تبليغاتX
یا خَیرَ حَبیبٍ وَ مَحبوب - پرتوي از فضايل اميرالمؤمنين از منظر اهل سنت و...

یکشنبه چهاردهم تیر 1388

پرتوي از فضايل اميرالمؤمنين از منظر اهل سنت و...

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ  يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَة وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ  وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ  

  با سلام

میلاد پربرکت امام المتقین وصراط المستقیم، قائد غرّالمحجلین امیرالمومنینعلی بن ابیطالبرا به امام زمان صلوات الله علیه و همه محبان ان حضرت تبریک میگویم.مطلب زیر را همه محبان ان حضرت تقدیم میکنم:

پرتوي از فضايل اميرالمؤمنين از منظر اهل سنت

" اي سروران من ، در مقام ثنا و ستايش شما توان آن را ندارم كه فضائلتان را به شماره آورم و درمدحتان به عمق عظمت شما نمي رسم ." ( فرازي از زيارت جامعه كبيره )

اميرالمؤمنين (ع) مظهرالعجائب و معجزه ی بزرگ الهي است كه عقل ها درشناخت وجوه وجود مقدسش حيرانند و دوست و دشمن مديحه سراي حضرتش مي باشند.

ابن ابي الحديد ، دانشمند سني مذهب وشارح نهج البلاغه در توصيف اميرالمؤمنين مي نويسد: چه گويم درباره ی مردي كه حتي دشمنان و ستيزگران با او هم ، سر به آستان فضائلش فرود آورده اند و انكار مناقب و كتمان فضائل او را تاب نياوردند، ( سپس با اشاره به مطالب قبلي خود ادامه مي دهد) و تو دانستي كه بني اميه ( و به ويژه معاويه) چون به حكومت اسلامي در شرق و غرب زمين چيره شدند، به هر نيرنگي در خاموش كردن نورعلي بن ابي طالب كوشيدند و حقايق را برعليه او تحريف كردند، عيب هايي براي او جعل و بر روي منابر لعنش كردند، مدح گويان او را تهديد كردند ، به حبس كشيدند ، كشتند و از نقل رواياتي كه حاوي فضائل و مايه ی بلند آوازگي او مي شد جلوگيري نمودند، تا آنجا كه اجازه نمي دادند نام او بر كسي نهاده شود، اما اين حيله ها جز بر والايي و سرافرازي او نيفزود، همچون مشك كه هر چه بر آن سرپوش نهند، بويش بپيچد و چنان خورشيد كه چهره اش با كف دستي پوشيده نگردد و چون روز روشن كه اگر چشم برآن ببندي، ديدگان بسياري آن را مي بيند.(1) معاويه يكي از ياران نزديك اميرالمؤمنين (ع) را به حضور خواست و از او خواست تا علي(ع) را توصيف كند. آن شخص كه " ضرارة بن ضمرة " نام داشت، در حضور دشمن كينه توز اميرالمؤمنين (ع) در وصف آن حضرت چنين گفت:" به خدا سوگند كه او بسيار دورانديش و نيرومند بود، به عدالت سخن مي گفت و با قاطعيت كارها را به سرانجام مي رساند. علم از جوانب وجودش مي جوشيد و حكمت از زبانش فرو مي ريخت . از زرق و برق دنيا وحشت داشت و با شب و تنهايي آن مأنوس بود. بسياراشك مي ريخت و فراوان مي انديشيد. لباس زبر و سخت و غذاي فقيرانه را مي پسنديد، در ميان ما همچون يكي از ما بود. اگر چيزي درخواست مي كرديم مي پذيرفت و اگراز او دعوتي مي نموديم قدم رنجه مي نمود. با اين همه كه به ما نزديك بود و ما را به خود نزديك مي ساخت ، چندان باهيبت بود كه در حضورش جرأت سخن گفتن نداشتيم.

آن بزگوار، اهل ديانت را بزرگ مي شمرد و بينوايان را به خود نزديك مي ساخت. نه نيرومند به باطل در او طمع داشت و نه ناتوان از عدالتش نوميد بود. به خدا سوگند يك شب به چشم خود ديدم كه به عبادت ايستاده بود و در تاريكي فراگير شب ، دست به محاسن گرفته و چون مارگزيده به خود مي پيچيد و چون مصيبت زده مي گريست و مي گفت: اي دنيا، ديگري را بفريب. آيا به من رو كرده اي؟ هيهات كه من سه طلاقه ات كرده ام و بازگشتي در آن نيست. عمرت كوتاه ، خطرت بزرگ و عيشت ناچيز است، آه از توشه اندك و سفر دراز و راه ترسناك."( سفينة البحار2/657، ماده وصف) سخن كه بدينجا رسيد اشك در چشمان معاويه حلقه زد... اما همين معاويه كه فضائل اميرالمؤمنين (ع) را مي شنيد و مي شناخت به كينه هاي بدر و احد و به طمع قدرت ، چنان با آن حضرت دشمني مي ورزيد كه لعن او را در خطابه ها و منابر، در سراسر كشور بزرگ اسلامي ، لازم الاجرا ساخت و طي بخشنامه اي به امراي خود، نسبت به هر كس كه فضيلتي درباره ی علي بن ابي طالب(ع) نقل كند از خود سلب مسؤوليت نمود. ( بدين معنا كه حاكمان مناطق مختلف مي توانستند هر بلايي بر سر چنين شخصي در آورند)

اكنون شمه اي از فضائل نقل شده اميرالمؤمنين(ع) را تماماً از كتب برادران اهل سنت مي آوريم تا ملاحظه كنيد كه چگونه خداوند نور خود را تمام مي كند و فضائل شخصيتي را كه شصت سال در سرزمين اسلام به دستور معاوية بن ابي سفيان لعن او در هر جا واجب شمرده مي شد، منتشر ساخته است.

1- قرآن كريم در سوره ی بقره، پس از توصيف پرهيزگاران مي فرمايد:" آنان بر هدايتي از جانب خداوند قرار دارند و آنان رستگارانند، پيامبر اكرم(ص) به علي بن ابي طالب اشاره نموده وبه سلمان فرمود: " اي سلمان اين مرد و حزب او در قيامت رستگارند ."(4)

2- هنگامي كه در شب هجرت رسول اكرم(ص) اميرالمؤمنين (ع) در جاي آن حضرت خوابيد، خداوند متعال اين آيه را نازل فرمود:" از مردم كساني هستند كه جان خود را در راه جلب رضايت خداوند تقديم مي دارند و خداوند به بندگان خود رئوف است."(بقره /207)

از ابن عباس نقل شده كه شأن نزول اين آيه را در مورد آن حضرت دانسته و مي افزايد: خداوند در آن شب ، جبرئيل و ميكائيل را فرمان داد تا به نزد علي(ع) فرود آيند. آنگاه جبرئيل گفت: اي پسر ابوطالب چه كسي مانند تو است؟ خداوند به واسطه ی تو بر فرشتگان مباهات مي ورزد.(3)

3- در آيه ی 82 سوره ی "طه" خداوند متعال مي فرمايد: " و من قطعاً نسبت به كسي كه به سوي من بازگشت كند و ايمان آورد وعمل صالح انجام دهد، سپس هدايت يابد ، آمرزنده هستم." با اندك تأملي در متن آيه ی شريفه، اين سؤال به ذهن متبادر مي شود كه اين چگونه شرطي براي دست يافتن به مغفرت الهي وآمرزش است؟ ايمان، عمل صالح و سپس هدايت يافتگي! مگرپس از ايمان و عمل صالح، هدايت كامل نگرديده كه خداوند آن را به عنوان شرطي مستقل و پس از ايمان وعمل صالح مي افزايد؟

پاسخ در تبيين پيامبر اكرم(ص) نهفته است كه آيه را چنين توضيح فرمودند: هر كس ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد و سپس با ولايت علي بن ابي طالب هدايت يابد.(4)

4- خداوند متعال در سوره ی " يس" مي فرمايد:" همه چيز را در امام مبين به شماره در آورده ايم" يعني علوم همه چيز را در آن جمع كرده ايم. اصحاب از رسول خدا(ص) پرسيدند: آيا منظور تورات ، انجيل يا قرآن كريم است؟ حضرت به علي بن ابي طالب اشاره نموده و فرمودند: خير، امامي كه خداوند علم همه چيز را در وجود او نهاده اين شخص است.(5)

5- درسوره ی "تكاثر"، خداوند متعال پس از آنكه زياده طلبي انسان تا دم مرگ را به او گوشزد مي كند، با لحني شديد ، مرگ را به ياد مي آورد و هشدار مي دهد" هرگز چنين نيست اگر به علم يقيني مي دانستيد، قطعاً و به يقين درآن روز از نعمت سوال خواهيد شد." در تفسير آيه ی آخر چنين نقل شده كه نعمت مورد سؤال ، ولايت علي بن ابي طالب است.(6)

6- از پيامبر اكرم نقل شده كه فرمودند:" هنگامي كه خداوند اولين و آخرين را جمع كند و صراط بر جهنم نصب گردد، هيچكس از آن عبور نخواهد كرد مگر آن كس كه براتي حاكي از ولايت علي بن ابي طالب همراه دارد." (7)

7- در آخرين آيه از سوره ی "رعد"، خدا به پيامبرش تسلي مي دهد كه اگر كافران مي گويند تو پيامبر نيستي، به آنان بگو دو شاهد دارم كه مرا كفايت مي كنند، الله و كسي كه علم الكتاب در نزد اوست. روايات شيعه و بسياري از روايات اهل سنت ، دلالت دارد كه شاهد دوم يعني آن كسي كه صاحب علم الكتاب است، اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب است.(8)

توجه فرماييد كه اميرالمؤمنين (ع) در اين آيه صاحب علم كتاب معرفي شده و اين در حالي است كه قرآن كريم در سوره ی نمل شخصي از ياران سليمان پيامبر (ع) را به عنوان صاحب جزئي از علم كتاب معرفي نموده و بيان مي دارد كه وي توانست تخت سلطنتي ملكه سبا را در يك چشم بر هم زدن از يمن به بيت المقدس بياورد و علي بن ابي طالب صاحب تمام اين علم است.

آيه ی مورد بحث ، شمه اي از ولايت تكويني به معناي قدرت تصرف در عالم وجود است كه ائمه ی معصومين (ع) داراي آن بوده اند.

پي نوشتها:

1- شرح نهج البلاغه،1/17.

2- شواهد التنزيل ، ج1، صص 69-70/ تاريخ دمشق ، ج 2، ص 346.

3- مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 132/ تاريخ دمشق، ج 1، ص138- تفسير فخر رازي « تفسير طبري » تفسير قرطبي- احياء علوم الدين، ج 3، ص 238.

4- شواهد التنزيل ، ج 1، صص 375-377/ الصواعق المحرقة 91 چاپ مصر- ينابيع المودة باب ، ج 36، ص 110.

5- ينابيع المودة باب 14، صص 77-76.

6- شواهد التنزيل ، ج 2، ص 368/ ينابيع المودة 112 و 111.

7- مناقب ابن مغازلي 42 / لسان الميزان ابن حجر عقلاني ، ج 1، ص 51/ ميزان الاعتدال ذهبي،ج 1، ص28/ الصواعق المحرقة ، ص 75/ الرياض النضره محب طبري ، ج 3، ص 167.

8- شواهد التنزيل ، ج1، صص 307-310/ الاتقان سيوطي ، ج 1، ص 13/ ينابيع المودة ، ص 102/ تفسير قرطبي، تفسير روح المعاني، تفسير طبري ، الله المنثور ، تفسير خازن.

منبع:

http://www.navideshahed.com/fa/index.php?Page=static&UID=71944

++++++

پيغمبراکرم ـ صلّى اللّه عليه وآله و سلّم ـ فرمود:

« يا على، اگر بيم آن را نداشتم که مسلمانان دربارهى تو آن کنند که مسيحىها درباره حضرت عيسى (ع)نمودند، درباهى تو چيزى مىگفتم که به هر کجا گذر کنى از خاک کف پايت تبرک جويند. »

مرحوم آية الله العظمي بهجت رحمه الله علیه در تفسير حديث بالا مي فرمودند:

تازه پيامبر هنوز على ـ عليهالسّلام ـ را معرفى نکرد.با اين که اين همه بيانات در اين حديث و احاديث ديگر فرموده است. فضايل على ـ عليهالسّلام ـ گفتنى نيست، حقّ است اما گفتنى نيست! زيرا ما ضعيفُ العقل و الايمان هستيم و ظرفيت نداريم. اگر بيان مى کرد، بسيارى از مردم کافر میشدند و عدّه اى معدود ايمان می آوردند، هم چنان که درباره ى حضرت عيسى مسيح (ع) چنين اتفاق افتاد

+++++++++++

حُرّه دختر حلیمه سعدیّه ( مادر رضاعی رسول الله ، که از شیعیان و دوستداران حضرت علی (ع) بود) که زمان پیری اش مصادف شد با حکومت استبداد تاریخ حجاج بن یوسف ثقفی (لعنته الله علیه) که یکی از ستمگران و خونخواراناست و از طرف عبد الملک مروان سردار و حاکم عراق بود و او در زمان حکومتش بسیاری از شیعیان را به شهادت رساند و ده ها هزار نفر از مردم راهلاک کرد . روزی حجاج حره را احضار کرد و به او گفت: شنیده ام که توعقیده داری علی ابن ابی طالب از ابوبکر و عمر و عثمان برتر و بالاتر است؟

حُرّه گفت: خیر من این عقیده را ندارم، بلکه عقیده ی من جامع تر است. مولا امیر المومنین(ع) نه تنها که از این سه نفر بالاتر و والاتر است بلکه از تمام انیبا به غیر از رسول الله محمد (ص) والاتر و با فضیلت تر است و

این عقیده ی من نیست بلکه خداوند او را (علی علیه السلام)بر تمام انبیا بالاتر می داند و قرآن نیز گواهی آن را می دهد.

او از حضرت آدم والاتر است زیرا به فرموده قرآن کریم :

چون آدم علیه السلام به درخت ممنوعه نزدیک شد ، خداوند عمل او را نپذیرفت. اما خدا در قرآن خطاب به مولا علی(ع) می فرماید:عمل شما خانواده ی عصمت و طهارت مقبول درگاه حق است. در جای دیگر می فرماید: خداوند به آدم فرمود: به درخت نزدیک نشوید. ولی حضرت آدم ترک اولی کرد( ترک اولی بر مردم عادی گناه و برپیامبران جایز نیست.) و به آن نزدیک شد و میوه ی آن را خورد. اما خداوندهمه چیز دنیا را بر امیر المومنین حلال کرد و ولی حضرت به دنیا اصلاً اعتنانکرد.

.اما راجع به حضرت نوح علیه السلام؛

خداوند در قرآن می فرماید: او دارای زنی بدکار و کافر بود اما مولایم علی(ع) همسری داشت که خداوند رضایت خود را در رضایت او قرار داده بود.

اما در مورد حضرت ابراهیم (ع)؛

وی به خداوند عرض کرد که : خداوندابه من رستخیز را نشان بده. ندا رسید که مگر ایمان نیاوردی؟ عرض کرد که چرا ایمان آوردم ولی می خواهم به یقینم افزوده گردد. اما مولا علی(ع) فرمود:اگر پرده ها عقب رود تا من غیب را ببینم برای من هیچ فرقی نمی کند و یه یقینم افزوده نمی گردد یعنی یه قدری یه قیامت ایمان دارم که گویی هر لحظه قیامت را می بینم.

اما حضرت موسی (ع)

وقتی خداوند به او امر کرد که برای دعوت به سوی فرعون برو، حضرت موسی عرض کرد: می ترسم مرا بکشد زیرا یک نفر ازآن ها را کشته ام.. اما شبی که کفار تصمیم گرفتند حضرت رسول الله را به قتل برسانند، پیامبر فرمود یا علی آیا جای من می خوابی؟ حضرت علی (ع) با کمال میل و اشتیاق قبول کرد و جای پیامبر خوابید تا جان پیامبر در امان باشد.

اما درباره ی حضرت عیسی (ع)؛

حضرت مریم علیهما سلام در عبادتگاه زندگی می کرد، وقتی وضع حملش نزدیک شد ، ندا رسید که این جا عبادتگاه است و به احترام این عبادتگاه حضرت مریم از مسجد الاقصی خارج شد و در بیابان کنار درختی وضع حمل

کرد.اما وقتی که فاطمه مادر مولا ایشان را حامله بود پرده ی کعبه را گرفت و

خدا او را به حق مولودش قسم داده و در نتیجه کعبه شکافته شد و او در خانه یخدا مولایم علی را به دنیا آورد.

بله این است فضایل مولا امیر المومنین که او را والاتر و با فضیلت از پیامبران اولو العزم قرارداده است.

++++++

یکی از جالب ترین فضائل امام علی این بود که بعد ازگذشت سه روز ازتولد شان اميرمؤمنان «عليه‌‌السّلام» همراه با مادر بزرگوارشان از کعبه بيرون آمدند، اول با پدر خود حضرت ابو طالب مواجه شده، به ايشان سلام کردند.

سپس به پيامبراکرم«صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلّم» با جمله «السلام عليک يا رسول الله و رحمة الله و برکاته» سلام و به اذن خدا، شروع به تلاوت آيات ابتدايي سورۀ «مؤمنون» کردند و این در حالی بود که نبی اكرم«صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلّم» در آن زمان مبعوث به رسالت نشده بودند !!!!

 

این هم لینک به شعر بسیاربسیار زیبا هر کس به کسی نازد ما هم به علی ناریم از جبار آیدینلو حتما بخونیدش!!!

از همه عزیزان در اینماه پر از برکت  التماس دعا دارم.  یا علی

نوشته شده توسط غریق بحر معاصی در 22:49 |  لینک ثابت   •