تبليغاتX
یا خَیرَ حَبیبٍ وَ مَحبوب

یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387

خواص سوره توحید

یا واحد یا احد

با سلام به همه عزیزان و تبریک سال نو البته با تاخیر زیاد

انشاء الله که سالی پر از موفقیت خصوصا موفقیتهای معنوی داشته باشید.

این پست درموردخواص سوره توحید(قل هوالله احد) از دیدگاه احادیث معتبر میباشد

هركه در يك شبانه روز هزار مرتبه سوره توحيد را بخواند نميرد تا جاي خود را دربهشت ببيند يا برايش ببينند. هركه هنگامي كه ميخواهد به بستر خواب رود صد مرتبه سوره توحيد را بخواند گناهان 50 ساله اش بخشيده شود....

هركه ايمان به خدا و روز قيامت دارد خواندن قل هو الله احد را بعد از هر نماز ترك نكند ،زيرا هركه آنرا بخواند خداوند خير دنيا و اخرت را براي او فراهم كند و او و پدر و مادرش و فرزندان آن دو را بيامرزد.

در تشيع جنازه و نماز بر سعد بن معاذ 70 هزار فرشته كه جبرئيل امين هم يكي از آنان بود حضور داشتند پيامبر صلي الله عليه و آله از جبرئيل سوال كردند به چه چيز او لايق نماز شما ها شد؟فرمود :به علت اينكه او سوره توحيد را ميخواند در حالت ايستاده ،نشسته ، سواره ،پياده و رفت و آمدش.

امام صادق صلوات الله عليه فرمود: اي مفضل از همه مردم خود را بوسيله بسم الله الرحيم و قل هو الله احد محافظت كن بخوان ان را از راست و چپ و از مقابل و عقب و از بالا و پائين و چون بر سلطان ظالمي(صاحب منصب ياقاضي ظالم) وارد شدي همينكه نگاهت به او افتاد سه بار سوره را بخوان و بادست چپ بشمار و آنرا ادامه بده تا از نزدش خارج شوي. يكي از اوليا الله ميفرمود شخصي به 6 جهت اين سوره را خوانده بود و در ماشيني بود كه تصادف شد،همه اطرافيان او كشته شدند ولي حتي يك خراش هم روي بدن او ايجاد نشده و سالم ماند.

از حضرت محمد صلي الله عليه و آله نقل شده هركه چهار آيه از اول سوره بقره و آيه الكرسي و دو آيه بعد ازآن ( يعني تا فيها خالدون) را و سه آيۀآخر سوره را بخواند در جان و مالش بدي نبيند و هيچ شيطاني به او نزديك نشود و قران را فراموش نكند. {هر روز مداومت كند}

البته این خواص معنوی مثل امرزش برای متقینی که اهل ولایت امیر المومنین صلوات الله علیه باشند

منبع: اصول کافی

اما عیدی شما :

آپلود فایل بدون دعوت نامه

اسکن فایل های مشکوک با همه انتی ویروسها

  افزایش بی نظیر سرعت سیستم واینترنت با  speed gear

 التماس دعا

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 8:49 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هفدهم آبان 1386

خواص وفوايد تسبيحات بانوي شهيده به دست عُمر يعني حضرت زهرا سلام الله عليها

 به نام خدا و با سلام 

قول داده بوديم كه در باره اثرات و خواص تسبيحات بانوي شهيده بدست عُمر همان  مجهول القدر  يعني حضرت زهرا سلام الله عليها بنويسيم:

تسبيح عبادتى برگزيده كه ائمه؛ قبل از خلقت عالم مادى، به تسبيح ذات اقدس حق مشغول بودند .

حضرت امام خمينى؛ در باب اشاره به مقامات ائمه در كتاب اربعين حديث قريب به اين مضامين  را مينويسند: «براى اهل‌بيت عصمت و طهارت، عليهم الصلوة والسلام، مقامات شامخه روحانيه‏اى است در سير معنوى الى الله، كه ادراك آن از طاقت ‏بشر خارج و فوق عقول ارباب عقول و شهود اصحاب عرفان است؛ چنانچه از احاديث ‏شريفه ظاهر مى‏شود كه در مقام روحانيت ‏با رسول اكرم صلي الله عليه و آله شركت دارند و انوار مطهره آنها قبل از خلقت عوالم، مخلوق اشتغال به تسبيح و تحميد ذات مقدس داشتند.»

 

فضيلت تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام:

امام باقر عليه السلام دراين باره مى‏فرمايد: «خداوند متعال با هيچ ستايشى، بالاتر از تسبيحات فاطمه زهرا عليهاالسلام عبادت نشده است. و اگر چيزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا صلي الله عليه و آله آن را به فاطمه عليهاالسلام اعطاء مى‏كرد.»

همچنين بسند معتبراز آنحضرت روايت شده كه هر كه تسبيح حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را بگويد و بعد از آن استغفار كند خداوند غفار او را بيامرزد و آن بر زبان صد{صد عدد} است و در ميزان عمل هزار و شيطان را دور مى كند و خدا را خوشنود مى گرداند و نيز بسندهاى صحيح از حضرت امام صادق كاشف حقايق صلوات الله و سلامه عليه منقول است كه هر كه بعد از نماز تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام را بگويد پيش از آنكه پاها را از هيئت نماز بگرداند آمرزيده شود و بهشت بر او واجب گردد.

آن هنگام فاطمه عليهاالسلام از سختى كارهاى خانه در زحمت و سختي ‏بود. اميرمؤمنان عليه السلام به فاطمه توصيه كرد،نزد پدر برود و خدمتكارى درخواست كند تا در امور منزل يار و همكارش باشد. وقتى پيامبر صلي الله عليه و آله از خواسته دخترش آگاه شد، فرمود: «اى فاطمه چيزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است؛ بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار برايت از چيزى كه مى‏خواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است».

در آن لحظه كه اين هديه آسمانى به فاطمه عليهاالسلام عطا شد، آن بانو فرمودند: «از خدا و رسول خدا راضى شدم.»

حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف، درباره  دعا وتسبيح پس از نمازهاي واجب فرمودند: «ان فضل الدعاء و التسبيح بعد الفرائض على الدعاء بعقب النوافل، كفضل الفرائض على النوافل؛ فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است.»

امام صادق عليه السلام نيز به فضيلت تسبيح بعد از نمازهاى واجب چنين اشاره كرد: «من سبح تسبيح فاطمه الزهراء عليهاالسلام قبل ان يثنى رجليه من صلاة الفريضه، غفر الله له؛ هر كس بعد از نماز واجب تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام را به جا آورد، قبل از اين كه پاى راست را از بالاى پاى چپ بردارد، جميع گناهانش آمرزيده مى‏شود.»

و در حديثى ديگر فرمود: «من سبح تسبيح فاطمه عليهاالسلام، فقد ذكر الله الذكر الكثير؛ كسى كه تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام را بگويد، خدا را به ذكر كثير ياد كرده است.»

روزى امام صادق عليه السلام ابو هارون را مخاطب ساخت و از تعليم تسبيح حضرت فاطمه به كودكان سخن گفت: « يا ابا هارون، انا نامر صبياننا بتسبيح فاطمة عليهاالسلام كما نامرهم بالصلاة، فالزمه، فانه لم يلزمه عبد شقى؛ اى ابو هارون، ما تسبيح فاطمه عليهاالسلام را به فرزندان خود سفارش مى‏كنيم همچنان كه آنها را به نماز توصيه مى‏كنيم. تو نيز بر آن مداومت كن. زيرا هر بنده‏اى كه بر آن مواظبت و مداومت كند، از شومي عاقبت نجات مي يابد و عاقبت به خير ميشود

در جاى ديگر حضرت از فضيلت تسبيحات حضرت زهرا عليهاالسلام در مقابل نمازهاى مستحبى چنين ياد كرد: «تسبيح فاطمة عليهاالسلام فى كل يوم فى دبر كل صلاة احب الى من صلاة الف ركعة فى كل يوم؛ تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام در هر روز، به دنبال هر نماز، نزد من از هزار ركعت نماز (مستحبى) در هر روز، محبوب‌تر است.»

در تسبيح فاطمى عليهاالسلام، انسان با گفتن «الله اكبر» به نهايت عجز خود اعتراف مى‏كند و به ناتوانيش به درگاه الهى بارها اقرار مى‏كند.

امام هادى عليه السلام فرمود: «انا اهل البيت عند نومنا عشر خصال: الطهارة، ... و تسبيح الله ثلاثا و ثلاثين و تحميده ثلاثا و ثلاثين، و تكبيره اربعا و ثلاثين ...؛ ما اهل‌بيت ‏به هنگام خواب ده كار را انجام مى‏دهيم: وضو گرفتن، ... و گفتن سى و سه مرتبه «سبحان الله‏»، و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏»، و سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و ...»

در زير برخي ديگرى ازخواص تسبيحات آن حضرت كه در روايات آمده است را مي خوانيد: ناكام و نااميد نشدن، دور كردن شيطان ، برطرف نمودن سنگينى گوش ، باعث ‏سنگينى اعمال، موجب خشنودى خداوند و رفتن به بهشت مى‏شود.

 

معناي تسبيح حضرت زهراعليهاالسلام

 معناي الله اكبر:

در تسبيح فاطمى عليهاالسلام، انسان با گفتن «الله اكبر» به بي نهايت بودن عظمت و بزرگي خداوند و اينكه اين عظمت وصف و درك نميشود اعتراف مى‏كند .

جميع بن عمير گويد: در محضر امام صادق عليه السلام بودم، حضرت از من پرسيد: جمله «الله اكبر» يعنى چه؟ گفتم: يعنى خدا از همه چيز بزرگتر است، حضرت فرمود: مطابق اين معنى، خدا را چيزى تصور كرده و سپس مقايسه با ساير اشياء كرده‏اى و او را بزرگتر از آن چيزها تصور نموده‏اى. عرض كردم: پس معنى الله اكبر چيست؟ حضرت پاسخ داد: معنايش اين است كه؛ «الله اكبر من ان يوصف؛ خداوند بزرگتر از آن است كه توصيف گردد.»

معناي الحمدلله:

 امام صادق عليه السلام به فضيلت تسبيح بعد از نمازهاى واجب چنين اشاره كرد: «هر كس بعد از نماز واجب تسبيح فاطمه زهرا عليهاالسلام را به جا آورد، قبل از اين كه پاى راست را از بالاى پاى چپ بردارد، جميع گناهانش آمرزيده مى‏شود.»

حضرت امام خمينى؛ در باب حمد مى‏فرمايد: «حمد خدا مساوي شكر است؛ چنانچه در روايات كثيره وارد است كه، كسى كه بگويد: الحمدلله، شكر خدا را ادا كرده؛ چنانچه [امام صادق عليه السلام] فرمود: شكر هر نعمتى، و اگر چه بزرگ باشد اين است كه حمد خداى عزّ و جلّ كنى.»

و ... [امام صادق عليه السلام] فرمود: ... كمال شكر گفتن فرد اين است؛ الحمدلله رب العالمين . ... و در حديثى حماد بن عثمان گفت: بيرون آمد حضرت صادق عليه السلام، از مسجد و حال آن كه گم شده بود مركب آن حضرت. فرمود: «اگر خداوند آن را به من برگرداند، خدا را شكر مى‏كنم؛ شکري که حق اوست.» گفت درنگى نكرد تا آن كه آن مركوب آورده شد. پس فرمود: «الحمدلله‏». شخصي عرض كرد: «فدايت ‏شوم، آيا شما نگفتيد كه شكر خدا مى‏كنم، شکري که حق اوست؟»

فرمود: «آيا نشنيدى كه من گفتم: الحمدلله.»

از اين روايت كشف مى‏شود كه حمد خداوند، شكر با زبان است.

 معناي سبحان الله:

شخصى از حضرت على عليه السلام پرسيد: معنى سبحان الله چيست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله‏» تعظيم مقام بلند و با عظمت‏ خدا و منزه دانستن او از آنچه كه مشركان مى‏پندارند است و زمانى كه بنده اين كلمه را مى‏گويد، همه فرشتگان بر او درود مى‏فرستند.»

 در ثواب ذكر گفتن با تربت مقدس حضرت ابا عبدالله صلوات الله عليه:

درباره ثواب تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام با تربت امام حسين عليه السلام از مولايمان حضرت مهدي روحي فداه روايت ‏شده است كه: هر كه تسبيح تربت امام حسين عليه السلام را در دست داشته باشد و ذكر را فراموش كند، ثواب ذكر براى او نوشته مى‏شود.

از حضرت صادق عليه السلام نقل شده است كه تسبيح تربت آن حضرت، ذكر مى‏گويد، بى ‏آن كه آدمى ذكر گويد و فرمود كه يك ذكر يا استغفار كه با تربت ‏حضرت اباعبدالله عليه السلام گفته مى‏شود برابر با هفتاد ذكر كه با چيز ديگر گفته شود است. و اگر بى ذكر تسبيح را بگرداند به عدد هر دانه، هفت تسبيح براى او نوشته مى‏شود.

به روايت ديگر، اگر با ذكر تسبيح را بگرداند، به هر دانه چهل حسنه براى او نوشته مى‏شود.

روايت است كه حوريان بهشت وقتى فرشته‏اى را مى‏بينند كه به زمين مى‏آيد از او درخواست مى‏كنند تا تسبيح و تربت ‏حضرت حسين عليه السلام را برايشان بياورد.

 پس خواهشاً به خودتون لطف كنيد وهرگز اين تسبيحات را بعد از هر نماز و در وقت خواب فراموش نكنيد.

 

 احاديث فوق را ميتونيد در منابع ذيل ببينيد:

علل الشرايع ص366

كليات مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمى، كتاب باقيات صالحات

شرح چهل حديث (اربعين حديث) امام خمينى، ص‏417

اسرار و آثار تسبيح حضرت زهرا، عليرضا رجالى تهرانى

از هر معصوم چهل حديث، محمد على كوشا، ص‏364

تسبيحات حضرت زهرا عليهاالسلام، عدنان زعفرانى،

ماهنامه كوثر، شماره 8 ، اسماعيل محمدى .

 
نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 19:22 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386

افسانه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها توسط عُمر و ابابكر!!!

شهادت حضرت زهرا افسانه نیست


به نام خدا وبا سلام و عرض تسليت شهادت سرور زنان عالم حضرت فاطمه سلام الله عليها  به امام زمان صلوات الله عليه و همه شماعزيزان.

  کاش که یک افسانه بود ولی شهادت حضرت زهرا افسانه نیست :

 آنچه در زير ميخوانيد برگرفته از ترجمه كتاب «موتمر علماء بغداد» كه به فارسي با نام« راهي به سوي حقيقت» چاپ شده مولف كتاب مقاتل بن عطيه است است اين كتاب نتيجه مناظراتي بين شيعه و سني است كه به دستور ملكشاه سلجوقي علماء شيعه وسني وادار به مباحثه ميشوند تا حقيقت بر همه منكشف شود و مباحاث را دستور ميدهد كه بر پايه مستندات و براهين عقلي  ودلائل نقلي باشد و تمام مباحثات هم به دستور شاه نوشته مي شده. به دستور او يك گروه

ده نفره شيعه با ده نفر سني مباحثه ميكند كه بزرگ عالم سني عباسي نام دارد و عالم بزرگ شيعه حسين بن علي معروف به علوي به بحث ميپردازند اما قسمتي از مناظرات آنها كه وزير سني مذهب ملك شاه هم دران شركت داشته:

علوي:

 ابوبكر بعد از اينكه با ايجاد ترس و و حشت و استفاده از شمشير و زور و تهديد ،از مردم براي خود بيعت گرفت،افرادي مثل عمر ،قنفذ،خالد بن وليد ،ابو عبيدۀ جراح و گروه ديگري از منافقان را به در خانه فاطمه و علي فرستاد ؛ عمر مقداري هيزم جلو در خانه فاطمه جمع كرد(همان خانه اي كه رسول خدا بارها جلو درب آن توقف ميكرد و ميفرمود: السلام عليكم يا اهل بيت النبوة-سلام بر شما اي اهل بيت پيامبر  و هيچ گاه داخل آن نمي شده مگر بعد ازآنكه اجازه ميگرفت )آنگاه درب خانه را به آتش كشيد . وقتي فاطمه پشت درآمد تا عُمر و همراهانش را برگرداند عُمر ضربه اي به در زد و آن چنان فاطمه را بين در و ديوار فشار داد كه فرزندش سقط شد و ميخ در به سينه اش فرو رفت. پس فاطمه فرياد برآورد :اي پدر اي رسول خدا ببين بعد از تو از طرف فرزند خطاب (عُمر)و ابي قحافه(ابابكر) چه بر سر ما امد در اين موقع عُمر رو به اطرافيان خود كرد و دستور داد :فاطمه را بزنيد!!! پس تازيانه ها بر دردانۀ رسول خدا صلي الله عليه واله و پارۀ تنش فرود آمد به حدي كه بدنش مجروح شد. اين فشار سخت و ضربات تلخ ،بدن فاطمه را درهم شكست . او بيمار گشت و حزن و اندوه بر هستي اش فرو رفت و كمي پس از وفات پدرش،زندگي را بدرود گفت. پس فاطمه شهيد خاندان نبوت است و به سبب ستم عُمر بن خطاب،به شهادت رسيده است.

ملك شاه از وزير پرسيد:

آيا سخنان علوي صحيح است ؟

 وزير :آري ،سخنان علوي را در كتابهاي تاريخ ديده ام {كتاب سقيفه،ابي بكر جوهري ؛الامامة و السياسة،ابن قتيبه؛شرح ابن ابي الحديد ج 2 ص 19 براي اطلاع بيشتر از موضوع اتش زدن درب خانه حضرت زهرا سلام الله عليها و اسناد آن به كتاب «آتش به خانۀ وحي» رجوع كنيد.}علوي: اينها دليل نفرت شيعه از ابوبكر و عُمر است. وي اضافه كرد :شاهد اين جنايت ابوبكر و عمر اين است كه مورخان  آورده اند كه فاطمه از دنيا رفت و درآن هنگام ،بر ابوبكر و عمر غضبناك بود  و پيامبر در احاديث متعددي فرموده است:«ان الله يرضي لرضا فاطمة ويغضب لغضبها؛خداوند از رضايت فاطمه خشنود و از غضب او غضبناك ميشود» و شما اي پادشاه نيك ميداني كه سرنوشت كسي كه خداوند بر او خشم گرفته چه خواهد بود.

ملك شاه رو به وزير كرد و گفت :آيا اين حديث صحيح است ؟آيا درست است كه فاطمه در حالي از دنيا رفت كه بر ابابكر و عمر خشمناك بود؟

وزير :آري اين مطلب را محدثان و مورخان گفته اند { بعضي از كتب اهل سنت در اين باره :صحيح بخاري كتاب خمس ح2 همچنين باب غزوه خيبر و كتاب فرائض؛صحيح ترمذي ج1 باب ما جاء من تركة رسول الله؛مستدرك حاكم ج3 ص153 ؛ميزان الاعتدال ج2 ص72؛كنزالعمال ج6،ص219 و ...}

علوي شاهد ديگري براي سخنانش آورد و گفت : اي پادشاه مطلب ديگري كه درستي سخنم را براي تو ثابت مي نمايد اين است كه فاطمه به علي بن ابي طالب عليه السلام وصيت كرد كه ابوبكر ،عمر و ديگر افرادي كه در حق او ظلم نمودند ،در تشيع جنازه اش شركت نكنند و بر او نماز نگزارند و همچنين  وصيت كرد كه علي ،قبر او را مخفي نمايد تا بر سر قبرش هم حاضر نشوند . علي عليه السلام هم به وصاياي او عمل نمود . ملك شاه از شنيدن اين وصيت به تعجب فرو رفته بود ،گفت: مطلب غريبي است ! آيا علي و فاطمه اينگونه عمل نموده اند ؟!!!

وزير :مورخان اين گونه آورده اند.

 علوي: گوشۀ ديگري از رفتار ناشايست ابوبكر و عمر را مطرح كرد و گفت :ابوبكر  و عمر ،ظلم و اذيت ديگري هم در حق فاطمه نمودند.

 عباسي پرسيد:چه اذيتي؟

 علوي: آنها «فدك» را كه ملك فاطمه بود ،غصب نمودند.

عباسي :چه دليلي بر غصب فدك توسط آنها وجود دارد؟

 علوي: در كتب تاريخ امده كه رسول خدا صلي الله عليه واله فدك را به فاطمه بخشيد . در زمان پيامبر ،فدك در اختيار فاطمه بود  و چون پيامبر وفات يافت ،ابوبكر و عمر ماموراني فرستادند و كارگران فاطمه را با زور و شمشير از آنجا بيرون كردند. فاطمه به ابوبكر و عمر اعتراض كرد و با آنها به محاجّه پرداخت ،اما آنها به سخن وي گوش نداند و او را به خشم آوردند و از رسيدن او به حقش جلوگيري كردند. از همين رو ،ديگر فاطمه با آنها صحبت نكرد تا اينكه با ناراحتي از آنها از دنيا رفت.

عباسي : ولي عمر بن عبد العزيز در ايام خلافت خود فدك را به فرزندان فاطمه  برگرداند.{اين مطلب عباسي دز باره پس دادن فدك فكر نميكنم درست باشه بايد بررسي شود}

علوي: چه فايده اي دارد اگر كسي خانۀ تو را غصب و تو را آواره كند سپس شخص ديگري بعد از مرگ تو بيايد و خانه ات را به فرزندانت برگرداند آيا گناه غاصب را بر طرف ميكند؟

ملك شاه :از صحبت شما دونفر چنين بر مي آيد كه هر دوقبول داريد كه ابوبكر و عمر فدك را غصب نمودند.

عباسي: آري تاريخ نويسان چنين گفته اند....

ملك شاه :اگر اين سخنان درست باشد ،كار انها عجيب است و اگر خلافت  ان سه نفر باطل باشد چه كسي جانشين پيامبر خواهد بود؟

علوي: پيامبر خودش به دستور خداي تعالي جانشينان خود را معين نمود. در كتابهاي حديث امده كه ان حضرت فرمود:«خلفاء بعدي اثنا عشر بعدد نقباء بني اسرائيل و كُلهم من قريش؛ جانشينان بعد از من دوازده نفرند ،به تعداد نقيبان بني اسرائيل و همگي آنهااز قريش ميباشند»ملك شاه از وزير پرسيد :آيا پيامبر اين مطلب را گفته است؟

وزير:آري

 

دانلود کنید کتاب اسناد یورش به خانه وحی ارز آیت الله مکارم شیرازی


دانلود كنيد اسناد آتش زدن خانه حضرت زهرا سلام الله عليها( فايل پاور پوينت)

 

بسيار جاي تعجب است كه با اين همه اعترافات باز هم اهل سنت ماجراي شهادت و كتك خورد حضرت زهرا توسط ابابكر و عمر را انكار و مخفي ميكنند.!!!


 اين هم  تعدادي از منابع براي كساني كه نميخوانند دانلود كنند:
عقد الفرید 4/ 260، چاپ مکتبه هلال.
 المصنف- ابن ابی‏شیبه 8/ 572  
میزان الاعتدال 2/ 490، شماره 4549
انساب الأشراف 1/ 586، ط دار معارف، قاهره
تذکره الحفاظ 3- 920، شماره 860.
سیر اعلام النبلاء 13/ 162، شماره 96.
البدایه والنهایه 11/ 65، حوادث سال 279
استیعاب 3/ 975، تحقیق علی محمد بجاوی ، چاپ قاهره.
ازالة الخفاء 2/ 29، ناشر اکیدمی، ط لاهور.
 جريان قتل آن حضرت به دست عمر آنچنان مشهور بوده كه  رد پاي ان در ادبيات عرب  ميتوان ديدهمچنين
تا جايي كه محمد حافظ ابراهیم در قصیده عمریه
از آن به عنوان يكي از افتخارات عمر ياد ميكند!!!
محمد حافظ ابراهیم (1287- 1351) شاعر مصری که به «شاعر نیل» شهرت دارد، دیوانی دارد که در ده جلد چاپ شده است. او در قصیده خود تحت عنوان عمر و علی، یکی از افتخارات عمر را این دانسته است که جلوي خانه‏ی علی آمد و گفت: اگر بیرون نیایید و با ابی‏بکر بیعت نکنید خانه را به آتش می‏کشم و لو دختر پیامبر در آنجا باشد!

جالب آن است که محمد حافظ ابراهیم، قصیده‏ی خویش را در یک جلسه‏ی بزرگ قرائت کرد و حضار نه تنها بر او خرده نگرفتند بلکه مدال افتخار نیز به او دادند!!!.
سه بیت این قصیده، مورد نظر و استشهاد ماست:

و قَولةٍ لعَلیٍّ قالَها عُمَرُ
أکرِم بسامِعِها أعظِمْ بمُلقیها

حرقتُ دارَک لا أبقِی علیک بها
إن لم تُبایع و بنتُ المصطفی فیها

ما کان غیرُ أبی‏حَفْصٍ یَفُوُه بها
أمامَ فارِسِ عدنانٍ و حامِیها .

«و گفتاری که عمر آن را به علی علیه‏السلام گفت ...!».
«به علي گفت: اگر بیعت نکنی، خانه‏ات را به آتش می‏کشم و احدی را در آن باقی نمی‏گذارم هر چند دختر پیامبر مصطفی در آن باشد».
«جز عمر (كه كنيه اش ابوحفص است) کسی جرأت گفتن چنین سخنی را در برابر شهسوار عدنان و مدافع وی نداشت».
همچنين در كتاب:
لامامه والسیاسه، ص 13، چاپ المکتبه التجاریه الکبری، مصر.
 مسلما این بخش از تاریخ ، برای علاقمندان به شیخین بسیار سنگین و ناگوار بوده است، لذا برخی درصدد برآمدند که در نسبت کتاب الإمامه والسیاسه به ابن‏قتیبه تردید کنند، حال آن که ابن ابی‏الحدید، استاد فن تاریخ، این کتاب به سرنوشت تحریف دچار شده و تحریفگران بخشی
از مطالب آن را به هنگام چاپ، حذف کرده‏اند. غافل از آنکه مطالب مزبور در شرح نهج البلاغه‏ی ابن ابی‏الحدید موجود است. زر کلی در اعلام، کتاب الامامه والسیاسه را از آثار ابن قتبه می‏داند و سپس می‏افزاید: «برخی از علما در انتساب این کتاب به ابن قتیبه تأمل دارند». یعنی شک و تردید را به دیگران نسبت می‏دهد نه به خویش، همچنان که الیاس سرکیس (معجم المطبوعات العربیه 1/ 212) این کتاب را از آثار ابن قتیبه می‏داند.

ذهبی مورخ مشهور مینویسد:

بدون شک عمر چنان لگدی به فاطمه (سلام الله علیها) زد که محسن از او سقط شد. لسان المیزان جلد اول صفحه 268 شماره 824 تحت عنوان احمد با ذکر سند به نقل از محمد بن احمد حماد کوفی (از حافظین حدیث اهل سنت) میپردازد.

صلاح الدین خلیل بن ایبک صفدی در کتاب (الوافی بالوفیات)چاپ بیروت 1401هجری جلد 6 صفحه 17 تحت عنوان حرف(الف)- ابراهیم بن سیار-شماره2444 به نقل از نظام معتزلی میگوید: نظام معتزلی معتقد است که بدون شک عمر در روز بیعت چنان فاطمه را زد که محسن را از شکم انداخت.

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه جلد 16ص 280مینویسد بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله هر گز شاد و خندان دیده نشد و اینکه عمر و ابی بکر از رحلت او خبر نداشتند.

و در ج 16 ص281 مینویسد فاطمه وصیت کرد که در شب دفن شود تا انکه عمر و ابا بکر در نماز وی حاضر نشود و همچنین رد کردن درخواست ملاقات ان دو قبل از رحلت ان بانوی مظلوم و عهد بستن علی علیه السلام با او که ان دو بر بدن شریفش نماز نگذارند و بر سر مزارش حاضر نشوند.

ابی الحسن علی بن حسین بن علی مسعودی می نویسد: آنان در هجوم خود به خانه فاطمه ،سیده زنان را در پشت درب چنان فشردند که محسن را سقط کرد.(کتاب اثبات الوصیه)ص 142 تحت عنوان حکایت السقیفه

   نكته اول:
 عايشه در مورد شخصيّت والاى حضرت زهرا عليها السلام مى گويد:
 «ما رأيت أحداً كان أصدق لهجة منها غير أبيها»

«هيچ شخصى را راستگوتر از فاطمه، جز پدرش نديدم».

 حاكم نيشابورى اين روايت را در المستدرك آورده است و در ذيل آن مى گويد: اين 
 حدیث بر مبناى بُخارى و مُسلم، صحيح است و ذهبى نيز بر صحّت آن اقرار دارد;
 

همچنين اين حديث در كتاب هاى الإستيعاب و حلية الأولياء نيز آمده است(1).

(1) المستدرك: 3 / 160، حلية الأولياء: 2 / 41، الإستيعاب: 4 / 1896

نکته دوم:

 

فاطمه عليها السلام هرگز با ابوبكر بيعت نكرد و در حالى كه از ابوبكر خشمگين بود،

از دنيا رفت. اين نكته در كتاب هاى صحاح و ديگر کتب دیگر عامه، موجود است

 

در اين جا چندسوال پیش میاد که از اهل سنت میخواهیم حتما جواب بدهند:

ـ به نظر شما، آيا فاطمه عليها السلام، بدون شناخت و بيعت با امام زمانش از دنيا رفت؟

آيا مى توان پذيرفت كه فاطمه ای كه علماى اهل سنّت او را برتراز ابوبكرو عمر میدانند،

به مرگ جاهليّت از دنيا رفته باشد؟

آيا او كه اذيّت كردنش حرام و موجب كفر است، بدون بيعت با امام زمانش از دنيا رفته است؟

چه كسى مى تواند چنين سخنى را بگويد؟پس، اگر چنين نيست، امام زمان او كيست؟

 

نكته سوم:

على عليه السلام ابوبكر را از مرگ حضرت زهرا عليها السلام آگاه نکرد;

لذا، نه ابوبكر و نه هيچ كس ديگر از آن قوم، در نماز بر جنازه فاطمه عليها السلام حاضر نشدند.

مى دانيد كه در آن روزگار خواندن نماز بر ميّت، يكى از كارهاى خليفه بوده و با وجود

او يا حاكم مدينه، هيچ كسى حق نداشته است بدون اجازه آن ها، بر ميّت نماز بخواند.

 

وقتی كه عبداللّه بن مسعود از دنيا رفت، بدون اطّلاع و اجازه عثمان، او را به خاك

سپردند; بدين جهت،عثمان مأمورى را نزد عمّار فرستاد و او را مورد ضرب و شتم

قرار داد; نظير اين امر در تاريخ بسيار اتّفاق افتاده است. بنا بر اين، عدم دعوت از ابوبكر

براى حضور در نماز حضرت زهرا عليها السلام، نشانه و رمزى حاكى از

نپذيرفتن امامت و خلافت اوست از طرف حضرت زهرا چون دروصیتشان از این کار

نهی کرده بودند به همین علت متعصبین حديثى جعل كردند مبنى بر اين كه على عليه السلام

فردى را نزد ابوبكرفرستاد و ابوبكر با عمر و عدّه اى از اصحاب آمدند و بر حضرت زهرا

 

عليها السلام نماز خواندند; على عليه السلام نيز در اين نماز به ابوبكر اقتدا كرد!!!و ابوبكر

در نماز چهار تكبير گفت!!!اكنون پس از مطالعه اين دروغ ها، اين متن را نيز ملاحظه كنيد:

حافظ ابن حَجَر عسقلانى در شرح حال عبداللّه بن محمّد قدامه مصيصى مى نويسد: او

يكى از ضعفاء است كه از طريق مالك بن انس، مصائب را از جعفر بن محمّد نقل كرده است.

 

آنان در مورد اهل بيت عليهم السلام سخنان ناروايى مى گويند و روايات بسيارى را از

زبان اهل بيت سلام اللّه عليهم عليه آنان جعل مى نمايند، از جمله اين كه آن ها بيشتر

اوقات رواياتى را از زبان امير مؤمنان و فرزندان ايشان و يا از زبان فرزندش

محمّد حنفيّه نقل كرده اند كه نمونه اى از آن ها، اين روايت است:

جعفر بن محمّد از پدرش محمّد باقر از جدّش نقل مى كند كه: فاطمه شب

هنگام از دنيا رفت. ابوبكر و عمر با گروه زيادى آمدند; ابوبكر به على گفت:

جلو برو و نماز بگزار!على گفت: نه به خدا سوگند! من جلو نمى روم;

تو خليفه پيامبر خدا هستى! پس ابوبكر جلو ايستاد و نماز خواند و چهار تكبير

گفت(1). اين ها از مصيبت هاى امّت ما است، كه نه تنها قضايا را به طور واقعى

نقل نكرده اند; بلكه در برابر آن، رواياتى را جعل كرده اند.

 

بر فرض که این حدیث هم درست باشد بازهم چیزی از گناه ابابکر کم نمیشود زیرا

حضرت زهراپیوسته او را نفرین میکردند و تا آخر عمر با او حرف نزدند و درکتب معتبر

شیعه و سنی این حدیث آمده که( خداغضب میکند به غضب فاطمه و ... )پس ابابکرنه

تنها شایسته خلافت بعد از پیامبر را ندارد بلکه مورد غضب خدا بوده و خواهد بود و

مخلد در آتش جهنم خواهد بود. منبع لسان الميزان: 3

  نكته چهارم: 
 فاطمه عليها السلام وصيت كرد كه شبانه دفن شود تا مظلوميّت او در طول

تاريخ جاودان بماند. سخنان امير مؤمنان عليه السلام به هنگام دفن آن حضرت،

بسيارى از جوانب تاريخى اين مسئله را باز مى نمايد و در بردارنده حقايق بسیاری است.

اين سخنان، بسيارى از مصائب را بازگو مى كند; آن سان كه زيبنده است كه هر مؤمنى در

اين خطبه دقّت و تأمّل كند. ابن تيميّه در توجيه وصيّت حضرت زهرا عليها السلام

به دفن شبانه، گويد: افراد بسيارى شبانه دفن شدند.

ولى پرواضح است كه فاطمه عليها السلام وصيّت كرد كه شبانه غسل داده شود و

شبانه دفن شود و افرادى كه ايشان را مورد آزار قرار دادند، باخبر نشوند.

آرى، همان طور كه گفتيم، برخى از طرفداران ابوبكر، خبرى با مضمون نمازگزاردن

ابوبكر بر جنازه آن حضرت عليها السلام را جعل كرده اند; ولى خوشبختانه شخصيّتى

چون ابن حَجَر عسقلانى، به دروغ بودن آن خبر، تصريح نموده است

منبع.لسان الميزان: 3 / 334.


قسمت زیر از سایت ولی عصر(عج) نقل شده با کمی تغییر:
1ـ عصمت زهرا(عليها السلام) در لسان رسول خدا(صلى الله عليه وآله)
دخت گرامى پيامبر(صلى الله عليه وآله) از مقام والايى برخوردار بود، سخنان رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) در حقّ دخترش حاكى از عصمت و پيراستگى او از گناه مى باشد. آنجا كه درباره او چنين مى فرمايد:
«فاطمة بضعة منّي فمن أغضبها أغضبني».(1)
«فاطمه پاره تن من است، هر كس او را به خشم آورد بسان اين است كه مرا خشمگين كرده است».
ناگفته پيدا است كه خشم رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مايه اذيت و ناراحتى اوست و سزاى چنان شخصى در قرآن كريم چنين بيان شده است:
(وَ الّذين يُؤْذُونَ رَسُول اللّه لَهُم عَذابٌ أَليم)(توبه / 61).
«آنان كه رسول خدا را آزار دهند، براى آنان عذاب دردناكى است».
چه دليلى استوارتر بر عصمت او كه در حديث ديگرى رضاى وى در گفتار پيامبر(صلى الله عليه وآله) مايه رضاى خدا، و خشم او مايه خشم خدا معرّفى گرديده است، مى فرمايد:
«يا فاطمةُ انّ اللّه يغضبُ لِغضبك و يَرضى لرضاك».(2)
«دخترم فاطمه!، خدا با خشم تو، خشمگين، و با خشنودى تو، خشنود مى شود».
به خاطر چنين مقامى والا، او سرور زنان جهان است، و پيامبر در حق او چنين فرموده:
«يا فاطمة! ألا ترضين أن تكونَ سيدةَ نساء العالمين، و سيدةَ نساءِ هذه الأُمّة و سيدة نساء المؤمنين».(3)
«دخترم فاطمه! آيا به اين كرامتى كه خدا به تو داده راضى نمى شوى كه تو، سرور زنان جهان و سرور زنان اين امّت و سرور زنان با ايمان باشى».
 { معني ندارد که رضايت و خشم فردي نشانه رضايت و خشم خدا باشد وآن فرد گناه يا اشتباه کند  چون اگر حتي يک اشتباه کند ديگر نميتوان به خشم يا رضايت او اعتماد کرد چون ممکن است بازهم اشتباه کرده باشد. پس قطعا ايشان معصوم بودند هم از خطا وهم از گناه}
2ـ احترام خانه آن حضرت در قرآن و سنّت
محدثان يادآور مى شوند، وقتى آيه مباركه (في بُيُوت أَذِنَ اللّه أَنْ ترفعَ وَ يُذكَر فيها اسْمه)(4) بر پيامبر فرود آمد، پيامبر اين آيه را در مسجد تلاوت كرد، در اين هنگام شخصى برخاست و گفت:
اى رسول گرامى مقصود از اين بيوت با اين اهمّيّت چيست؟
پيامبر فرمود:
خانه هاى پيامبران!
در اين موقع ابوبكر برخاست، در حالى كه به خانه على و فاطمه(عليهما السلام) اشاره مى كرد، گفت:
آيا اين خانه از همان خانه ها است؟
پيامبر(صلى الله عليه وآله) در پاسخ گفت:
بلى از برجسته ترين آنها است.(5)
پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) مدت نُه ماه به در خانه دخترش مى آمد، بر او و همسر عزيزش سلام مى كرد و اين آيه را مى خواند: (إِنَّما يُريد اللّه ليذهبَ عَنْكُمُ الرِّجْس أَهل البَيت و يُطهّركُمْ تَطهيراً)(احزاب / 33).(6)
خانه اى كه مركز نور الهى است و خدا به ترفيع آن امر فرموده از احترام بسيار بالايى برخوردار مى باشد.
آرى، خانه اى كه اصحاب كسا را در بر مى گيرد و خدا از آن با جلالت و عظمت ياد مى كند، بايد مورد احترام قاطبه مسلمانان باشد.
اكنون بايد ديد پس از درگذشت پيامبر(صلى الله عليه وآله) تا چه اندازه حرمت اين خانه ملحوظ گشت؟ چگونه احترام آن خانه را شكستند، و خودشان صريحاً به آن اعتراف دارند؟ اين حرمت شكنان چه كسانى بودند، و هدفشان چه بود؟
 
3ـ هتك حرمت خانه آن حضرت!
آرى، با اين سفارش هاى مؤكّد، متأسفانه برخى حرمت آن را ناديده گرفته، و به هتك آن پرداختند، و اين مسأله اى نيست كه بتوان بر آن پرده پوشى كرد.
ما در اين مورد نصوصى را از كتب اهل سنت نقل مى نماييم، تا روشن شود كه مسأله هتك حرمت خانه زهرا(عليها السلام) و رويدادهاى بعدى، يك امر تاريخى مسلّم است نه يك افسانه!! و با اينكه در عصر خلفا سانسور فوق العاده اى نسبت به نگارش فضايل و مناقب در كار بود ولى به حكم اينكه (حقيقت شىء نگهبان آن است) اين حقيقت تاريخى به طور زنده در كتابهاى تاريخى و حديثى محفوظ مانده است و ما در نقل مدارك، ترتيب زمانى را از قرنهاى نخستين در نظر مى گيريم، تا برسد به نويسندگان عصر حاضر.
 
1. ابن ابى شيبه و كتاب «المصنَّف»
ابوبكر ابن ابى شيبه (159-235) مؤلف كتاب المصنَّف به سندى صحيح چنين نقل مى كند:
انّه حين بويع لأبي بكر بعد رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) كان علي و الزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول اللّه، فيشاورونها و يرتجعون في أمرهم.
فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة، فقال: يا بنت رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) و اللّه ما أحد أحبَّ إلينا من أبيك و ما من أحد أحب إلينا بعد أبيك منك، و أيم اللّه ما ذاك بمانعي إن اجتمع هؤلاء النفر عندك أن امرتهم أن يحرق عليهم البيت.
قال: فلما خرج عمر جاؤوها، فقالت: تعلمون انّ عمر قد
جاءَني، و قد حلف باللّه لئن عدتم ليُحرقنّ عليكم البيت، و أيم اللّه لَيمضين لما حلف عليه.
هنگامى كه مردم با ابى بكر بيعت كردند، على و زبير در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند، و اين مطلب به عمر بن خطاب رسيد. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: اى دختر رسول خدا، محبوبترين فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو; ولى سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند.
اين جمله را گفت و بيرون رفت، وقتى على(عليه السلام)و زبير به خانه بازگشتند، دخت گرامى پيامبر(عليها السلام) به على(عليه السلام) و زبير گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد!(7)
يادآور شديم كه اين رويداد در كتاب «المصنف» با سند صحيح نقل شده است.
 

   1. فتح البارى در شرح صحيح بخارى: 7/84 و نيز بخارى اين را در بخش علامات نبوت، جلد 6، ص 491، و در اواخر مغازى جلد 8، ص 110 آورده است.

2. مستدرك حاكم: 3/154; مجمع الزوائد: 9/203 و حاكم در كتاب مستدرك احاديثى مى آورد كه جامع شرايطى باشند كه بخارى و مسلم در صحت حديث، آنها را لازم دانسته اند.

3. مستدرك حاكم: 3/156.

4. (نور خدا) در خانه هايى است كه خدا رخصت داده كه قدر و منزلت آنان رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود.

5. قرأ رسول اللّه هذه الآية (فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه» فقام إليه رجل: فقال: أي بيوت هذه يا رسول اللّه(صلى الله عليه وآله)؟ قال: بيوت الأنبياء، فقام إليه أبوبكر، فقال: يا رسول اللّه(صلى الله عليه وآله): أ هذا البيت منها، ـ مشيراً إلى بيت علي و فاطمة(عليهما السلام) ـ قال: نعم، من أفاضلها (الدر المنثور: 6/203; تفسير سوره نور، روح المعانى: 18/174).

6. در المنثور: 6/606.

7. مصنف ابن ابى شيبه: 8/572، كتاب المغازى.

 منبع:  http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=55

راستی جواب سوالت بالا چی شد؟؟؟؟

آیا وقت ان نرسیده با نور تفکر ساحل امن و آرام هدایت را انتخاب کنید و از

لجن زار و باتلاق گمراهان اهل سنت بیرون بیائید واز کسانی که مورد

غضب خدا هستند برائت بجوئید؟راستی فردای قیامت اگر پیامبر پرسید

چرا از دشمنان دخترم تبعیت و حمایت کردید چه جوابی میتونید بدید؟

 دیگر حجت را بر شما تمام کردیم. مواظب باشید شب اول قبرتون چه بر سر

شما با این اعتقادات خواهد امد بعد از اینکه این همه دلایل روشن و قطعی را فهمیدید. ومطمئن شدید افسانه ای درمورد شهادت حضرت زهرا وجود ندارد و شهادت ایشان از مطالب قطعی است که حتی در ادبیات اهل سنت و وهابیت هم به آن اشاره شده!!!!

خوبه این لینکهای  زیر را ببیینید:

پاسخ به شبهات فدک



پاسخ به مقاله منتشر شده در سيستان و بلوچستان که به انکار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها پرداخته

اثبات ولایت امیرالمومنین و حکم رسول خدا در مورد کسی که باعث شد دخترشان سقط جنین کندبه نقل ازاهل سنت

مناظره دکتر قزويني در شبکه المستقله که باعث شده عده ای شیعه شوند

 بیانیه و دعوت آيت الله وحيد خراساني، برای عزاداری حضرت زهرا سلام الله عليهادر خیابانها و بازار

داستاني از لطف و هدايت الهي

ام المومنین یا ام المجرمین مسئله این است؟؟؟!!! (جنایات عایشه)

مناظره امام جواد صلوات الله علیه با یحیی در مورد فضایل ابابکر و عمر

داستاني از تشرف يك سني و عنايت امام زمان صلوات الله علیه به او

 

تصویری از عزاداری مردم در روز شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها


پياده روي آيت الله وحيد خراساني در روز شهادت حضرت زهرا (س)

 






 

افسانه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها توسط ابابكر وعُمر + شهادت کتک خوردن و قتل حضرت زهرا+ مضروب شدن+ بازوی ورم کرده + پهلوی شکسته+

افسانه شهادت

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 22:47 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385

ذکری برای اهل سلوک

 

مرحوم عارف کامل جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمةالله علیه مینویسد:

من استادی داشتم بزرگوار عارف،عامل وکامل (مراد ملا حسینقلی همدانی قدس سره)که نظیر او را ندیده ام . از او درباره عملی که مجرب ودر اصلاح قلب و تحصیل معارف موثر باشد،سوال کردم. در پاسخ فرمود:برای این امر،هیچ

 کاری مانند مداومت بر یک سجده طولانی در هر شبانه روزی یکمرتبه

که درآن (لا اله الا انت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالمین) (یعنی ذکر یونسیه).گفته شود،نیست .انسان این ذکر را بگوید در حالی که خود را در زندان طبیعت زندانی

ومقیّد به قید وبندهای این اخلاق رذیله ببیند و اقرار داشته باشد که خدایا ،تو مرا گرفتار این پستیها نکردی و در حقِّ من ظلم روا نداشتی و تنها من به خویشتن

ستم کردم.

حضرت آقای ملکی ادامه میدهد:

اصحاب وشاگردان او  به این دستور،عمل میکردند و بعضی از آنها این ذکر را سه هزار مرتبه در سجده میگفتند وخلاصه،این سجده و برکاتش نزد عاملان به آن ،معروف است ولی به شرط آن که مداومت شود{در نامه ای جناب ملکی حداقل ذکر را400 مرتبه عنوان کرده اند}.( ونیز) استادم به خواندن100مرتبه سوره قدر در شب و عصر جمعه نیز امر میفرمودند.

{خواندن این سوره به این شکل در روایات ذکر شده و اثرش را بعدا ذکر

خواهد شد ان شاءالله}  

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 7:25 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سوم اردیبهشت 1385

دو سخن دیگر از استاد شوشتری در مورد انسان کامل و ذکر

انسان کامل ِمطلق فقط آقا صاحب الزمان روحی له الفداه میباشد،

کامل نسبی،شیعیان کامل امام هستند ،که اگربه آنها دست برسد

فیض عظیمی میبری،امام صادق صلوات الله علیه فرمودند:در

 پی این افراد بگردید واگر یافتید،از نورشان بهرمند شوید،

اگر پیدا کنید نصف راه را رفته اید.

 

 

 

بزرگی فرموده:

صمت وجوع وسحر وعزلت وذکر به دوام

ناتمامان جهان را کند این پنج تمام

{معنای مصراع اول:سکوت ،گرسنگی،سحر خیزی،

تنهایی وگوشه نشینی و دائم ذکر گفتن}

واین فرمان (سفارشبه ذکر دائم)بدان جهت است که دراثرذکر

کم کم آدمی  بوی مذکور{خدا} را پیدا میکند ودارای کمالات

 ملکوتیان میشود. عرفان حقّه شیعه ذکر خدا را از جهتی به

2 قسمت تقسیم میکند:ذکر خفی وذکر جلی واز جهتی دیگر به

4 قسمت  تقسیم میکند:ذکر لسانی،ذکر نفسی،
ذکر خیالی،ذکر قلبی.

واز همه مهمتر ذکر قلبی است که دائم باید به یاد خدا باشد،

 زیرا در اثرمداومت آدمی رنگ وبوی خود را از دست میدهد و

رنگ وبوی محبوب را در خود می یابد.

ز بس بستم خیال تو ،تو گشتم پای تا سر من

توآمد خورده خورده رفت من آهسته آهسته  

نکته قابل ملاحظه این ایت که ذکر خدا جورواجور است.مرحوم

طبا طبائی صاحب تفسیرالمیزان میفرمود:ذکر خدا  عرض عریضی

دارد،به هر شکلی انسان به یاد خدا باشد نیکوست . گاهی با

 تلاوت قران گاهی با خواندن نماز مستحب و واجب.....

 

 

 

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 6:49 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سوم اردیبهشت 1385

ذکری موثر و مهم برای اهل سلوک

ازجناب عارف استاد شوشتری است که: 

یک شب در حال خواندن دعای جوشن کبیر بودم به این اسم

(یا خیر ذاکر ومذکور)رسیدم .برق آن مرا گرفت ودیگر رهایش

نکردم مثل بچه ای که وقتی پستان مادر به دهانش آمد موک

میزند{میمکد}،تا سیر شود ماهم این اسم راموک زدیم و مرتباً

تکرار میکردیم.حالا چه چیزهایی مرحمت کرد،بماند،به هیچ کس

نگفته ام. اگربه کسی میگفتم الان هم میگفتم .خیلی چیزها خداوند

مرحمت کرد که اگر بگویم تعجب کرده و باور نمیکنید.خودت

شروع کن تا نتیجه اش را بگیری.

 

 

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 6:11 |  لینک ثابت   •