یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386
افسانه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها توسط عُمر و ابابكر!!!
به نام خدا وبا سلام و عرض تسليت شهادت سرور زنان عالم حضرت فاطمه سلام الله عليها به امام زمان صلوات الله عليه و همه شماعزيزان.
کاش که یک افسانه بود ولی شهادت حضرت زهرا افسانه نیست :
آنچه در زير ميخوانيد برگرفته از ترجمه كتاب «موتمر علماء بغداد» كه به فارسي با نام« راهي به سوي حقيقت» چاپ شده مولف كتاب مقاتل بن عطيه است است اين كتاب نتيجه مناظراتي بين شيعه و سني است كه به دستور ملكشاه سلجوقي علماء شيعه وسني وادار به مباحثه ميشوند تا حقيقت بر همه منكشف شود و مباحاث را دستور ميدهد كه بر پايه مستندات و براهين عقلي ودلائل نقلي باشد و تمام مباحثات هم به دستور شاه نوشته مي شده. به دستور او يك گروه
ده نفره شيعه با ده نفر سني مباحثه ميكند كه بزرگ عالم سني عباسي نام دارد و عالم بزرگ شيعه حسين بن علي معروف به علوي به بحث ميپردازند اما قسمتي از مناظرات آنها كه وزير سني مذهب ملك شاه هم دران شركت داشته:
علوي:
ابوبكر بعد از اينكه با ايجاد ترس و و حشت و استفاده از شمشير و زور و تهديد ،از مردم براي خود بيعت گرفت،افرادي مثل عمر ،قنفذ،خالد بن وليد ،ابو عبيدۀ جراح و گروه ديگري از منافقان را به در خانه فاطمه و علي فرستاد ؛ عمر مقداري هيزم جلو در خانه فاطمه جمع كرد(همان خانه اي كه رسول خدا بارها جلو درب آن توقف ميكرد و ميفرمود: السلام عليكم يا اهل بيت النبوة-سلام بر شما اي اهل بيت پيامبر و هيچ گاه داخل آن نمي شده مگر بعد ازآنكه اجازه ميگرفت )آنگاه درب خانه را به آتش كشيد . وقتي فاطمه پشت درآمد تا عُمر و همراهانش را برگرداند عُمر ضربه اي به در زد و آن چنان فاطمه را بين در و ديوار فشار داد كه فرزندش سقط شد و ميخ در به سينه اش فرو رفت. پس فاطمه فرياد برآورد :اي پدر اي رسول خدا ببين بعد از تو از طرف فرزند خطاب (عُمر)و ابي قحافه(ابابكر) چه بر سر ما امد در اين موقع عُمر رو به اطرافيان خود كرد و دستور داد :فاطمه را بزنيد!!! پس تازيانه ها بر دردانۀ رسول خدا صلي الله عليه واله و پارۀ تنش فرود آمد به حدي كه بدنش مجروح شد. اين فشار سخت و ضربات تلخ ،بدن فاطمه را درهم شكست . او بيمار گشت و حزن و اندوه بر هستي اش فرو رفت و كمي پس از وفات پدرش،زندگي را بدرود گفت. پس فاطمه شهيد خاندان نبوت است و به سبب ستم عُمر بن خطاب،به شهادت رسيده است.
ملك شاه از وزير پرسيد:
آيا سخنان علوي صحيح است ؟
وزير :آري ،سخنان علوي را در كتابهاي تاريخ ديده ام {كتاب سقيفه،ابي بكر جوهري ؛الامامة و السياسة،ابن قتيبه؛شرح ابن ابي الحديد ج 2 ص 19 براي اطلاع بيشتر از موضوع اتش زدن درب خانه حضرت زهرا سلام الله عليها و اسناد آن به كتاب «آتش به خانۀ وحي» رجوع كنيد.}علوي: اينها دليل نفرت شيعه از ابوبكر و عُمر است. وي اضافه كرد :شاهد اين جنايت ابوبكر و عمر اين است كه مورخان آورده اند كه فاطمه از دنيا رفت و درآن هنگام ،بر ابوبكر و عمر غضبناك بود و پيامبر در احاديث متعددي فرموده است:«ان الله يرضي لرضا فاطمة ويغضب لغضبها؛خداوند از رضايت فاطمه خشنود و از غضب او غضبناك ميشود» و شما اي پادشاه نيك ميداني كه سرنوشت كسي كه خداوند بر او خشم گرفته چه خواهد بود.
ملك شاه رو به وزير كرد و گفت :آيا اين حديث صحيح است ؟آيا درست است كه فاطمه در حالي از دنيا رفت كه بر ابابكر و عمر خشمناك بود؟
وزير :آري اين مطلب را محدثان و مورخان گفته اند { بعضي از كتب اهل سنت در اين باره :صحيح بخاري كتاب خمس ح2 همچنين باب غزوه خيبر و كتاب فرائض؛صحيح ترمذي ج1 باب ما جاء من تركة رسول الله؛مستدرك حاكم ج3 ص153 ؛ميزان الاعتدال ج2 ص72؛كنزالعمال ج6،ص219 و ...}
علوي شاهد ديگري براي سخنانش آورد و گفت : اي پادشاه مطلب ديگري كه درستي سخنم را براي تو ثابت مي نمايد اين است كه فاطمه به علي بن ابي طالب عليه السلام وصيت كرد كه ابوبكر ،عمر و ديگر افرادي كه در حق او ظلم نمودند ،در تشيع جنازه اش شركت نكنند و بر او نماز نگزارند و همچنين وصيت كرد كه علي ،قبر او را مخفي نمايد تا بر سر قبرش هم حاضر نشوند . علي عليه السلام هم به وصاياي او عمل نمود . ملك شاه از شنيدن اين وصيت به تعجب فرو رفته بود ،گفت: مطلب غريبي است ! آيا علي و فاطمه اينگونه عمل نموده اند ؟!!!
وزير :مورخان اين گونه آورده اند.
علوي: گوشۀ ديگري از رفتار ناشايست ابوبكر و عمر را مطرح كرد و گفت :ابوبكر و عمر ،ظلم و اذيت ديگري هم در حق فاطمه نمودند.
عباسي پرسيد:چه اذيتي؟
علوي: آنها «فدك» را كه ملك فاطمه بود ،غصب نمودند.
عباسي :چه دليلي بر غصب فدك توسط آنها وجود دارد؟
علوي: در كتب تاريخ امده كه رسول خدا صلي الله عليه واله فدك را به فاطمه بخشيد . در زمان پيامبر ،فدك در اختيار فاطمه بود و چون پيامبر وفات يافت ،ابوبكر و عمر ماموراني فرستادند و كارگران فاطمه را با زور و شمشير از آنجا بيرون كردند. فاطمه به ابوبكر و عمر اعتراض كرد و با آنها به محاجّه پرداخت ،اما آنها به سخن وي گوش نداند و او را به خشم آوردند و از رسيدن او به حقش جلوگيري كردند. از همين رو ،ديگر فاطمه با آنها صحبت نكرد تا اينكه با ناراحتي از آنها از دنيا رفت.
عباسي : ولي عمر بن عبد العزيز در ايام خلافت خود فدك را به فرزندان فاطمه برگرداند.{اين مطلب عباسي دز باره پس دادن فدك فكر نميكنم درست باشه بايد بررسي شود}
علوي: چه فايده اي دارد اگر كسي خانۀ تو را غصب و تو را آواره كند سپس شخص ديگري بعد از مرگ تو بيايد و خانه ات را به فرزندانت برگرداند آيا گناه غاصب را بر طرف ميكند؟
ملك شاه :از صحبت شما دونفر چنين بر مي آيد كه هر دوقبول داريد كه ابوبكر و عمر فدك را غصب نمودند.
عباسي: آري تاريخ نويسان چنين گفته اند....
ملك شاه :اگر اين سخنان درست باشد ،كار انها عجيب است و اگر خلافت ان سه نفر باطل باشد چه كسي جانشين پيامبر خواهد بود؟
علوي: پيامبر خودش به دستور خداي تعالي جانشينان خود را معين نمود. در كتابهاي حديث امده كه ان حضرت فرمود:«خلفاء بعدي اثنا عشر بعدد نقباء بني اسرائيل و كُلهم من قريش؛ جانشينان بعد از من دوازده نفرند ،به تعداد نقيبان بني اسرائيل و همگي آنهااز قريش ميباشند»ملك شاه از وزير پرسيد :آيا پيامبر اين مطلب را گفته است؟
وزير:آري
دانلود کنید کتاب اسناد یورش به خانه وحی ارز آیت الله مکارم شیرازی
دانلود كنيد اسناد آتش زدن خانه حضرت زهرا سلام الله عليها( فايل پاور پوينت)
بسيار جاي تعجب است كه با اين همه اعترافات باز هم اهل سنت ماجراي شهادت و كتك خورد حضرت زهرا توسط ابابكر و عمر را انكار و مخفي ميكنند.!!!
اين هم تعدادي از منابع براي كساني كه نميخوانند دانلود كنند:
عقد الفرید 4/ 260، چاپ مکتبه هلال.
المصنف- ابن ابیشیبه 8/ 572
میزان الاعتدال 2/ 490، شماره 4549
انساب الأشراف 1/ 586، ط دار معارف، قاهره
تذکره الحفاظ 3- 920، شماره 860.
سیر اعلام النبلاء 13/ 162، شماره 96.
البدایه والنهایه 11/ 65، حوادث سال 279
استیعاب 3/ 975، تحقیق علی محمد بجاوی ، چاپ قاهره.
ازالة الخفاء 2/ 29، ناشر اکیدمی، ط لاهور.
جريان قتل آن حضرت به دست عمر آنچنان مشهور بوده كه رد پاي ان در ادبيات عرب ميتوان ديدهمچنين
تا جايي كه محمد حافظ ابراهیم در قصیده عمریه
از آن به عنوان يكي از افتخارات عمر ياد ميكند!!!
محمد حافظ ابراهیم (1287- 1351) شاعر مصری که به «شاعر نیل» شهرت دارد، دیوانی دارد که در ده جلد چاپ شده است. او در قصیده خود تحت عنوان عمر و علی، یکی از افتخارات عمر را این دانسته است که جلوي خانهی علی آمد و گفت: اگر بیرون نیایید و با ابیبکر بیعت نکنید خانه را به آتش میکشم و لو دختر پیامبر در آنجا باشد!
جالب آن است که محمد حافظ ابراهیم، قصیدهی خویش را در یک جلسهی بزرگ قرائت کرد و حضار نه تنها بر او خرده نگرفتند بلکه مدال افتخار نیز به او دادند!!!.
سه بیت این قصیده، مورد نظر و استشهاد ماست:
و قَولةٍ لعَلیٍّ قالَها عُمَرُ
أکرِم بسامِعِها أعظِمْ بمُلقیها
حرقتُ دارَک لا أبقِی علیک بها
إن لم تُبایع و بنتُ المصطفی فیها
ما کان غیرُ أبیحَفْصٍ یَفُوُه بها
أمامَ فارِسِ عدنانٍ و حامِیها .
«و گفتاری که عمر آن را به علی علیهالسلام گفت ...!».
«به علي گفت: اگر بیعت نکنی، خانهات را به آتش میکشم و احدی را در آن باقی نمیگذارم هر چند دختر پیامبر مصطفی در آن باشد».
«جز عمر (كه كنيه اش ابوحفص است) کسی جرأت گفتن چنین سخنی را در برابر شهسوار عدنان و مدافع وی نداشت».
همچنين در كتاب:
لامامه والسیاسه، ص 13، چاپ المکتبه التجاریه الکبری، مصر.
مسلما این بخش از تاریخ ، برای علاقمندان به شیخین بسیار سنگین و ناگوار بوده است، لذا برخی درصدد برآمدند که در نسبت کتاب الإمامه والسیاسه به ابنقتیبه تردید کنند، حال آن که ابن ابیالحدید، استاد فن تاریخ، این کتاب به سرنوشت تحریف دچار شده و تحریفگران بخشی
از مطالب آن را به هنگام چاپ، حذف کردهاند. غافل از آنکه مطالب مزبور در شرح نهج البلاغهی ابن ابیالحدید موجود است. زر کلی در اعلام، کتاب الامامه والسیاسه را از آثار ابن قتبه میداند و سپس میافزاید: «برخی از علما در انتساب این کتاب به ابن قتیبه تأمل دارند». یعنی شک و تردید را به دیگران نسبت میدهد نه به خویش، همچنان که الیاس سرکیس (معجم المطبوعات العربیه 1/ 212) این کتاب را از آثار ابن قتیبه میداند.
ذهبی مورخ مشهور مینویسد:
بدون شک عمر چنان لگدی به فاطمه (سلام الله علیها) زد که محسن از او سقط شد. لسان المیزان جلد اول صفحه 268 شماره 824 تحت عنوان احمد با ذکر سند به نقل از محمد بن احمد حماد کوفی (از حافظین حدیث اهل سنت) میپردازد.
صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدی در کتاب (الوافی بالوفیات)چاپ بیروت 1401هجری جلد 6 صفحه 17 تحت عنوان حرف(الف)- ابراهیم بن سیار-شماره2444 به نقل از نظام معتزلی میگوید: نظام معتزلی معتقد است که بدون شک عمر در روز بیعت چنان فاطمه را زد که محسن را از شکم انداخت.
ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه جلد 16ص 280مینویسد بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله هر گز شاد و خندان دیده نشد و اینکه عمر و ابی بکر از رحلت او خبر نداشتند.
و در ج 16 ص281 مینویسد فاطمه وصیت کرد که در شب دفن شود تا انکه عمر و ابا بکر در نماز وی حاضر نشود و همچنین رد کردن درخواست ملاقات ان دو قبل از رحلت ان بانوی مظلوم و عهد بستن علی علیه السلام با او که ان دو بر بدن شریفش نماز نگذارند و بر سر مزارش حاضر نشوند.
ابی الحسن علی بن حسین بن علی مسعودی می نویسد: آنان در هجوم خود به خانه فاطمه ،سیده زنان را در پشت درب چنان فشردند که محسن را سقط کرد.(کتاب اثبات الوصیه)ص 142 تحت عنوان حکایت السقیفه
«هيچ شخصى را راستگوتر از فاطمه، جز پدرش نديدم».
همچنين اين حديث در كتاب هاى الإستيعاب و حلية الأولياء نيز آمده است(1).
(1) المستدرك: 3 / 160، حلية الأولياء: 2 / 41، الإستيعاب: 4 / 1896
نکته دوم:
فاطمه عليها السلام هرگز با ابوبكر بيعت نكرد و در حالى كه از ابوبكر خشمگين بود،
از دنيا رفت. اين نكته در كتاب هاى صحاح و ديگر کتب دیگر عامه، موجود است
در اين جا چندسوال پیش میاد که از اهل سنت میخواهیم حتما جواب بدهند:
ـ به نظر شما، آيا فاطمه عليها السلام، بدون شناخت و بيعت با امام زمانش از دنيا رفت؟
آيا مى توان پذيرفت كه فاطمه ای كه علماى اهل سنّت او را برتراز ابوبكرو عمر میدانند،
به مرگ جاهليّت از دنيا رفته باشد؟
آيا او كه اذيّت كردنش حرام و موجب كفر است، بدون بيعت با امام زمانش از دنيا رفته است؟
چه كسى مى تواند چنين سخنى را بگويد؟پس، اگر چنين نيست، امام زمان او كيست؟
نكته سوم:
على عليه السلام ابوبكر را از مرگ حضرت زهرا عليها السلام آگاه نکرد;
لذا، نه ابوبكر و نه هيچ كس ديگر از آن قوم، در نماز بر جنازه فاطمه عليها السلام حاضر نشدند.
مى دانيد كه در آن روزگار خواندن نماز بر ميّت، يكى از كارهاى خليفه بوده و با وجود
او يا حاكم مدينه، هيچ كسى حق نداشته است بدون اجازه آن ها، بر ميّت نماز بخواند.
وقتی كه عبداللّه بن مسعود از دنيا رفت، بدون اطّلاع و اجازه عثمان، او را به خاك
سپردند; بدين جهت،عثمان مأمورى را نزد عمّار فرستاد و او را مورد ضرب و شتم
قرار داد; نظير اين امر در تاريخ بسيار اتّفاق افتاده است. بنا بر اين، عدم دعوت از ابوبكر
براى حضور در نماز حضرت زهرا عليها السلام، نشانه و رمزى حاكى از
نپذيرفتن امامت و خلافت اوست از طرف حضرت زهرا چون دروصیتشان از این کار
نهی کرده بودند به همین علت متعصبین حديثى جعل كردند مبنى بر اين كه على عليه السلام
فردى را نزد ابوبكرفرستاد و ابوبكر با عمر و عدّه اى از اصحاب آمدند و بر حضرت زهرا
عليها السلام نماز خواندند; على عليه السلام نيز در اين نماز به ابوبكر اقتدا كرد!!!و ابوبكر
در نماز چهار تكبير گفت!!!اكنون پس از مطالعه اين دروغ ها، اين متن را نيز ملاحظه كنيد:
حافظ ابن حَجَر عسقلانى در شرح حال عبداللّه بن محمّد قدامه مصيصى مى نويسد: او
يكى از ضعفاء است كه از طريق مالك بن انس، مصائب را از جعفر بن محمّد نقل كرده است.
آنان در مورد اهل بيت عليهم السلام سخنان ناروايى مى گويند و روايات بسيارى را از
زبان اهل بيت سلام اللّه عليهم عليه آنان جعل مى نمايند، از جمله اين كه آن ها بيشتر
اوقات رواياتى را از زبان امير مؤمنان و فرزندان ايشان و يا از زبان فرزندش
محمّد حنفيّه نقل كرده اند كه نمونه اى از آن ها، اين روايت است:
جعفر بن محمّد از پدرش محمّد باقر از جدّش نقل مى كند كه: فاطمه شب
هنگام از دنيا رفت. ابوبكر و عمر با گروه زيادى آمدند; ابوبكر به على گفت:
جلو برو و نماز بگزار!على گفت: نه به خدا سوگند! من جلو نمى روم;
تو خليفه پيامبر خدا هستى! پس ابوبكر جلو ايستاد و نماز خواند و چهار تكبير
گفت(1). اين ها از مصيبت هاى امّت ما است، كه نه تنها قضايا را به طور واقعى
نقل نكرده اند; بلكه در برابر آن، رواياتى را جعل كرده اند.
بر فرض که این حدیث هم درست باشد بازهم چیزی از گناه ابابکر کم نمیشود زیرا
حضرت زهراپیوسته او را نفرین میکردند و تا آخر عمر با او حرف نزدند و درکتب معتبر
شیعه و سنی این حدیث آمده که( خداغضب میکند به غضب فاطمه و ... )پس ابابکرنه
تنها شایسته خلافت بعد از پیامبر را ندارد بلکه مورد غضب خدا بوده و خواهد بود و
مخلد در آتش جهنم خواهد بود. منبع لسان الميزان: 3
تاريخ جاودان بماند. سخنان امير مؤمنان عليه السلام به هنگام دفن آن حضرت،
بسيارى از جوانب تاريخى اين مسئله را باز مى نمايد و در بردارنده حقايق بسیاری است.
اين سخنان، بسيارى از مصائب را بازگو مى كند; آن سان كه زيبنده است كه هر مؤمنى در
اين خطبه دقّت و تأمّل كند. ابن تيميّه در توجيه وصيّت حضرت زهرا عليها السلام
به دفن شبانه، گويد: افراد بسيارى شبانه دفن شدند.
ولى پرواضح است كه فاطمه عليها السلام وصيّت كرد كه شبانه غسل داده شود و
شبانه دفن شود و افرادى كه ايشان را مورد آزار قرار دادند، باخبر نشوند.
آرى، همان طور كه گفتيم، برخى از طرفداران ابوبكر، خبرى با مضمون نمازگزاردن
ابوبكر بر جنازه آن حضرت عليها السلام را جعل كرده اند; ولى خوشبختانه شخصيّتى
چون ابن حَجَر عسقلانى، به دروغ بودن آن خبر، تصريح نموده است
منبع.لسان الميزان: 3 / 334.
قسمت زیر از سایت ولی عصر(عج) نقل شده با کمی تغییر:
1ـ عصمت زهرا(عليها السلام) در لسان رسول خدا(صلى الله عليه وآله)
دخت گرامى پيامبر(صلى الله عليه وآله) از مقام والايى برخوردار بود، سخنان رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) در حقّ دخترش حاكى از عصمت و پيراستگى او از گناه مى باشد. آنجا كه درباره او چنين مى فرمايد:
«فاطمة بضعة منّي فمن أغضبها أغضبني».(1)
«فاطمه پاره تن من است، هر كس او را به خشم آورد بسان اين است كه مرا خشمگين كرده است».
ناگفته پيدا است كه خشم رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مايه اذيت و ناراحتى اوست و سزاى چنان شخصى در قرآن كريم چنين بيان شده است:
(وَ الّذين يُؤْذُونَ رَسُول اللّه لَهُم عَذابٌ أَليم)(توبه / 61).
«آنان كه رسول خدا را آزار دهند، براى آنان عذاب دردناكى است».
چه دليلى استوارتر بر عصمت او كه در حديث ديگرى رضاى وى در گفتار پيامبر(صلى الله عليه وآله) مايه رضاى خدا، و خشم او مايه خشم خدا معرّفى گرديده است، مى فرمايد:
«يا فاطمةُ انّ اللّه يغضبُ لِغضبك و يَرضى لرضاك».(2)
«دخترم فاطمه!، خدا با خشم تو، خشمگين، و با خشنودى تو، خشنود مى شود».
به خاطر چنين مقامى والا، او سرور زنان جهان است، و پيامبر در حق او چنين فرموده:
«يا فاطمة! ألا ترضين أن تكونَ سيدةَ نساء العالمين، و سيدةَ نساءِ هذه الأُمّة و سيدة نساء المؤمنين».(3)
«دخترم فاطمه! آيا به اين كرامتى كه خدا به تو داده راضى نمى شوى كه تو، سرور زنان جهان و سرور زنان اين امّت و سرور زنان با ايمان باشى».
{ معني ندارد که رضايت و خشم فردي نشانه رضايت و خشم خدا باشد وآن فرد گناه يا اشتباه کند چون اگر حتي يک اشتباه کند ديگر نميتوان به خشم يا رضايت او اعتماد کرد چون ممکن است بازهم اشتباه کرده باشد. پس قطعا ايشان معصوم بودند هم از خطا وهم از گناه}
2ـ احترام خانه آن حضرت در قرآن و سنّت
محدثان يادآور مى شوند، وقتى آيه مباركه (في بُيُوت أَذِنَ اللّه أَنْ ترفعَ وَ يُذكَر فيها اسْمه)(4) بر پيامبر فرود آمد، پيامبر اين آيه را در مسجد تلاوت كرد، در اين هنگام شخصى برخاست و گفت:
اى رسول گرامى مقصود از اين بيوت با اين اهمّيّت چيست؟
پيامبر فرمود:
خانه هاى پيامبران!
در اين موقع ابوبكر برخاست، در حالى كه به خانه على و فاطمه(عليهما السلام) اشاره مى كرد، گفت:
آيا اين خانه از همان خانه ها است؟
پيامبر(صلى الله عليه وآله) در پاسخ گفت:
بلى از برجسته ترين آنها است.(5)
پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) مدت نُه ماه به در خانه دخترش مى آمد، بر او و همسر عزيزش سلام مى كرد و اين آيه را مى خواند: (إِنَّما يُريد اللّه ليذهبَ عَنْكُمُ الرِّجْس أَهل البَيت و يُطهّركُمْ تَطهيراً)(احزاب / 33).(6)
خانه اى كه مركز نور الهى است و خدا به ترفيع آن امر فرموده از احترام بسيار بالايى برخوردار مى باشد.
آرى، خانه اى كه اصحاب كسا را در بر مى گيرد و خدا از آن با جلالت و عظمت ياد مى كند، بايد مورد احترام قاطبه مسلمانان باشد.
اكنون بايد ديد پس از درگذشت پيامبر(صلى الله عليه وآله) تا چه اندازه حرمت اين خانه ملحوظ گشت؟ چگونه احترام آن خانه را شكستند، و خودشان صريحاً به آن اعتراف دارند؟ اين حرمت شكنان چه كسانى بودند، و هدفشان چه بود؟
3ـ هتك حرمت خانه آن حضرت!
آرى، با اين سفارش هاى مؤكّد، متأسفانه برخى حرمت آن را ناديده گرفته، و به هتك آن پرداختند، و اين مسأله اى نيست كه بتوان بر آن پرده پوشى كرد.
ما در اين مورد نصوصى را از كتب اهل سنت نقل مى نماييم، تا روشن شود كه مسأله هتك حرمت خانه زهرا(عليها السلام) و رويدادهاى بعدى، يك امر تاريخى مسلّم است نه يك افسانه!! و با اينكه در عصر خلفا سانسور فوق العاده اى نسبت به نگارش فضايل و مناقب در كار بود ولى به حكم اينكه (حقيقت شىء نگهبان آن است) اين حقيقت تاريخى به طور زنده در كتابهاى تاريخى و حديثى محفوظ مانده است و ما در نقل مدارك، ترتيب زمانى را از قرنهاى نخستين در نظر مى گيريم، تا برسد به نويسندگان عصر حاضر.
1. ابن ابى شيبه و كتاب «المصنَّف»
ابوبكر ابن ابى شيبه (159-235) مؤلف كتاب المصنَّف به سندى صحيح چنين نقل مى كند:
انّه حين بويع لأبي بكر بعد رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) كان علي و الزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول اللّه، فيشاورونها و يرتجعون في أمرهم.
فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة، فقال: يا بنت رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) و اللّه ما أحد أحبَّ إلينا من أبيك و ما من أحد أحب إلينا بعد أبيك منك، و أيم اللّه ما ذاك بمانعي إن اجتمع هؤلاء النفر عندك أن امرتهم أن يحرق عليهم البيت.
قال: فلما خرج عمر جاؤوها، فقالت: تعلمون انّ عمر قد
جاءَني، و قد حلف باللّه لئن عدتم ليُحرقنّ عليكم البيت، و أيم اللّه لَيمضين لما حلف عليه.
هنگامى كه مردم با ابى بكر بيعت كردند، على و زبير در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند، و اين مطلب به عمر بن خطاب رسيد. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: اى دختر رسول خدا، محبوبترين فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو; ولى سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند.
اين جمله را گفت و بيرون رفت، وقتى على(عليه السلام)و زبير به خانه بازگشتند، دخت گرامى پيامبر(عليها السلام) به على(عليه السلام) و زبير گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد!(7)
يادآور شديم كه اين رويداد در كتاب «المصنف» با سند صحيح نقل شده است.
1. فتح البارى در شرح صحيح بخارى: 7/84 و نيز بخارى اين را در بخش علامات نبوت، جلد 6، ص 491، و در اواخر مغازى جلد 8، ص 110 آورده است.
2. مستدرك حاكم: 3/154; مجمع الزوائد: 9/203 و حاكم در كتاب مستدرك احاديثى مى آورد كه جامع شرايطى باشند كه بخارى و مسلم در صحت حديث، آنها را لازم دانسته اند.
3. مستدرك حاكم: 3/156.
4. (نور خدا) در خانه هايى است كه خدا رخصت داده كه قدر و منزلت آنان رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود.
5. قرأ رسول اللّه هذه الآية (فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه» فقام إليه رجل: فقال: أي بيوت هذه يا رسول اللّه(صلى الله عليه وآله)؟ قال: بيوت الأنبياء، فقام إليه أبوبكر، فقال: يا رسول اللّه(صلى الله عليه وآله): أ هذا البيت منها، ـ مشيراً إلى بيت علي و فاطمة(عليهما السلام) ـ قال: نعم، من أفاضلها (الدر المنثور: 6/203; تفسير سوره نور، روح المعانى: 18/174).
6. در المنثور: 6/606.
7. مصنف ابن ابى شيبه: 8/572، كتاب المغازى.
منبع: http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=55
راستی جواب سوالت بالا چی شد؟؟؟؟
آیا وقت ان نرسیده با نور تفکر ساحل امن و آرام هدایت را انتخاب کنید و از
لجن زار و باتلاق گمراهان اهل سنت بیرون بیائید واز کسانی که مورد
غضب خدا هستند برائت بجوئید؟راستی فردای قیامت اگر پیامبر پرسید
چرا از دشمنان دخترم تبعیت و حمایت کردید چه جوابی میتونید بدید؟
شما با این اعتقادات خواهد امد بعد از اینکه این همه دلایل روشن و قطعی را فهمیدید. ومطمئن شدید افسانه ای درمورد شهادت حضرت زهرا وجود ندارد و شهادت ایشان از مطالب قطعی است که حتی در ادبیات اهل سنت و وهابیت هم به آن اشاره شده!!!!
خوبه این لینکهای زیر را ببیینید:
قم در سوگ رحلت زهراي مرضيه(س) / پيادهروي مراجع و مردم
اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها قسمت اول
اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها قسمت دوم
پاسخ به مقاله منتشر شده در سيستان و بلوچستان که به انکار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها پرداخته
اثبات ولایت امیرالمومنین و حکم رسول خدا در مورد کسی که باعث شد دخترشان سقط جنین کندبه نقل ازاهل سنت
دانلود کتاب یورش به خانه وحی قابل اجرا در تمام گوشی های موبایل
مناظره دکتر قزويني در شبکه المستقله که باعث شده عده ای شیعه شوند
بیانیه و دعوت آيت الله وحيد خراساني، برای عزاداری حضرت زهرا سلام الله عليهادر خیابانها و بازار
ام المومنین یا ام المجرمین مسئله این است؟؟؟!!! (جنایات عایشه)
مناظره امام جواد صلوات الله علیه با یحیی در مورد فضایل ابابکر و عمر
داستاني از تشرف يك سني و عنايت امام زمان صلوات الله علیه به او
پياده روي آيت الله وحيد خراساني در روز شهادت حضرت زهرا (س)
افسانه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها توسط ابابكر وعُمر + شهادت کتک خوردن و قتل حضرت زهرا+ مضروب شدن+ بازوی ورم کرده + پهلوی شکسته+
افسانه شهادت
چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386
ختم مجرب ختم مجرب
ختم بسيار مجرب براي هر حاجت
صاحب كتاب جواهر مكنون گفته :مجرّبِ مجرّبِ مجرّب است كه هيچ شك و ريبي در آن نيست هر كه هزار بار بگويد اين دعا را و در وسط آن حرف نزند.
«حَسبي اللهُ و نِعمَ الوَكيل ولا حَول ولاقوةالا بااللهِ العَليِّ العَظيم لا اِله الا اَنت
سُبحانك اِنّي كُنتُ مِنَ الظّالمين اللهم صل علي محمد وال محمد»
البته با كمي تغيير مطلب را نقل كردم و دربعضي كتب اين ختم را بدون صلواتي كه درآخرش امده نقل كرده اند ولي صحيح اين ختم همان است كه در بالا نوشته شده
مخفي نماند همانطور كه قبلاًنوشتم:
اين گونه ختمها را بعضي گفته اند كه اگر مصلحت نباشد كه به حاجت نرسيد اصلاً موفق به انجام اونها نخواهيد شد. یا اشکالی در شرایط ختم بوجود میآیدهيچ مخلوقي نميتونه با دعا به خدا مسلط بشه و هرچي كه دلش خواست را با دعا بگيره ، حتي پيامبران و ائمه صلوات الله عليهم بعضي مواقع دعاشون رد ميشد.
به هرجهت برایهر دعا باید تلاش و کوشش مناسب آن را انجام داد که در حدیث امده دعا بدون عمل مثل تیر اندازی با کمان بدون زه است . یعنی مطلقا تاثیری نخواهد داشت پس تلاش و کوشش را فراموش نکنید!!!
جمعه هفدهم فروردین 1386
آثار صلوات و دو ختم بسيار مجرب
ميلاد مسعود و مبارك گل سرسبد عالم خلقت.حضرت رحمةللعالمين ،شفيع مذنبين در يوم الدين.اسوه بي نظير اخلاق خوش در تمام عالميان حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و رئيس مذهب تشيع حضرت امام جعفر صادق عليه السلام را به مولايمان حضرت بقيه الله الاعظم عليه السلام و همه دوستاران 14 معصوم صلوات الله عليهم تبريك و تهنيت ميگويم:
قسمتي از سخنان عارف كامل جناب محمد اسماعيل دولابي رحمةالله عليه كه بعضي از اولياءالله ميگفتند و ميگويند كه او كسي بود كه هر هفته موفق ميشد امام زمانش را ديدار كند.
چه غمناك شدي و چه شاد ،بر محمد و آل او صلوات بفرست.فرمود:
يا علي انسان راه بهشت را گم نميكند جز اين كه صلوات بر من را فراموش كند.معلوم ميشود امت ،همه رو به بهشت ميروند .اهل سنّت كه الان بيچاره و بدبختند،ناراحت و گيجند و راه ندارند براي همين است .چون صلوات را تغيير دادند و )آل) را از پيامبر حذف كردند.لذا بهشت را گم كرده اند ،اما شيعيان خوب ميدانند.
امروز شيعه در دنيا طلوع كرده است.دنيا متحيّر و سرگردان است قلبها ميل به ولايت و ائمه عليهم السلام ميكند؛چون درِ بهشت باز شده است. خارجيها و دولتهاي دنيا متحيّر شده اند و وحشت زده. چون درِ
بهشت كه باز شد در ِ جهنم بسته ميشود.
براي اهل جهنم خيلي راه تنگ است .يا بايد ايمان را قبول كنند يا بايد بسوزند و بسازند.عداوت سخت است. وقتي مي بيند براي طرف مقابل خودش راه پيدا شد ،عقب مردن ميگردد ولي گير نمي آورد.چون نميتواند ببيند براي طرف مقابل فرجي حاصل شده است.اين خاصيت عداوت است... در اين كه فرموده است:امت من هر وقت صلوات بر محمد آل را فراموش كنند راه بهشت را گم ميكنند،چند خصوصيت است :
يكي اينكه امت در راه بهشت است و روبه بهشت حركت ميكند.چون پيامبرِ اين امت «رحمةللعالمين»است.اين فراموشي همان«نسوالله فانسيهم انفسهم» است اين فراموشي بد است.
بنده فطرتهاي پيرزنها و پيرمردهايي را ديدم كه خيلي بهوش است.مثلاً وقتي در خيابان دعوا ميبيند به كسي ميگويد :برو به اينها كه دعوا ميكنند بگو صلوات بفرستيد،چرا دعوا مي كنيد .ببين از حديث پيغمبر خدا صلي الله عليه وآله خبر ميدهد.همه دارند حق را ارائه ميدهند.از ص 88تا90 طوباي محبت ج1
***
بر پيغمبر آخر الزمان صلوات بفرست كه قوّۀ شما زياد مي شود. هر وقت دعايي ميشنوي يا مصيبتي از خوبان ميشنوي و ناراحت ميشوي اهسته صلوات بفرست؛اين قوۀ شما را زياد ميكند. همه را ميگيري ،ظرفيتها را پر ميكني و ظرفيت زياد ميشود .صلوات خيلي كارها ميكند .ظرف انسان را بزرگ ميكند .يعني ادمي كه ضعف اعصاب دارد كوچك است .اگر يك شب نمازش عقب و جلو شود ،خودش را ميخورد .يا اگر يك شب موفق شد بي قرار ميشود و ادعا ميكند.اميدوارم ظرفهاي شما بزرگ باشد .دنيا نبايد انسان را بگيرد .انسان نبايد بيقرار شود و غرور او را بگيرد .وقتي كم ميشود نبايد مايوس شود و رابطه را برهم بزند .بلكه صلوات بفرستد و خودش را تسليت بدهد . صلوات به آدم قوت ميدهد. درامر آخرت هم در خوشي و ناخوشي به انسان قوت ميدهد و بهجت ميآورد و غم را زائل ميكند .آن جا هم كه سُرور است آن را بزرگتر نشان ميدهد.صلوات در راه خدا به انسان خيلي كمك ميكند .... صلوات هم در بين دعاها براي رفع خستگي و باز شدن نطق و راه افتادن است.هر وقت با خداي خود صحبت ميكني،اگر ديدي تعطيل سد و نتوانستي حرف بزني صلوات بفرست، دوباره نطقت باز ميشود .خداوند اشك مضطرين را دوست دارد . دروقت دعا ياد منعم ميكنيم . حرفهاب خوب در درون انسان باقي ميماند.خداوند سفره وسيعي آفريده است حرفهاي خوب عطر است.انسان گاهي در مي ماند كه به خدا چه بگويد صلوات راه را باز ميكند .چقدر خوب است انسان با صانع خودش صحبت كند .نعمتها را بگويد... (طوبي محبت ج 1 ص 124 و 125)
صلوات جزءبرترين اذكار است چون ذكر خداوند متعال است (ان الله و ملائكةيصلو ن علي النبي...)آثار و بركات زيادي دارد بقول آيت الله شوشتري
صلوات گنج بزرگي است كه قدر آنرا نميدانيم.خودم يه زماني براي يه حاجت بسيار بسيارمهم يه مدت صلوات ميفرستادم شايد به 3هزار رسيد البته صلوات را با عجل فرجهم مي گفتم و ثوابش را به امام زمان صلوات الله عليه تقديم ميكردم و به حاجت رسيدم خودم تعجب كردم از سرعت اجابت.حالا فكر نكنيد ما مستجاب الدعو هستيم ها ،اون دفعه چون با حضور قلب بود و مصلحت بود اينجوري شد ولي يه موقعي هم بود با دوستي براي حوائجي اذكار و ختومي را از يه ولي خدايي گرفتيم و انجام داديم يه اربعين وخبري نشده بعد ختم 14 هزار صلوات را انجام داديم باز نشده بعد يه ختم مهم ديگه انجام داديم باز نشده بعدا دوستم از، اون ولي خدا پرسيد چرا به حاجت نرسيديم گفت بود بايد ميشد، ديگه بايد تسليم باشيد. يعني به اين قضا و قدر بايد گردن بگذاريم چون مصلحت در نرسيدن به حاجت بوده و حاجت هر دوي ما هم ثروت بود كه مدت زيادي براش دعا كردم سواي اون ختوم و اذكاري كه اون مرد خدا بهمون ياد داده بود هم خيلي دعا و ختم انجام داده بودم و مطلقا اثري نديديم تازه بعضي وقتها همون دارايي كمي را هم كه داشتم امواج بلا نابود ميكرد .
اما دوختم بسيار مجرب صلوات به عنوان عيد ي شما
از ختومات كثير التاثيرو سريع التاثير ختم 14 هزار صلوات است كه به 14معصوم صلوات الله عليهم هديه ميشود.ابتدا 1000 صلوات به پيامبر .بعد حضرت اميرالمؤمنين و بعد حضرت زهرا سلام الله عليها تا حضرت مهدي صلوات الله عليه. در بين ختم با كسي حرف نزنيد .مثل ساير ختوم روبه قبله و با وضو باشيد در ضمن ميتونيد از افراد ديگه هم كمك بگيرد تا براي حاجت شما صلوات براتون بفرستند تعداد مجالس مهم نيست ميتوند در يك مجلس مثلا 300 تا صلوات و در مجلس ديگه 2100 بگيد ولي بايد 14000 بار گفته شود اين ختم بسيار مورد توجه اهل ذكر و ختم است و بعضي از اوليا روي 14000 صلوات براي حاجت تاكيد داشته ودارند
در ضمن اگه يه كمي هم سخاوت به خرج بديد و گه گاه ما را دعا كنيد ضرر كه نميكنيد .هيچ كلي هم سود ميكنيدوچون ملائكه براي مومني كه براي ديگران دعا كنه دعا ميكنند كه همون چيزي را كه براي ديگري ميخواي خدا به توهم بده.
بسيارالتماس دعا دارم يا علي
دوشنبه شانزدهم بهمن 1385
توسل به حضرت ماه منير بني هاشم
دو توسل مجرب به حضرت قمربني هاشم روحي فداه:
حتماًشنيده ايد كه حضرت ابو الفضل صلوات الله عليه باب الحوائج هستند،ايشان نه تنها حوائج شيعيان را از خدا ميگيرند بلكه به متوسلاني كه اديان ديگر هم دارند جواب رد نميدهند.البته اگه حاجتها مشروع باشد اين دو توسل را به مناسبت ماه محرم آورديم:
مرحوم بيرجندي در كتاب شريف كبريت احمر مينويسد: در سفر عتبات عاليات در عالم رؤياديدم اگر كسي بگويد:«عبدالله اباالفضل دَخيلُك» حاجت او برآورده شود. پس از آن حقير مكرّر بهآن عمل كردم و حوائج مهم و بزرگي بر آورده شد.
انجام اين ختم وقت معيّن وساعت و روز مشخصي ندارد. طريقه ختم را اين طور بيان فرمودند: ابتدا 133 مرتبه صلواتبفرستيد«اللّهم صلّعلي محمد و آل محمد» بعد133 مرتبه بگويد: «يا عباس » و بعد ازآن دوباره133 مرتبه بگويد: «اللّهم صل علي محمد و آل محمد». و اين عمل را هر روز انجام دهد تاحاجتش برآورده شود.
ولي اين حقير در مشكلات بيشتر ذكر لااله الا الله را بدون عدد خاص وشرايط خاص به آن بزرگوار هديه ميكنم و بسيار تاثير ديده ام.
جمعه هفدهم شهریور 1385
ختم و عمل مجرب
مرحوم فشاركي در عنوان الكلام ازسيد اسماعيل بحريني نقل كرده است كه از اسرا مخزونه ما است كه هركه در شب نيمه شعبان مقداري نخود بردارد و به هريم يكبار سوره توحيد و سه بار صلوات بفرستدو آن را پخته هر نفري 7دانه بخورد درآنسال از جميع امراض و اوجاع و وبا و طاعون و مرگ ناگهاني محفوض بماند . همچنين فرموده در اين شب سه بار سوره يس را بخواند
يكي به نيت طول عمر يكي براي تندرستي و يكي براي ثروت
منبع : منتخب مفاتيح ادعيه جلاليه
سه شنبه هفدهم مرداد 1385
ختم يا علي
بر در خانه علي عقدۀ دل زدودني است
نزد علي مرتضي هر گره اي گشودني است
اين ختم تجربه شده هم عيدي شما باشه در روز ولادت امير مومنان عليه السلام :
به مدت 10 شب در وقت معين در ركعت نماز حاجت بخواند وبعد از نماز 110 مرتبه صلوات و بعد از آن بلافاصله 1570 مرتبه (يا علي)بگويد و بعد حاجت را بخواهد و3مرتبه صلوات بفرستد.شخصي اين نماز را خوانده بود و قبل از اتمام ختم نتيجه گرفته بود.خانميكه شوهر بسيار گناهكاري داشت براي كار پيدا كردن شوهرش خواند بود ، شب دهم خواب ديده بود يه نفر يه سكه 10 توماني به او داده بود.اين مطلب را به شوهرش گفته بود و او اين طوري براي خود تعبير كرده بود كه سكه 10 توماني را هم 100 ريال و هم 10 تومان ميگويند و جمع اينها 110 ميشه بعد به زنش گفته بود يك دور ديگه ختم را انجام بده او هم انجام داده بود و به حاجت رسيده بود همان روز دهم.
پنجشنبه پنجم مرداد 1385
يك ختم مجرب براي ثروت و زهد
يه ختم ميخواهم بنويسم براي زيادي ثروت اما قبلش اينها را بخوانيد اون وقت اگه دلتون خواست ختم را انجام بديد
قسمتي از سخنان جناب حامدي با كمي تغيير
يا موسي لا تنسني علي كل حال و لا تَفرح بِكثرةالمال فان نسياني يُقسي القلوب و مَع كثرةالمال كثرةالذنوب
يا موسي در هيچ حال مرا فراموش نكن كه فراموش كردن من ،دل را قسي ميكند وبه زيادي مال خوشحال مشو كه با زيادي مال ،زيادي گناهان است .
يا موسي اذا رأيت الغني مقبلاًعليك فقل ذنب عجلت عقوبته و اذا رايت الفقر مقبلا
عليك فقل مرحباً بشعار الصالحين.
اي موسي اگر ديدي كه دنيا به تو رو كرد بگو من يه گناهي كرده ام كه خدا داره من رو عذاب ميكنه و اين سزاي عمل من است و اگر ديدي فقربه تو رو كرد بگو مرحبا به شعار صالحين
«همه خيرها بار بر زهد در دنيا است،اگر كسي زاهد در دنيا شد چيزي ميشود و گرنه به جايي نميرسد.»امام صادق عليه السلام ميفرمايد:
(من اصبح علي الدنيا حزينا اصبح علي ربه ساخطاً) كسي كه صبح كند و غصه دار براي دنيا باشد صبح كرده
اما ختم :
ازعلامه شيخ محمد تقي اصفهاني نقل شده:هر كس در هر روز ماه رجب 12مرتبه
آيه (الله لطيف بعباده يرزق من يشاء وهوالقوي العزيز) را قرائت كند بدون شك به زودي غني و ثروتمند ميگردد
یکشنبه یازدهم تیر 1385
اعمالي براي فروش خانه
اين مطلب هم براي خانمي كه از مشهد مقدس ايميل فرستاده بودند
براي فروش خانه ايه 10 سوره كهف(ربنا اتنا من لدنك رحمة وهيي...) را بركاغذ بنويسد و در خانه اويزان كندجايي كه بي احترامي نشود وپايشان را
جلوي آن دراز نكنند هرچند كه آيه بالا تر ازكف پا باشد بازهم بي احترامي است و همچنين هر روز70 مرتبه سوره زلزال را با وضو
رو به قبله با توجه به معني بخوانند و از دور يا نزديك به طرف خانه فوت كند
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385
ختم سوره توحید برای طی الارض، آسان شدن امور ،رزق بسیار
از جناب عارف کامل مرحوم سید عبد الکریم کشمیری نقل شده :
خواندن1000مرتبه در هر روز برای نورانیت ،روحانیت قلب،آسان شدن امور ورزق بسیار نافع است .و در روایت از پیامبر نقل شده است کسیکه 1000بار بخواند خود را از خدا خریده واز بندگان خاص الهی شود.بی عدد کسی بخواند ومداومت کند طِیُّ الارض به او داده شود.همیشه خواندنش یقین انسان را زیاد میکند .
پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385
ختم مجرب
آزموده شده واثری شگفت انگیز ازآن مشاهده شد:
جهت حوائج شرعی 5مرتبه سوره یس را بخواند و ثواب آنرا هدیه
کند به5تن اصحاب کسا یعنی حضرات معصومین محمد وعلی وفاطمه
وحسن وحسین صلوات الله علیهم وبعد بگوید به خدا :الهی این
5بزرگوار را شفیع آوردم که حاجتم را بدهی
در ضمن میتواند روزی یکمرتبه تا5 روزهم انجام دهد.
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385
ختم مجرب
از جمله مجربات که هیچ شبهه ای در آن نیست این است که 3 شب
متوالی در گوشه خلوتی بنشینی وهر شبی 1000 مرتبه بگوئی
الهی الهی قََد اِنقَطَعَ رَجائی عَنِ الخَلق واَنتَ الرَّجائی
وبعد حاجت را بخواهی بشرط اینکه واقعا به کسی امید نداشته
باشی جز خدا.
پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385
گنج معنوی بی نظیر
این ختم را بزرگان دین ومجتهدین انجام می دادند و
برای رسیدن به حاجتها حکم کبریت احمر
را دارد و
زیاد ادعای تجربه کرده اند وسرآمد
همۀختم هاست
روش انجام ختم:
ابتدا غسل کرده{به نیت حاجت و بهتر است نیت توبه
حقیقی هم داشته باشد وبانیت هردو فقط یک غسل کند}
لباس تمیز بپوشد ودر مکانی خلوت بدون اینکه در میان ختم صحبت کند،انگشترعقیق یمنی یا فیروزه در دست
کند دو رکعت نماز حاجت بخواند.بعد از نماز 70بار
سوره حمد و100صلوات و79 بار سوره انشراح
(ام نشرح لک صدرک...)و1001بارسوره توحید وسپس 7بار سورۀ حمد بخواند و100بار صلوات فرستد انشاءالله
حاجت برآورده گردد وهیچ تخلف ندارد.این
ختم ازجمله اسراراست و اگر برای
مصلحتی خداوند جلَّ واعلی
نخواسته باشد که حاجت را برآورده سازد
توفیق عمل
به این ختم را نخواهد داد وبعضی این ختم را از ختوم مقیّده شمرده اند و گفته اند باید بعد ازنمازصبح روزپنجشنبه
به آن عمل کند البته اگر در روز جمعه و در مکان شریفی باشد بهتر است.بعضی هم گفته اند در وقتی که نور ماه زیاد باشد بهتراست
{به نظرم برای انتخاب وقت بهتراست
استخاره کند}
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385
عمل مجرب برای ثروت
این ذکر در زیاد شدن ثروت اثر عجیبی دارد
مرحوم کشمیری فرمود روزی از استادم مرحوم قاضی کیمیا خواستم
گفت فردا بیا روز بعد که پیش او رفتم گفت این ذکر را زیاد بگو
که خود کیمیاست. از حضرت استاد بهجت نقل شده در آغاز وپایان ذکر ،صلوات بفرستدمثلاًاگر میخواهد110مرتبه بگوید،ابتدا صلوات بفرستد
بعد110 بار بگوید ذکر را وباز صلوات بفرستد .
ذکر این است اللّهُمَ اَغنِنِی بِحلالِکَ عَن حَرامِک و بِفََضِلکَ عَمَّن سِواک
یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385
چند ختم مجرب:
شرایط مهم تاثیر ختمها عبارتند از :تقوا،حضورقلب،نخوردن حرام انشاء الله بزودی مفصلتر در این باره مطالبی نوشته خواهد شد.
ازهمه بزرگواران عزیز
سه خواسته دارم:1-لطفاًبرای فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه
الشریف) حتما دعاکنند.-2 لطفاًبرای حوائج این حقیر دعا کنید.3- حتما
نظر دهید .
1-به تجربه رسیده است که مدت 18 روز،روزی 3 مرتبه سورۀ قل هوالله احد رابخواندبه این روش که:
(الله الصمد ) را هزار بار تکرار کند.بعد از تمام شدن عمل
یکبار آیۀ 35 سورۀنور(الله نور السموات...)ویکبار آیۀ آخر سوره فتح (اشداء
علی الکفار...)را بخواند بشرط ،طهارت ،روبه قبله،مکان خلوت ،حضور قلب
هرکه انجام داده محال بودکه به حاجتش نرسد.
2-هر که دشمنی قوی دارد به نیت مغلوب کردن او 14روز آیه الکرسی
رابخواند و بعد از گفتن (یَعلََمُ) دشمن را از ذهن بگذراندوبعد بگوید
(ما بین ایدیهم)و بقیه آیه را تا آخر فیها خالدون بخواند این عمل را بغیر از موارد صحیح نباید انجام داد
( مثلاًدر مورد مسلمانی انجام ندهد)
این ختم بارها تجربه شده.
3-برای بیشتر کردن محبت شرعی بین دو نفر (مثل زن وشوهر)آیۀ الکرسی را به عدد اسم آن دو نفر بخوانند
(به حروف ابجد حساب نماید) که تاثیر عجیبی دارد.
4-برای وسعت رزق قبل از طلوع آفتاب سورۀ قدر را بخواند وقدرت خدا را مشاهد کند.
5-جهت فتوحات بی نهایت وزیاد شدن ثروت اثری عجیب ونفعی غریب دارد
بمدت چهل شب هر شب چهل بار سورۀ لیل را بخواند واین آیۀ را سه مرتبه بخواند
(و ما لاحد من نعمه تجزی) ودر زمان انجام این ختم بسیار باید مراقب
تقوا باشد و دوری از گناه باشد تا اثر کند.
۶- هرکه بمدت یکسال قمری هر روز سورۀنباء (عم یتسائلون ...)را بخواند
بدون شک در سال دوم زیارت خانۀخدا نصیبش شود هر چند فقیر باشد

