داده شده است همه مؤمنان بدون استثنا بر او رحمت و درود و سلام بفرستند.
در روايات بسيارى مىخوانيم كه وقتى اصحاب و ياران از حضرتش سوال كردند: چگونه درود و صلوات و سلام بر شما بفرستيم، پيغمبر اكرم «آل» را در كنار خود قرار داد و تمام رحمت و درودى كه از خداوند براى او تقاضا مىشد، براى «آلش» نيز تقاضا مىشد، اين قرينه است بر اين كه صلوات و درود خداوند و ملائكه نيز تعميم دارد، هم شامل پيامبر و هم شامل «آل» او مىشود، و اين يك مساله ساده نيست، بلكه نشان مىدهد كه آنها مقاماتى دارند تالى پيغمبر و مأموريتى دارند در جهاتى شبيه مأموريت او، وگرنه اين همه مقام تنها به خاطر خويشاوندى، غير ممكن است .
چه مقامى از اين بالاتر؟ و چه عظمتى از اين بيشتر؟
درست است كه در اين آيه، سخنى از آل پيامبر صلي الله عليه و آله به ميان نيامده است، ولى در روايات بسيارى مىخوانيم كه وقتى اصحاب و ياران از حضرتش سوال كردند: چگونه درود و صلوات و سلام بر شما بفرستيم، پيغمبر اكرم «آل» را در كنار خود قرار داد و تمام رحمت و درودى كه از خداوند براى او تقاضا مىشد، براى «آلش» نيز تقاضا مىشد، اين قرينه است بر اين كه صلوات و درود خداوند و ملائكه نيز تعميم دارد، هم شامل پيامبر و هم شامل «آل» او مىشود، و اين يك مساله ساده نيست، بلكه نشان مىدهد كه آنها مقاماتى دارند تالى پيغمبر و مأموريتى دارند در جهاتى شبيه مأموريت او، وگرنه اين همه مقام تنها به خاطر خويشاوندى، غير ممكن است .
اكنون به سراغ بخشى از اين رويات كه در معروف ترين منابع اهل تسنن آمده است، مىرويم .
- در«صحيح بخارى» از «ابو سعيد خدرى» نقل شده است كه ما عرض كرديم: «اى رسول خدا! سلام بر تو معلوم است، چگونه صلوات بر تو بفرستيم»؟ فرمود: قولوا اللهم صل على محمد عبدك و رسولك كما صليت على ابراهيم، و آل ابراهيم و بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على ابراهيم؛«بگوئيد خداوندا درود بفرست بر محمد بندهات و رسولت همان گونه كه درود بر ابراهيم و آل ابراهيم فرستادى، و بركت بفرست بر محمد و بر آل محمد، آن گونه كه بركت فرستادى بر ابراهيم.»(1)
«بيهقى» در ذيل يكى از رواياتى كه در آن سخن از نماز به ميان نيامده است مىگويد: اين روايت نيز ناظر به حال نماز است زيرا جمله قد علمنا كيف نسلم؛ «ما مىدانيم چگونه سلام بر تو بفرستيم» اشاره به سلام در تشهد است (السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته) بنابراين مراد از صلوات نيز همان فرستادن صلوات در تشهد است.
در همان كتاب و همان صفحه اين حديث به طور كاملترى از «كعب بن عجره» (يكى از صحابه معروف) نقل مىكند كه به رسول خدا عرض كردند: چگونگى سلام بر تو را دانستهايم، اما صلوات بر تو چگونه بايد باشد؟ فرمود: اللهم صل على محمد و على آل محمد كما صليت على آل ابراهيم انك حميد مجيد، اللهم بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على آل ابراهيم انك حميد مجيد.(2)
توجه داشته باشيد كه بخارى اين احاديث را در ذيل آيه شريفه ان الله و ملائكته... ذكر مىكند.
- در «صحيح مسلم» كه دومين منبع حديث معروف برادران اهل تسنن است از «ابى مسعود انصارى» نقل شده كه پيامبر صلي الله عليه و آله نزد ما آمد و ما در مجلس «سعد بن عباده» بوديم، «بشير» فرزند «سعد» عرض كرد: «اى رسول خدا، خداوند به ما دستور داده بر تو صلوات بفرستيم، چگونه بر تو صلوات بفرستيم؟ پيامبر نخست سكوت كرد، سپس فرمود بگوئيد: اللهم صل على محمد و على آل محمد كما صليت على آل ابراهيم، بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على آل ابراهيم فى العالمين انك حميد مجيد.(3)
- در تفسير «الدرالمنثور» كه معروفترين تفسير روايى است همان روايت ابوسعيد خدرى را از «بخارى» و «نسائى» و «ابن ماجه» و«ابن مردويه» از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل مىكند.(4)
و در همان كتاب عبارت «ابو مسعود انصارى» را از ترمذى و نسائى نقل كرده است. (5)
و عين اين، مضمون را نيز با مختصر تفاوتى از «مالك»، و «احمد » و «بخارى» و «مسلم» و «ابوداود» و «نسائى» و «ابن ماجه» و«ابن مردويه» و از «ابواحمد ساعدى» نقل مىكند.(6)
«حاكم نيشابورى» در المستدرك على الصحيحين از ابن ابى ليلى نقل مىكند كه «كعب بن عجره» مرا ملاقات كرد و گفت: آيا هديهاى به تو بدهم كه از پيامبر شنيدم؟!
گفتم: آرى هديه كن، گفت: از رسول خدا صلي الله عليه و آله سوال كرديم: چگونه بر شما اهلبيت عليهمالسلام صلوات بفرستيم؟ فرمود: اللهم صل على محمد و على آل محمد كما صليت على ابراهيم و على آل ابراهيم انك حميد مجيد اللهم بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على ابراهيم و على آل ابراهيم انك حميد مجيد .
سپس حاكم نيشابورى كه بناى او بر اين است احاديثى را ذكر كند كه در صحيح بخارى و مسلم نيست، مىگويد: اين حديث را با همين سند و الفاظ، بخارى از «موسى بن اسماعيل» در كتاب خود نقل كرده، و اگر من آن را در اينجا تكرار كردم به خاطر آن است كه معلوم شود اهلبيت و آل همه يكى هستند (بايد توجه داشت كه حاكم اين حديث را بعد از حديث «كساء»كه در آن تصريح شده اهلبيت من على و فاطمه (حسن و حسين عليهم السلام هستند نقل كرده است).(7) و اين يك تعبير پر معنى است .
سپس «حاكم» به دنبال آن، حديث ثقلين و به دنبال آن، حديث ابوهريره را نقل مىكند كه پيامبر نگاه به على و حسن و حسين عليهم السلام كرد و فرمود: انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم؛ «من با هر كس كه با شما از در جنگ در آيد، اعلان حنگ مىدهم، و با هر كس كه با شما در صلح باشد در صلحم.» (8)
«محمد بن جرير طبرى» نيز در تفسير خود در ذيل همين آيه، روايت فوق را با كمى تفاوت از «موسى بن طلحه» از پدرش نقل كرده است، و در روايت ديگرى همان را از «ابن عباس» روايت كرده، و در روايت سومى از زياد و ابراهيم و در روايت چهارم از «عبدالرحمن بن بشربن مسعود انصارى.»(9)
«بيهقى» نيز در كتاب معروف «سنن» روايات متعددى در اين زمينه نقل كرده كه بعضى از آنها وظيفه مسلمانان را در موقع نماز، و هنگام تشهد روشن مىسازد، از جمله در حديثى از «ابى مسعود عقبّه بن عمرو» نقل مىكند كه مردى آمد و خدمت پيامبر نشست، و ما نيز نزد او بوديم، عرض كرد، اى رسول خدا! كيفيت سلام بر تو را مىدانيم ولى هنگامى كه نماز مىخوانيم چگونه بر تو صلوات بفرستيم؟ پيامبر سكوت كرد تا آنجا كه ما فكر كرديم اى كاش اين مرد چنين سؤال را نمىكرد سپس فرمود: اذا انتم صليتم علىّ فقولوا اللهم صل على محمد النبى الامى و على آل محمد، كما صليت على ابراهيم و على آل ابراهيم و بارك على محمد النبى الامى و على آل محمد كما باركت على ابراهيم و على آل ابراهيم انك حميد مجيد.
سپس از ابو عبدالله شافعى نقل مىكند كه اين حديث صحيحى است كه درباره صلوات فرستادن بر پيغمبر در نمازها سخن مىگويد.(10)
«بيهقى» احاديث متعدد ديگرى نيز در زمينه چگونگى صلوات بر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به طور مطلق يا در نماز آورده مخصوصا در حديثى از «كعب بن عجره» از پيغمبر اكرم نقل مىكند كه: انه كان يقول فى الصلوة؛ اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت على ابراهيم و آل ابراهيم و بارك على محمد و آل محمد كما باركت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد: پيامبر در نماز خود چنين مىفرمود: اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت...(11)
از اين حديث روشن مىشود كه حتى خود پيغمبر در نمازهايش اين صلوات را مىفرستاد.
«بيهقى» در ذيل يكى از رواياتى كه در آن سخن از نماز به ميان نيامده است مىگويد: اين روايت نيز ناظر به حال نماز است زيرا جمله قد علمنا كيف نسلم؛ «ما مىدانيم چگونه سلام بر تو بفرستيم» اشاره به سلام در تشهد است (السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته) بنابراين مراد از صلوات نيز همان فرستادن صلوات در تشهد است.(12)
به اين ترتيب مسلمانان مأمورند همان گونه كه به عقيده تمام فرق مسلمين سلام بر پيغمبر را به صورت السلام عليك ايها النبى و رحمة الله در تشهد نماز بگويند مأمورند كه صلوات بر پيغمبر را نيز در تشهد بگويند
هر چند در ميان مذاهب چهارگانه اهل تسنن در اينجا مختصر اختلافى ديده مىشود شافعىها و حنبلىها مىگويند صلوات بر پيامبر در تشهد دوم واجب است در حالى كه مالكىها و حنفىها آن را سنت مىدانند (13) ولى طبق روايات فوق بر همه واجب است .
به هر حال كتابهايى كه روايات مربوط به صلوات بر محمد وآل محمد (به طور مطلق يا در خصوص تشهد نماز) در آن نقل شده بيش از آن است كه در اين مختصر بيان شد، آنچه در بالا آمد، نمونهاى از اين روايات و اين كتب است، اين روايات را گروهى از صحابه مانند ابن عباس، طلحه، ابو سعيد خدرى، ابوهريره، ابو مسعود انصارى، بريده، ابن مسعود، كعب بن عجره ، و شخص على عليه السلام نقل كردهاند .
نكتهاى كه مايه شگفتى است اين است كه دانشمندان اهل تسنن - علىرغم اين همه تاكيداتى كه در روايات پيامبر صلي الله عليه و آله نسبت به اضافه كردن «آل محمد» وارد شده، هميشه (جز در موارد بسيار نادر) آل محمد را حذف مىكنند و مىگويند: صلى الله عليه و سلم .
ابن حجر در صواعق چنين نقل مىكند كه رسول خدا فرمود: لا تصلوا على الصلاة البتراء قالوا و ما الصلاة البتراء، قال: تقولون: اللهم صل على محمد و تمسكون، بل قولوا اللهم صل على محمد و آل محمد:«هرگز بر من صلوات بريده و ناقص نفرستيد، عرض كردند صلوات بريده و ناقص چيست؟ فرمود: اين كه بگوئيد: اللهم صل على محمد و امساك كنيد و ادامه ندهيد بلكه بگويد: اللهم صل على محمد و آل محمد.
و از آن عجيبتر اين كه: در كتب حديث حتى در ابوابى كه روايات فوق در مورد اضافه كردن آل محمد نقل مىشود هنگامى كه نام پيامبر را در لابلاى همين احاديث ذكر مىكنند، مىگويند «صلى الله عليه و سلم» (بدون اضافه ال) و ما نمىدانيم چه عذرى در پيشگاه پيامبر در اين مخالفت صريح با دستور آن حضرت دارند؟
مثلا بيهقى در عنوان همين باب مىنويسد: «باب الصلوة على النبى صلى الله عليه و سلم فى التشهد»و همچنين در بعضى ديگر از منابع معروف حديث .
سمهودى در الاشراف على فضل الاشراف از ابن مسعود انصارى نقل مىكند كه رسول خدا فرمود: من صلى صلاة لم يصل فيها علىّ و على اهل بيتى لم تقبل؛ «كسى كه نمازى بخواند كه در آن بر من و بر اهلبيتم صلوات نفرستد نمازش قبول نيست.»
انتخاب اين عنوان خواه از سوى مؤلفان اين كتب باشد و يا محققان بعد، با توجه به آنچه در ذيل آن آمده بسيار عجيب و متناقض است .
اين بحث را با دو حديث ديگر پايان مىدهيم:
- ابن حجر در صواعق چنين نقل مىكند كه رسول خدا فرمود: لا تصلوا على الصلاة البتراء قالوا و ما الصلاة البتراء، قال: تقولون: اللهم صل على محمد و تمسكون، بل قولوا اللهم صل على محمد و آل محمد:«هرگز بر من صلوات بريده و ناقص نفرستيد، عرض كردند صلوات بريده و ناقص چيست؟ فرمود: اين كه بگوئيد: اللهم صل على محمد و امساك كنيد و ادامه ندهيد بلكه بگويد: اللهم صل على محمد و آل محمد.(14)
اين حديث نشان مىدهد كه حتى كلمه على نبايد ميان محمد و آل محمد جدايى بيافكند بايد گفت: اللهم صل على محمد و آل محمد.
- سمهودى در الاشراف على فضل الاشراف از ابن مسعود انصارى نقل مىكند كه رسول خدا فرمود: من صلى صلاة لم يصل فيها علىّ و على اهل بيتى لم تقبل؛ «كسى كه نمازى بخواند كه در آن بر من و بر اهلبيتم صلوات نفرستد نمازش قبول نيست.» (15)
و ظاهرا امام شافعى در آن شعر معروفش ناظر به همين روايت است كه مىگويد:
يا اهلبيت رسول الله حبّكم فرض من الله فى القرآن انزله
كفاكم من عظيم القدر انكم من لم يصل عليكم لاصلاة له
«اى اهلبيت رسول الله محبت شما، از سوى خداوند در قرآن واجب شده است .
در عظمت مقام شما همين بس است كه هر كس بر شما صلوات نفرستد نمازش باطل است.
(16) آيا كسانى كه چنين مقامى را دارند كه نامشان در كنار نام پيامبر اکرم در نمازها به عنوان يك فريضه الهى بايد ذكر شود مىتوان همسنگ ديگران شمرد، و با وجود آنان جايى براى غير آنان در مساله ولايت و امامت و جانشينى پيامبر صلي الله عليه و آله باقى مىماند؟ كدام فرد منصف مىتواند ديگران را بر آنان با اين همه مقام فضيلت ترجيح دهد؟ آيا اينها همه به طور مستقيم مسئله ولايت و خلافت را روشن نمىسازد؟ داورى با شماست.
پينوشتها:
1- صحيح بخارى، ج 6، ص 151 (طبع دارالجيل بيروت).
2- همان مدرك.
3- صحيح مسلم، ج 1، ص 305، حديث 65 (طبع احياء تراث العربى، بيروت).
4- الدرالمنثور، ج 5، ص 217.
5- همان مدرك.
6- الدرالمنثور، ج 5، ص 217.
7- المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 148.
8- همان مدرك، ص 149.
9- تفسير جامع البيان (طبرى)، ج 22، ص 32 (چاپ دارالمعرفه بيروت).
10- سنن بيهقى، ج 2، ص 146 و 147.
11- همان مدرك، ص 147.
12- سنن بيهقى، ج 2، ص 147.
13- الفقه على المذاهب الاربعه، ج 1، ص 266 (طبع دارالفكر).
14- صواعق، ص 144.
15- سمهودى در الاشراف، ص 28 (مطابق نقل احقاق الحق، ج 18، ص 310).
16- در كتاب نفيس الغدير انتساب اين اشعار را به امام شافعى از «شرح المواهب زرقانى» ج 7، ص 7 و جمعى ديگر آورده است .
جمعه هفدهم فروردین 1386
آثار صلوات و دو ختم بسيار مجرب
ميلاد مسعود و مبارك گل سرسبد عالم خلقت.حضرت رحمةللعالمين ،شفيع مذنبين در يوم الدين.اسوه بي نظير اخلاق خوش در تمام عالميان حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و رئيس مذهب تشيع حضرت امام جعفر صادق عليه السلام را به مولايمان حضرت بقيه الله الاعظم عليه السلام و همه دوستاران 14 معصوم صلوات الله عليهم تبريك و تهنيت ميگويم:
قسمتي از سخنان عارف كامل جناب محمد اسماعيل دولابي رحمةالله عليه كه بعضي از اولياءالله ميگفتند و ميگويند كه او كسي بود كه هر هفته موفق ميشد امام زمانش را ديدار كند.
چه غمناك شدي و چه شاد ،بر محمد و آل او صلوات بفرست.فرمود:
يا علي انسان راه بهشت را گم نميكند جز اين كه صلوات بر من را فراموش كند.معلوم ميشود امت ،همه رو به بهشت ميروند .اهل سنّت كه الان بيچاره و بدبختند،ناراحت و گيجند و راه ندارند براي همين است .چون صلوات را تغيير دادند و )آل) را از پيامبر حذف كردند.لذا بهشت را گم كرده اند ،اما شيعيان خوب ميدانند.
امروز شيعه در دنيا طلوع كرده است.دنيا متحيّر و سرگردان است قلبها ميل به ولايت و ائمه عليهم السلام ميكند؛چون درِ بهشت باز شده است. خارجيها و دولتهاي دنيا متحيّر شده اند و وحشت زده. چون درِ
بهشت كه باز شد در ِ جهنم بسته ميشود.
براي اهل جهنم خيلي راه تنگ است .يا بايد ايمان را قبول كنند يا بايد بسوزند و بسازند.عداوت سخت است. وقتي مي بيند براي طرف مقابل خودش راه پيدا شد ،عقب مردن ميگردد ولي گير نمي آورد.چون نميتواند ببيند براي طرف مقابل فرجي حاصل شده است.اين خاصيت عداوت است... در اين كه فرموده است:امت من هر وقت صلوات بر محمد آل را فراموش كنند راه بهشت را گم ميكنند،چند خصوصيت است :
يكي اينكه امت در راه بهشت است و روبه بهشت حركت ميكند.چون پيامبرِ اين امت «رحمةللعالمين»است.اين فراموشي همان«نسوالله فانسيهم انفسهم» است اين فراموشي بد است.
بنده فطرتهاي پيرزنها و پيرمردهايي را ديدم كه خيلي بهوش است.مثلاً وقتي در خيابان دعوا ميبيند به كسي ميگويد :برو به اينها كه دعوا ميكنند بگو صلوات بفرستيد،چرا دعوا مي كنيد .ببين از حديث پيغمبر خدا صلي الله عليه وآله خبر ميدهد.همه دارند حق را ارائه ميدهند.از ص 88تا90 طوباي محبت ج1
***
بر پيغمبر آخر الزمان صلوات بفرست كه قوّۀ شما زياد مي شود. هر وقت دعايي ميشنوي يا مصيبتي از خوبان ميشنوي و ناراحت ميشوي اهسته صلوات بفرست؛اين قوۀ شما را زياد ميكند. همه را ميگيري ،ظرفيتها را پر ميكني و ظرفيت زياد ميشود .صلوات خيلي كارها ميكند .ظرف انسان را بزرگ ميكند .يعني ادمي كه ضعف اعصاب دارد كوچك است .اگر يك شب نمازش عقب و جلو شود ،خودش را ميخورد .يا اگر يك شب موفق شد بي قرار ميشود و ادعا ميكند.اميدوارم ظرفهاي شما بزرگ باشد .دنيا نبايد انسان را بگيرد .انسان نبايد بيقرار شود و غرور او را بگيرد .وقتي كم ميشود نبايد مايوس شود و رابطه را برهم بزند .بلكه صلوات بفرستد و خودش را تسليت بدهد . صلوات به آدم قوت ميدهد. درامر آخرت هم در خوشي و ناخوشي به انسان قوت ميدهد و بهجت ميآورد و غم را زائل ميكند .آن جا هم كه سُرور است آن را بزرگتر نشان ميدهد.صلوات در راه خدا به انسان خيلي كمك ميكند .... صلوات هم در بين دعاها براي رفع خستگي و باز شدن نطق و راه افتادن است.هر وقت با خداي خود صحبت ميكني،اگر ديدي تعطيل سد و نتوانستي حرف بزني صلوات بفرست، دوباره نطقت باز ميشود .خداوند اشك مضطرين را دوست دارد . دروقت دعا ياد منعم ميكنيم . حرفهاب خوب در درون انسان باقي ميماند.خداوند سفره وسيعي آفريده است حرفهاي خوب عطر است.انسان گاهي در مي ماند كه به خدا چه بگويد صلوات راه را باز ميكند .چقدر خوب است انسان با صانع خودش صحبت كند .نعمتها را بگويد... (طوبي محبت ج 1 ص 124 و 125)
صلوات جزءبرترين اذكار است چون ذكر خداوند متعال است (ان الله و ملائكةيصلو ن علي النبي...)آثار و بركات زيادي دارد بقول آيت الله شوشتري
صلوات گنج بزرگي است كه قدر آنرا نميدانيم.خودم يه زماني براي يه حاجت بسيار بسيارمهم يه مدت صلوات ميفرستادم شايد به 3هزار رسيد البته صلوات را با عجل فرجهم مي گفتم و ثوابش را به امام زمان صلوات الله عليه تقديم ميكردم و به حاجت رسيدم خودم تعجب كردم از سرعت اجابت.حالا فكر نكنيد ما مستجاب الدعو هستيم ها ،اون دفعه چون با حضور قلب بود و مصلحت بود اينجوري شد ولي يه موقعي هم بود با دوستي براي حوائجي اذكار و ختومي را از يه ولي خدايي گرفتيم و انجام داديم يه اربعين وخبري نشده بعد ختم 14 هزار صلوات را انجام داديم باز نشده بعد يه ختم مهم ديگه انجام داديم باز نشده بعدا دوستم از، اون ولي خدا پرسيد چرا به حاجت نرسيديم گفت بود بايد ميشد، ديگه بايد تسليم باشيد. يعني به اين قضا و قدر بايد گردن بگذاريم چون مصلحت در نرسيدن به حاجت بوده و حاجت هر دوي ما هم ثروت بود كه مدت زيادي براش دعا كردم سواي اون ختوم و اذكاري كه اون مرد خدا بهمون ياد داده بود هم خيلي دعا و ختم انجام داده بودم و مطلقا اثري نديديم تازه بعضي وقتها همون دارايي كمي را هم كه داشتم امواج بلا نابود ميكرد .
اما دوختم بسيار مجرب صلوات به عنوان عيد ي شما
از ختومات كثير التاثيرو سريع التاثير ختم 14 هزار صلوات است كه به 14معصوم صلوات الله عليهم هديه ميشود.ابتدا 1000 صلوات به پيامبر .بعد حضرت اميرالمؤمنين و بعد حضرت زهرا سلام الله عليها تا حضرت مهدي صلوات الله عليه. در بين ختم با كسي حرف نزنيد .مثل ساير ختوم روبه قبله و با وضو باشيد در ضمن ميتونيد از افراد ديگه هم كمك بگيرد تا براي حاجت شما صلوات براتون بفرستند تعداد مجالس مهم نيست ميتوند در يك مجلس مثلا 300 تا صلوات و در مجلس ديگه 2100 بگيد ولي بايد 14000 بار گفته شود اين ختم بسيار مورد توجه اهل ذكر و ختم است و بعضي از اوليا روي 14000 صلوات براي حاجت تاكيد داشته ودارند
در ضمن اگه يه كمي هم سخاوت به خرج بديد و گه گاه ما را دعا كنيد ضرر كه نميكنيد .هيچ كلي هم سود ميكنيدوچون ملائكه براي مومني كه براي ديگران دعا كنه دعا ميكنند كه همون چيزي را كه براي ديگري ميخواي خدا به توهم بده.
بسيارالتماس دعا دارم يا علي
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386
علی علیه السلام در کتب روایی اهل سنت
اي علي ،تو در دنيا و آخرت سرور و آقائي،هر كه تو را دوست داشته باشد مرا دوست داشته ،و هركه تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است ،دوست تو دوست خدا و دشمن تو دشمن خداست واي به حال كسيكه تو را دشمن بدارد.
منابع:مستدرك حاكم نيشابوري،كتاب معرفةالصحابة ج3ص128و الرياض النضرة،طبري،الباب في مناقب اميرالمؤمنين فصل6،ج2،ص122 وينابيع المودة ،قندوزي ص 205
دوستي علي ايمان و دشمني اش نفاق است منابع اين حديث:
صحيح مسلم ،كتاب الايمان باب33،الدليل علي انحب الانصار و علي...ح آخر،ج1 ،ص86،كنز العمال ج11،ص598و599 حديث 32878و 32884و ص 601، ح32901و الصوائق المحرقة ص122،از ابو سعيد خدري نقل ميكند كه گفت :ما منافقين را با كينه شان نسبت به علي شناسايي ميكرديم
سه شنبه چهاردهم فروردین 1386
غنا حرامي كه صوفيه حلال كرد!!
غنا در اسلام:
غنا در لغت به معناي سرود، آواز خوش و نغمه ميباشد.
و در اصطلاح به آهنگهايي گفته ميشود كه متناسب مجالس فسق و جور و اهل گناه باشد و قواي شهواني را در انسان تحريك كند.( تفسير نمونه ذيل آيه 8 سوره لقمان )
در حرمت غنا بين علماي شيعه اختلافي وجود ندارد، شيخ طوسي، علامه و ابن ادريس و جمع زيادي از فقهاي شيعه نقل اجماع بر حرمتش نمودهاند.
گرچه نزد اهل سنت اختلاف است ولي اكثر آنها قائل به حرمت ميباشند.
( المغني، ج 10، ص 173)
از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت شده كه: غنا از جمله گناهاني است كه خدا بر آنها وعده آتش فرموده است. ( كافي،ج 6، ص 431، حديث 4)همچنين فرموده اند:
غنا مورث نفاق است و باعث فقر ميگردد.
( شيخ صدوق در خصال، ص24 حديث فوق را آورده)
علت توجه صوفيان به غناء:
الف) از آنجايي كه تصوف ريشه در خارج از دين مبين اسلام دارد و از اديان ديگر مانند دين مسيحي و بودائي وارد جامعه اسلامي شده. بسياري از ضد ارزشها را نيز با خود آورده و جزء باورهاي خويش قرار دادهاند. بدين جهت«غناء» كه در اسلام از محرمات محسوب ميشود و همه مذاهب اسلامي آن را قبيح و ضد ارزش تلقي مينمايند، اما از ديدگاه صوفيه نه تنها مذموم و بد نيست بلكه در ترويج و تكامل آن در طول تاريخ نقشي اساسي و محوري داشته است.
ب) در منابع روايي اهل سنت روايات جعلي و دروغين و همچنين مطالب بي اساس زيادي در موضوعات مختلف وجود دارد و اين گونه مسائل دستآويز انسانهاي بيبندوبار قرار ميگيرد و از آنها براي اعمال ناشايست خويش سوء استفاده مينمايند چون اساس تصوف بر اباحه گيري و بي بندباري استوار است و هدفي جز آن ندارند در مساله جواز«غنا» اعمال و رفتار برخي از افراد معلوم الحال مانند معاويه بن ابي سفيان و عبدالله بن زبير كه هر دو از دشمنان قسم خورده اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و اسلام ميباشند تمسك و از رفتار آن دو حكم به جواز غنا كردهاند، زيرا در منابع اهل سنت آمده است كه آن دو سماع مينمودهاند.(منبع غزالي، احيا، العلوم الدين ج 2، ص 267)
ج) علت ديگري كه باعث علاقه تصوف به «غنا» گرديد لذت بردن آنها از غنا و سماع و عدم پايبندي آنها به شريعت است زيرا صوفيه باور دارند كه نماز و روزه و حج و ساير احكام شرعيه از آن جهت وضع شده كه آدمي به آن تهذب اخلاق نمايد وقتي تهذب اخلاق حاصل گرديد آنگاه همه چيز بر او حلال ميگردد. از ملاي رومي نقل شده كه وي گفته است: چون حقيقت حاصل شود شريعت باطل شود.( آل آقا. محمد جعفر، فضايح صوفيه، ص 83)
ه) يكي از اهداف مهم تصوف نفوذ در ميان جوامع اسلامي خصوصا جوانان مسلمان است و از طرف ديگر تقيّد به شريعت و عمل به آن براي برخي از افراد خصوصا جوانهاي كه مشكل تربيتي دارند سخت و امر و نهي شرعي را محروميت از لذايذ دنيوي ميدانند در نتيجه تصوف براي نفوذ در جوامع اسلامي و فريب جوانها از حلال شمردن«غنا» كه تاثيري بسيار مهم در جذب جوانها دارد، استفاده ميكند.
اگه دوست داريد دنبال رو دشمنان خدا و رسول صلي الله عليه وآله باشيد بريد دنبال اينها.وسلام
دوشنبه سیزدهم فروردین 1386
استفتای آیت الله فاضل لنکرانی درباره فرقه صوفیه
استفتای آیت الله فاضل لنکرانی درباره فرقه صوفیه
آيتالله فاضل لنكراني در پاسخ به استفتايي پيرامون شركت جوانان در برنامههاي خانقاه، فرقه صوفيه و همه مذاهب منسوب به آن را از فرقههاي باطل و غيرصحيح دانست.
مركز خبر حوزه درگزارش متن کامل استفتاء رااینگونه منتشرکرده است :
"بسمالله الرحمن الرحيم "
صوفيه و همه مذاهب منسوب به آن از فرقههاي باطل و غير صحيح است و ائمه معصومين (ع) شديدا از چنين مسلكي بيزاري جستهاند و اساسا تفكيك دو عنوان شريعت و طريقت از بدعتهايي است كه اينان احداث كردهاند و ما غير از شريعت كه همان كتاب، سنت، اجماع و عقل است چيز ديگري به نام طريقت نداريم و جعل اين عنوان براي تضعيف اصل شريعت و بياعتنايي به آن است، از اين جهت شركت در مكانهاي مربوط به اين گروه خصوصا خانقاه جايز نيست و جوانان عزيز بدانند كه اسلام حقيقي و معرفت حقتعالي و قرب به او جز از طريق تمسك به قرآن و پيروي از ائمه معصومين (ع) امكان ندارد، فهم اين دو منبع نيز جز از طريق كساني كه آشنا به آن هستند و عمر خود را در فهم آن سپري كردهاند، يعني علما و مجتهدان ميسر نيست، از اين جهت است كه در زمان غيبت، مردم موظف شدهاند با رجوع به علمان و فقها گرفتار چنين مذاهب باطلي نشوند.
البته فقط نظر ايشون نيست و تقريباً نظر بقيه مراجع تقليد هم همين است خودم نضر 6يا7 تا از مراجع ديگه را ديدم كه خانقاه رفتن و شركت در مراسم دراويش را حرام دانسته اند
چهارشنبه هشتم فروردین 1386
پيشنهادي براي تعجيل در فرج مولاي غريب و مظلوممان
امشب مصادف است با اولين شب امامت مولايمان حضرت مهدي روحي فداه است،
اولين شبي كه حضرت مقام خليفةاللهي را عهده دار شدند .بيايد از امشب با آقا عهد
ببنديد و بگيد مولاي من هر صبح و شب يا فقط هر صبح يا هر شب براي فرج شما
دعا ميكنم بيايد هر صبح و شب فقط 5 دقيقه اين ذكر شريف :
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
را بخوانيد وبه حضرت زهرا سلام الله عليها ثواب آن را تقديم كنيم و از سرور زنان
عالميان بخواهيم كه براي ظهور منتقم خون فرزندشان ابا عبد الله الحسين صلوات الله
عليه دعا كنند و از خدا بخواهند كه امسال را سال ظهور مولايمان قرار دهند .
ببيند توي 24 ساعت 5يا 10 دقيقه كه وقت زيادي از ما نميگيره ،اين همه
پاي تلويزيون و اينترنت وقتمون ميگذره فكر كنيد اين 5يا 10 دقيقه را هم
مشغول تماشاي فيلم هستيد آيا ارزش نداره با اين زمان كم رضاي خداوند
متعال و حضرات معصومين صلوات الله عليهم را بدست بياوريد .آيا امام اين
قدر بر ما حق ندارند ؟آيا عمل اندك درمقابل دعاهائي كه امام همواره براي
ما ميكنند چيز زياديه؟
در شبانه روز ما كه 1440 دقيقه است اين وقت زياديه براي تشكر از خدا و
براي منفعت خودمان؟اصلاً فكر ميكنيم كه امام را هم دوست نداريم ودلمون
هم براي ديگران نميسوزه با اين وجود اگه عاقل باشيم بازهم بسيار تلاش
بايد بكنيم كه با دعا فرج آقايمان را نزديك كنيم حداقل اثرش اينكه دعا براي
فرج بيش از 80 خاصيت براي دعاكنند داره اگه اين هم نبود باز هم براي برقرار
شدن عدالت و امنيت و بهبود وضع مالي خودمان بايد دعا كنيم.
اما اهل معرفت فقط براي رضاي خدا عمل ميكنند و توجه به پاداش ندارند
ديگه خود دانيد
امام عليه السلام كه فرموده اند :زياد براي فرج من دعا كنيد كه درآن
فرج و گشايش براي شما خواهد بود.
چهارشنبه هشتم فروردین 1386
شهادت حضرت امام حسن عسگري صلوات الله عليه
شهادت حضرت امام حسن عسگري را به مولايمان امام زمان و همه محبان اهل بيت تسليت عرض ميكنم
سه شنبه هفتم فروردین 1386
تاثير ترك گناه در فكرو ذكر
آخوند ملا حسينقلي همداني رحمة الله عليه {استاد مرحوم ملكي تبريزي و ازبزرگان اولياءالله بودند}فرموده اند:
آنچه اين ضعيف ازعقل و نقل استفاده نموده ام ،اين است كه اهمّ اشياء از براي طالب قرب،جد و سعي تمام در ترك معصيت است ،تا اين خدمت را انجام ندهي ،نه ذكرت و نه فكرت به حال قلبت فايده اي نخواهد بخشيد.
جمعه سوم فروردین 1386
ادامه نکته های ناب برای اهل سیر و سلوک
ادامه نکته های ناب برای اهل سیر و سلوک
11- سالك بايد هميشه و در همه حال خدا را حاضر و شاهد اعمال خود بداند و بطور جد از معصيت پرهيز كند و بداند كه گناه اعمِ از صغيره يا كبيره صدمات سنگيني به سلوك فرد وارد خواهد نمود و در مقابل چشم پوشيدن از گناه براي خدا تاثير بسزايي در سرعت بخشيدن به سلوك وي خواهد داشت. دستور مرحوم آيت الله قاضي ،اين بود كه اگر سالكي فقط واجبات را به جا آورد و محرّمات را ترك كند و نمازها را اول وقت بخواند اگر چه ديرو دور،عاقبت به مقصد ميرسد.البته سالك با ارشاد استاد كامل ،امن تر و سريعتر به مقصد ميرسد.
12- زير بار عبادتهاي سخت و دشوار نرويد.شما جوانان بايد به كارهاي تحصيلي،ورزش و خواب و خوراك خود هم برسيد .از عبادتهاي مستحبي سنگين نه تنها بهره برداري نمي كنيد،بلكه بي نتيجه و معلول و متلاشي،از پا در مي آييد و خداي نكرده به مقصد نرسيده از دنيا ميرويد.
13- اگر به دستور استاد به ذكري مشغول شديد،به دلايل واهي و بدون مشورت با استاد،ترك نكنيد ؛پس شروع و ختم ،هر دو با مشورت استاد باشد .
14-سالك بايد هرچه ميتواند مؤدب و متواضع باشد .ادب را نسبت به خداوند متعال و خلق او حفظ كند و به همۀاثار خداوند متعال مانند كعبه،قرآن (و ساير كتب آسماني)،مسجد،علما،عباد و مشاهد مشرفه حتي به معابد اديان ديگر احترام كند .
روزي جوان گنه كاري از خيابان عبور ميكرد،نام مقدس خداوند متعال را روي كاغذ ديد كه بر كف خيابان افتاده ،آن را برداشت و درجاي محترمي قرار داد كه زير پا نباشد . همان شب در خواب ديد كه هاتفي فرمود:كه به خداي متعال احترام كردي ،ما هم گناهان تو را بخشيديم و تو را هدايت فرموديم.(اين است نتيجه ادب).
15 سالك بايد هر چه ميتواند همۀخلق را دوست بدارد،جز دشمنان خدا و دشمنان حجت خدا .
16- در برنامه ريزي روزانۀخود زماني را براي مطالعات ديني قرار دهد.
17- سالك خدا جو بايد دائم الوضو باشد.
18- در شبانه روز كمتر از 6 ساعت و بيشتر از 8 ساعت نخوابيد.مرحوم علامه طباطبائي در اولين ار تباط با بنده فرمودند:كمتر از ربع شبانه روزنخواب،بيشتر از ثلث هم نخواب.
پنجشنبه دوم فروردین 1386
نکته های ناب برای اهل سیر و سلوک
بسم الرب المهدي روحي فداه و عج الله تعالي فرجه الشريف
با عرض سلام و تبريك سال نو به همۀهموطنان بزرگوارم اميد وارم در بهار طبيعت، دلهاي ما هم با عنايت مولايمان بهاري شود . اميد است امسال با دعاي ما سال ظهور منجي عالم بشريت فراهم شود. مطالب زير را از يكي ازبزرگان اولياءالله نقل ميكنم
1- اگر تا به حال در احكام از هيچ مرجع تقليدي تبعيت نكرده ايد هر چه زودتر
مرجعي انتخاب كنيد و طبق رساله توضيح المسائل مرجعتان عمل كنيد
2-خوراك به اندازۀ متعارف ،سه نوبت ميل شود.
3-ازپيش خود ترك خوردن گوشت نكنيد،كه گاهي سبب اموري ميشود كه به نفع و صلاح انسان نيست.
4-درس و تحصيل را جدّي بگيريد و امر تحصيل را مانند فرايض بدانيد.
5-از پيش خود برنامه عبادتي براي خود تنظيم نكنيد و قبل از شروع،با استادتان مشورت كنيد.
6-در راه خدا بايد مثل شتر سواران رفت نه مانند اسب سواران،بي عجله و صبور بايد بود.
به چشم خود ديدم در بيابان كه آهسته سبق برد از شتابان
سمند تيز پاي از تك فروماند شتربان همچنان آهسته ميراند
اين راه راهي نيست كه بتوان يك شبه و شتابان طي كرد .
اوحدي شصت سال سختي ديد تا شبي روي نيك بختي ديد.
7- به فكر تامين معاش از راه حلال باشيد.
8-دو ذكر و دودستور را همزمان انجام ندهيد مگر با مشورت استاد.طب معنوي مانند طب جسماني است دارو را بايد با اجازۀ طبيب مصرف كرد.
9-از دو استاد دستور نگيريد.
10-زماني كه سالك مشغول اربعينات يا ختومات است ،حتي الامكان بايد از جنابت پرهيز كند ،و اگر اتفاقاًجنب شد فوراً غسل كند.

